منبع پایان نامه ارشد با موضوع استقلال عمل

دانلود پایان نامه

بازرگانی یا آگهی، یکی از این تدبیرهاست.
5- خبر در برابر تبلیغ:
درآمیختن همیشگی و گسترده خبر با تبلیغ اگر به یک اخلاق و روند ثابت مبدل شود آثار ویرانگری بر محیط‌های رسانه‌ای خواهد گذاشت. اصطلاح تبلیغپنهان80که صاحبنظران و استادان روزنامه‌نگاری آن را بسیار زیانبار توصیف کرده‌اند، جنبه‌ دیگری از این پدیده است. وقتی مخاطبان یک روزنامه‌ به این باور برسند که در مطالب اطلاعرسانی آن روزنامه رگه‌هایی از نفع شخصی و گروهی وجود دارد، اعتماد خود را از دست می‌دهند و این بی‌اعتمادی زمینه قطع گفتمان و تعامل ذهنی میان رسانه و مخاطب را فراهم می‌کند.
6- نگاه جامعه:
شغل روزنامه‌نگاری در نظر درصد بالایی از جمعیت جامعه، هنوز شغلی که زندگی صاحب آن را تأمین کند شناخته نمی‌شود. مردم گویا توقع دارند روزنامه‌نگاران در برابر کاری که می‌کنند، دستمزد نگیرند. حدود 170 سال از رواج روزنامه‌نگاری در کشور ما می‌گذرد اما هنوز چنین طرز فکرهایی رواج دارد این نگاه به رواج دیدگاه‌هایی اغراقآمیز در مورد این حرفه انجامیده است. (ساندرز، 1386، 9- 336)
چهار نظریه مربوط به مطبوعات 81
«دیدگاهها و نظریات ویلبر شرام82درباره مطبوعات از جمله چالشبرانگیزترین دیدگاهها به شمار میرود که از زمان نگارش و انتشار آن محل و بحث و بررسیهای مختلفی بوده است. او چهار نظریه را در کتابش مطرح کرده است که در زیر به مرور آنها میپردازیم:
نظریه اقتدارگرا83
این نظریه یکی از قدیمی‌ترین نظریه‌های مربوط به مطبوعات است. به عقیده شرام در جامعه آن زمان، حقیقت به منزله دستاوردی مبتنی بر انبوه بزرگ مردم، نگریسته نمی‌شد، بلکه دستاورد فرد برجسته، که در موضوع راهنمایی و رهبری پیروان خویش قرار داشتند، تلقی می‌گردید. به این ترتیب، حقیقت در کنار کانون قدرت تمرکز یافته بود، بر همین اساس، مطبوعات هم به طور عمودی از بالا به پایین عمل می‌کردند. به این معنا که حکمرانان زمان، مطبوعات را به گونه‌ای به کار می‌گرفتند که آنچه را خود می‌خواهند و سیاست‌هایی را که باید مورد حمایت مردم قرار گیرند، به اطلاع آنان برسانند.
نظریه آزادی‌گرا84
این نظریه که از اواخر قرن هفدهم، به خودنمایی پرداخت، در قرن هجدهم به واقعیت رسید و در قرن نوزدهم شکوفایی پیدا کرد، همان است که امروزه (نظریه آزادی‌گرا) نامیده می‌شود. نظریه آزادیگرا موضع متقابل انسان و دولت به صورتی را که در نظریه اقتدار وجود داشت، دگرگون کرد. بر اساس این نظریه، انسان دیگر به عنوان یک موجود وابسته، که مورد راهنمایی و رهبری قرار گیرد، تلقی نمی‌گردد، بلکه بیشتر به عنوان موجودی عقلایی، که می‌تواند در زمان برخورد با مسائل، بین حقیقت و خطا و بین نیکی و بدی، راه صحیح را انتخاب کند، شناخته می‌شود. با توجه به این نظریه، حقیقت دیگر به عنوان امری متعلق به قدرت به شمار نمی‌رود و حق جست و جوی قدرت، یکی از حقوق طبیعی سلبنشدنی انسان محسوب می‌گردد.
