پایان نامه با کلید واژه های حقوق بشر، دوره ابتدایی، سازمان ملل

دانلود پایان نامه

مدرسه باید مکانی برای آموزش و پرورش صلح و مفاهمه باشد (ریردون،1982) زیرا کودکان و نوجوانان امروز، رهبران و تصمیمگیرندگان فردای جامعه هستند و هرگونه تلاش برای ایجاد باور عمیق نسبت به صلح و ضرورت احترام به خود، دیگران و محیط پیرامون، میتواند در خلق و حفظ جهانی صلحآمیز بسیار موثر باشد (دواین65،1998،ص18).
البته پژوهشهای صلح نشان دادهاند که صلح تنها به واسطه تغییر آگاهی انسان به وجود نمیآید و تنها با خواست مردم محقق نمیشود.بلکه مسئله صلح به امکان تغییر موثر ساختهای اجتماعی نیز مربوط است. از اینرو”آموزش صلح”باید برمفاهیم کلیدی مانند تجاوز سازمانیافته، خشونت ساختمند و عدالت اجتماعی تکیه کند. به همین منظور، آموزش باید به عمیقترین مرکز شخصیتی انسان و به قضاوت اخلاقی سرشت و طبیعت صلح ، کنجکاوی و همکاری دست یابد (بالنو66،1966،ص77).

آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر
متمم پیشنهاد یونسکو درباره آموزش صلح مستلزم این است که آموزش صلح به عنوان یک اصل فراگیر در آموزش به رسمیت شناخته شود. یعنی در تدریس، این رویکرد صرفنظر از موضوع یادگیری، جهانی شود و محتوای آموزش صلح وارد همه فعالیتهای تدریس شود. گنجاندن آموزش صلح در آموزش در یک مقیاس بزرگ، مستلزم یادگیری شیوه جدیدی در تربیت مربیان شاغل در آموزش است. آموزش صلح باید ابتدا افراد را به سوی یک وظیفهشناسی درونی هدایت کند، به طوری که مفاهیم آموزش صلح را بر اساس وظیفهشناسی درونی خود به صورت عملی محقق نمایند. برنامهریزی و سازمان به تربیت مربیان در هر کشور، باید به عنوان قسمتی از متمم اصول پیشنهادی یونسکو مورد توجه قرار گیرد.
تقویت احساس مسئولیت که هدف اولیه آموزش صلح است، مستلزم تربیت اخلاقی عمیق است که با هدف به کمال رساندن شخصیت جامع نوع بشر، انجام میگیرد. بنابراین آموزش صلح در سراسر زندگی هر یک از آدمیان ادامه دارد. آموزش صلح نمیتواند خنثی و عاری از ارزشها باشد: شجاعت کار بر اساس ارزشهای اخلاقی ، یک امر اساسی است. این ارزشها لازم است در بیانیه حقوق بشر سازمان ملل متحد پیشنهادهای یونسکو جای گیرند و مبنای فعالیتهای آموزشی مردان و زنان در همه کشورها باشند (ذکاوتی قراگزلو،1381).
برطبق نظریه یونسکو هدف عمده، تغییر آگاهی انسان است. به طوریکه شرایط اجتماعی به سوی عدالت تحول یابد. یونسکو سال2000 میلادی را سال فرهنگ و صلح و سازمان ملل سال 2011-2010 را دهه بین المللی فرهنگ صلح اعلام کردند.
یونسکو تنها سازمان بین المللی است که از وظایف اصلی و کلیدی آن پرداختن به مسائل آموزشی به شمار میآید. این سازمان مؤلفههای صلح را به شرح زیر اعلام میکند:
1- دموکراسی(حقوق بشر) 2- تعاون و همبستگی 3- حفظ فرهنگها 4- خود و دیگران 5- جهان وطنی 6- حفاظت از محیط زیست 7- معنویت
برای اینکه احتمال بروز جنگ کاهش یابد و افراد بتوانند با طبقات پایین جامعه احساس یکدلی داشته باشند، درک متقابل افراد توسعه یابد ، آموزش و پرورش باید در جهت تحقق شرایط صلحآمیز و انسانیتر گام بردارد.
” اگر گذرگاه اصلی صلح اندیشه انسانها باشد، بنابراین منطقی است که آموزش صلح از اهمیت برجستهای برخوردار باشد. صلح قابل آموزش است و عرصه اصلی آن آموزش و پرورش میباشد و آموزش و پرورش چهارراهی است که کس را از آن گریز نیست” (ذکاوتی قراگزلو، 1385).
آموزش میتواند از طریق گوناگون در جهت توسعه فرهنگ صلح همکاری نماید. آموزش از آنرو که متوجه افراد جوان و پرشور است. و از آنرو که با کارشناسان و مدیران تخصصی اجتماعی سروکار دارد. تا در سطوح گوناگون، هم در قلمرو عمل و هم در قلمرو نظر منشا اثر باشد. پس نکته مهم این است که بذر صلح باید با استفاده از بستر مناسبی که آموزش و پرورش صلح ایجاد میکند افشانده شود. تا از این طریق آرزوی جهانی برای صلح با پرورش شهروند صلحطلب و صلحجو تحقیق یابد. این آرزو، زمانی تحقق پیدا میکند که آموزش صلح، در زمره غایات بنیادی نظامهای آموزشی قرار گیرد.
از آنجایی که کتابهای درسی در نظام آموزش و پرورش ایران محور اصلی تعلیم و تربیت است و همچنین با توجه به اهمیت آموزش صلح در تربیت شهروند جهانی، محتوای کتابها باید بر اساس اهداف مندرج در اسناد ملی کشور باشد، لذا اهداف باید در راستای صلح و مؤلفههای آن باشد.
تحولات اجتماعی، صنعتی، سیاسی و علمی همواره آموزش را تحت تأثیر خود قرار داده است. از این رو به بررسی تأثیراتی که تحولات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و تحقیقات صلح براساس دیدگاه و شناخت آموزش صلح در اوایل دههی 1950 تا 1990 گذشته است، پرداخته میشود. این بررسی در چهار دورهی زمانی مختلف انجام گرفته است.
الف) دورهی خلع سلاح اتمی: از اوایل دههی 1950 تا اواسط دههی 1960ادامه داشته است، زمانی که توجه اکثریت به جنگ سرد منعطف شده بود و مطالعات صلح بر محور موضوعات خلع سلاح قرار گرفته بود.
1- دورهی عدالت اقتصادی و اجتماعی: از اواسط دههی 1960تا اواسط دههی 1970 ادامه داشت. زمانی که مفهوم صلح بیانگر تغییر از خشونت مستقیمبه خشونت غیرمستقیم (ساختاری) بود و توجه اکثریت بر قبول داشتن عدالت اقتصادی و اجتماعی و تأکید بر درگیریهای بدون خشونت بود و بر وجود کشورهایی با برخورداری از صلح مثبت، تأکید میشد.
در این راستا یونسکو از اواسط دههی 1970 تلاشهایی را برای ارتقاء عدالت اجتماعی و اقتصاد در آموزش به کار گرفت و در این رابطه، پیشنهاد پیرامون « آموزش شناخت بینالمللی، همکار
ی و صلح» را مطرح نمود و موارد اساسی را که تمام دانشآموزان باید آنها را مطالعه کنند، در موارد زیر خلاصه نمود:
1. تساوی حقوق انسانها
2. مطمئن کردن مردم از وجود حقوق بشر
3. حفظ صلح و خلع سلاح
4. رشد اقتصادی و تحول اجتماعی
5. محافظت از میراث فرهنگی انسانها
6. محافظت از منابع طبیعی
7. نقش سازمان ملل در حل چنین مشکلات ( هیکس67، 1983)