نظریه کمونیست شوروی85
«این نظریه از جبرگرایی مارکسیت، ریشه گرفته و بر ضرورت شدید حفظ سیطره سیاسی یک حزب، که تنها معرف کمتر از یک درصد جمعیت کشور است، استوار گردیده است… این مطبوعات، بر خلاف الگوی قدیمی‌اقتدارگرایی، که بر مالکیت خصوصی مبتنی بود، تحت مالکیت دولت قرار دارند. در این الگوی جدید انگیزه منفعتجویی از میان رفته و مفهوم آزادی مثبت، جانشین مفهوم آزادی منفی گردیده است» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 229: 1386)
نظریه مسئولیت اجتماعی 86
«قدرت و وضعیت تقریبا انحصاری وسایل ارتباطجمعی، تعهد مسئولیت اجتماعی خاصی را به آنها تحمیل میکند که به موجب آن باید بکوشند تا هر کدام از گرایشهای فکری و سیاسی، به طور منصفانه از طریق آنها به جامعه معرفی شوند و همگان بتوانند از اطلاعات لازم برای تصمیمگیری برخوردار گردند. در غیر این صورت، اگر خود رسانهها به چنین مسئولتی توجه نداشته باشند، ممکن است این ضرورت پدید آید که سازمانها یا مراجع دیگری از سوی خوانندگان و مخاطبان، برای تحقق این مسئولیت اقدام کنند…. این نظریه از سوی برخی از مطبوعات که کمیسیون مذکور (کمیسیون آزادی مطبوعات دانشگاه شیکاگو) نسبت به آنها دیدگاه خوبی نداشت، مورد استقبال واقع نشد و با عکسالعمل‌های مساعد روبه‌رو نگردید. اما تمام نکات اساسی این نظریه، مدت‌ها پیش از تشکیل کمیسیون به وسیله مدیران و ناشران مسئولیتشناس، مورد طرح و بررسی قرار گرفته بودند و بسیاری از مدیران و ناشران مسئولیتشناساس دیگر هم بعد از پایان کار کمیسیون و به طور مستقل، از نظریه مسئولیت اجتماعی حمایت کرده بودند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 228: 1386)
«از دید معتقدان به نظریه مسئولیت اجتماعی«وجدان87 و استقلال88، دو پایه اساسی«نظریه مسئولیت اجتماعی» تلقی میشوند و »فرآیند «خودحقجویی»و«فرآیند خودنظامدهی» نیز از لوازم حتمی‌آن به شمار میروند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 254: 1386)
دنیس مککوایل89 از جمله نظریه پردازانی بودکه به نظریه مسئولیت اجتماعی پرداخت. از دید او «هواداران نظریه مسئولیت اجتماعی به این نتیجه رسیده بودند که مالکیت خصوصی مطبوعات و سایر رسانهها و کنترل سرمایه بر اداره و فعالیت آنها، باعث انحراف از هدفهای اولیه نظریه مطبوعات آزاد شده است و خوشبینیهای قبلی راجع به نقش مثبت«بازار آزاد اندیشهها»، در تامین مصالح عمومی‌و همچنین منافع فردی را از میان برده است. آنان معتقد بودند که تحقق«نظریه مسئولیت
اجتماعی» سبب میشود که بین سه اصل مختلف، شامل آزادی فردی، انتخاب آزاد و آزادی رسانهها از یک سو و تعهد رسانهها در برابر جامعه از سوی دیگر، سازگاری برقرار گردد و برای مقابله با تعارضهای نظریه مطبوعات آزاد در عرصه تجربی آن، راه حل مناسب پیدا شود.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 281: 1386)
نظریه مسئولیت اجتماعی مبنای نظرورزی درباره اخلاق‌رسانه‌ها
«مککوایل بر پایه نظریه هنجاری مطرح درباره مطبوعات که نخستین بار سیبرت90 در 1956 در قالب طبقهبندی چهارگانهای ارائه کرده بود، شش گونه نظریه هنجاری را در باب ساختار و عملکرد رسانهها عرضه میدارد… که از این میان نظریه مسئولیت اجتماعی بیشتر مبنای نظرورزی درباره اخلاق رسانه بوده و هست. نظریه مسئولیت اجتماعی، استقلال رسانهها را با تعهد نسبت به جامعه به صورت توامان در نظر میگیرد و مبانی نظری آن بر این فرض استوار است که رسانهها باید در حوزه اطلاعرسانی و فرهنگ و فراهمآوردن تریبون برای طرح دیدگاههای گوناگون، متعهد به پیشبرد سیاستهای دموکراتیک باشند. تاکید بر حداکثر استقلال رسانهها، در عین هماهنگی با عمل به تعهدات نسبت به جامعه، اساس این نظریه است. بر پایه این نظریه هنجاری باید بین سه اصل آزادی فردی، انتخاب آزاد و آزادی رسانهها، و تعهد رسانهها در قبال جامعه سازگاری برقرار کرد.» (خانیکی، 82: 1388)
در سوی دیگر طرفدارن نظریه مسئولیت اجتماعی نیز برای مقابله با آنچه که منتقدانشان «تعارضهای نظریه مطبوعات آزاد» می‌خواندند دو راه حل ارائه دادند:
«1- توجه به توسعه نهادهای عمومی‌و مستقل برای اداره موسسات رادیویی و تلویزیونی، به تأمین عینی‌گرایی و حفظ استقلال آن در برابر دولت و موسسات تجارتی و ایفای وظایف خاص این رسانه‌ها در برابر جامعه، کمک می‌کند و زمینههای توسعه بیشتر نظریه مسئولیت اجتماعی را فراهم می‌سازد.