ب) دورهی آموزش خلع سلاح68: ایندوره از اواسط دههی 1970 تا اواسط دههی 1980 به طول انجامید و محور اصلی آن بر تربیت نیروهای بومی آموزش خلع سلاح قرار گرفت. در این دوره نگرانی پیرامون مسائل زیستمحیطی آغاز شده بود.
ج) دورهی وابستگی متقابل جهانی و سیارهای69: این دوره شامل اواسط دههی 1980 تا عصر کنونی میباشد و توجه عمده یآن پیرامون وابستگی متقابل جهانی و سیارهای است و تأکید فراوان بر مسائل محیطی در جهت دستیابی به زندگی بهتر، بدون تباهی محیط زیست دارد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   هیجان های بنیادی کدامند؟

اقدامات یونسکو در زمینه فرهنگ صلح در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی
– چاپ و انتشار دادههای آموزشی و مرجع به زبانهای مختلف در زمینه ترویج حقوق بشر، تساوی اجتماعی، دموکراسی و تفاهمبینفرهنگی
– توجه به نقش کتابهای درسی و دادههای تربیتی درمورد فرهنگ صلح
– ترویج تفاهمهای بینفرهنگی از طریق تهیه و انتشار کتابهای تاریخی چندجلدی به منظور ترویج فرهنگ صلح
– همکاری در اجرای طرحهای ویژه در مورد آموزش حقوق بشر و دموکراسی در آمریکای مرکزی و آفریقای جنوبی
– ترویج فرهنگ صلح در شبکه مدارس وابسته(ASP)
– حمایت از آموزش چندزبانی از طریق شبکههای دانشگاهیLINGUAPAY
– کرسیهای یونسکو در زبانشناسی در بلژیک و مرکز یونسکو در LINGUAUNI CATULUNYA (اسپانیا)
– تشویق گفتوگوی بینفرهنگی از طریق اجرای طرحها و انتشار دادههای اطلاعات درمورد منشا تاریخی پیوند فرهنگها و تمدنها؛ طرحهای جاده ابریشم، جاده بردگان، جادههای آهن و… (کمسیون ملی یونسکو در ایران، 1378).

برخی از اقدامات یونسکو در سطوح ملی و منطقهای
1. مساعدت به دول عضو در اجرای برنامهها و اقدامات ملی فرهنگ صلح به ویژه در السا لوادر، بروندی، موزاییک و سومالی
2. همکاری در تهیه برنامههای رادیویی، در مورد حقوق زنان و ارتقای آگاهی زنان فقیر
3. برگزاری جشنوارههای سالانه فرهنگ صلح در السا لوادر
4. همکاری در برگزاری کنفرانس بینالمللی” از کلیشههای جنگ به ایدهآلهای صلح از طریق فرهنگ و آموزش” در دسامبر 1997 در مسکو
5. اجرای طرحهای تحقیقاتی و همکاری در تشکیل گردهماییهای مربوط به ترویج فرهنگ صلح در اروپای شرقی،مرکزی و آسیای میانه…(کمسیون ملی یونسکو در ایران،1378).
یونسکو و فرهنگ صلح
ایده فرهنگ صلح در برنامههای یونسکو برای اولینبار در سال1989 در کنگره بینالمللی” صلح در اذهان انسانها” در شهر یاماسوخر و در ساحل عاج مطرح شد. پس از آن آقای فدریکومایور مدیرکل یونسکو، در نخستین گردهمایی بینالمللی فرهنگ صلح که در شهر سالوادر تشکیل شد، رسما مباحثه بینالمللی درمورد برقراری حق صلح را آغاز کرد که مطالب آن در اعلامیه وین درج شد.
یونسکو به منظور تقویت برنامههای مرتبط با صلح و هماهنگ کردن فعالیتهای وابسته در این حوزه از سال 1995، یک طرح فرارشتهای تحت عنوان” به سوی فرهنگ صلح” در راهبرد میان مدت سوم خود اختصاص داد. در این سند که برنامه کار یونسکو برای دوره ششساله 2000-1994 است، فرهنگ صلح چنین تعریف شده است:
مجموعه ارزشها ، دیدگاهها ، شکلهای رفتاری ، شیوههای زندگی و فعالیتی که احترام به زندگی، به انسانها و کرامت و حقوق آنها را منعکس میسازد و از آنها الهام میگیرد، نفی برخوردها از جمله تروریسم در همه اشکال آن، التزام به اصول آزادی، عدالت، همبستگی، دگرپذیری، تفاهم میان مردم و میان گروهها و افراد.
راهبردهای مشارکت در ایجاد فرهنگ صلح به شرح زیر است:
– تشویق آموزش صلح، حقوق بشر، دموکراسی، دگرپذیری و تفاهم بینالمللی
– ترویج حقوق بشر و مبارزه با تبعیض
– حمایت از تحکیم روندهای دموکراتیک
– تشویق کثرتگرایی فرهنگی و گفتوگوی بین فرهنگها
– مشارکت در پیشگیری از مناقشات و تحکیم صلح پس از درگیری

اهمیت آموزش و پرورش دوره ابتدایی
مهمترین دوره تحصیلی در تمام نظامهای آموزش و پرورش جهان ، دوره ابتدایی است، زیرا شکلگیری شخصیت و رشد همهجانبه فرد در این دوره، بیشتر انجام میشود. دوره ابتدایی، در رشد مفاهیم و معانی اموری که کودک در زندگی روزمره با آنها مواجه است، نقش مهمی برعهده دارد این دوره تداوم بخش تکوین شناختی، زیستی و اجتماعی کودک، که در خانواده پیریزی شده است. همچنین دورهای است که در آن فرصت و موقعیت مناسبی برای تحصیل، تربیت و یادگیری شیوه ارتباط صحیح با دیگران برای کودک فراهم میگردد و استعدادهای هر کودک بتدریج شکوفا میشود. در اعلامیه حقوق بشر آمده است: هرکس حق دارد از آموزش و پرورش بهرهمند شد. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات دوره ابتدایی و اساسی است باید رایگان باشد. همچنین آموزش و پرورش اجباری است آموزش حرفهای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط عادی و کامل در دسترس قرار گیرد، تا همه بنابر استعداد خود از آن بهرهمند شوند. از آنجا که شرط ورود به دورههای تحصیلی بعدی دوره ابتدایی است، سرمایهگذاری برای این دوره و توجه به بهبود کمی و کیفی آن، زمینه را برای توفیق دانشآموزان در دورههای تحصیلی بعد فراهم کرده و آفت تحصیلی و تربیتی آنان را در ا
ین دوره کاهش میدهد(صافی،1390).

برنامه درسی دوره ابتدایی
یکی از ارکان مهم تعلیم و تربیت برنامهریزی درسی است. بدون برنامهریزی، در هیچ دورهای نمیتوان کاری را انجام داد. فرایند تحصیلی در هر دوره تحصیلی با عوامل مختلفی ارتباط دارد. نقش معلم ، ارتباط متقابل دانشآموزان ، وسایل کمک آموزشی، فضای یادگیری ، تواناییهای یادگیرنده و محتوای برنامهدرسی از جمله عواملی هستند که هرکدام بهگونهای خاص در یادگیرنده موثرند.
برنامه درسی مجموعه قواعد و ضوابطی است که به مجموعه عناصر مرتبط با یادگیری منطق و سازمان میدهد. در آموزش و پرورش دوره ابتدایی برای دانشآموزان باید تعلیمات شایستهای جهت زندگی اثربخش آنها درنظر گرفته شود. از اینرو باید برنامههای این دوره با توجه به اصول ذیل تهیه و اجرا شود:
1. با مراحل آموزش و پرورش این دوره هماهنگ باشد.
2. با مراحل رشد کودکان این دوره هماهنگ باشد.
3. با مدت تحصیل تناسب داشته باشد.
4. با