2- حمایت از توسعه حرفه‌ایگرایی مطبوعات و رسانه‌های دیگر، از طریق ارتقای کیفی استاندارهای عملی روزنامه‌نگاری و پیشبرد خود نظام‌دهی فعالیت‌های روزنامه‌نگاران، مسئولیت اجتماعی مورد نظر را تقویت می‌کنند…
اقدامات دیگری چون«تدوین اصول اخلاق حرفه روزنامه‌نگاری، حمایت از استقلال حرفه‌ای هیئت تحریریه و آزادی فعالیت روزنامه‌نگاران… تاسیس شوراهای مطبوعاتی و رسانه‌ای و… نیز به تحقق«نظریه مسئولیت اجتماعی» کمک میکند» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 282: 1386)
مککوایل در انتهای این بحث سرفصلهایی را برای نظریه مسئولیت اجتماعی مطرح میکند که عبارتند از:
«- رسانهها باید برخی از تعهدات و وظایف در برابر جامعه را بپذیرند و آنها را ایفا کنند.
– برای تحقق این تعهدات باید به استانداردهای حرفه‌ای خبری، مانند حقیقت، صحت، عینیت و توازن، توجه فراوانی معطوف شود.
– رسانهها با پذیرش و ایفای تعهدات مورد نظر، باید به خود انضباطی حرفه‌ای خویش در چارچوب قونین و نهادهای موجود بپردازند.
– رسانهها باید از آنچه ممکن است به جنایت، خشونت یا بینظمی‌کشور یا هتکحرمت گروههای اقلیت منجر شود، پرهیز نمایند.
– رسانهها باید به عنوان یک مجموعه کلی کثرتگرا باشند و با ایجاد امکان دسترسی به دیدگاههای مختلف و تامین حق جواب، انعکاس دهنده تعدد و تنوع اندیشهها در جامعه خویش باشند.
– جامعه و مخاطبان رسانهها، با توجه به تعهدات و وظایف اجتماعی مورد نظر، حق دارند خواستار رعایت استانداردهای عالی حرفه‌ای در فعالیتهای روزنامه‌نگاری باشند و در صورت لزوم برای تامین و تضمین منافع و مصالح عمومی‌در این زمینه مداخله کنند.
– روزنامه‌نگاران و همکاران حرفه‌ای رسانهها، باید در برابر جامعه و همچنین کارفرمایان خود و بازار، پاسخگو91 باشند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 283: 1386)
زمینه‌های مقررات اخلاق حرفه روزنامه‌نگاری
«بررسی محتوای مجموعه‌های مقررات اخلاقی حرفه‌ی روزنامه‌نگاری در سطح‌های ملی، منطقه‌ای و جهانی، مشخص می‌سازد که مقرات مذکور، به طور کلی چهار زمینه مهم زیر را در بر می‌گیرند:
الف – آگاهی‌دهی عمومی
با توجه به رسالت اصلی روزنامه‌نگاری برای پاسخگویی به حق همگان در مورد دریافت اطلاعات عینی مربوط به زندگی جمعی، برخورداری از آزادی بیان و انتقاد و همچنین بازتاب آزادانه افکار عمومی‌از طریق رسانه‌های متعدد و متنوع خبری، وظیفه آگاهیدهی آنان در رأس وظایف حرفه روزنامه‌نگاری قرار گرفته است.
ب – آزادی مطبوعات، شرط اساسی فعالیت روزنامه‌نگاری
برای تحقق حق همگان به شناخت رویدادهای خبری و افکار عمومی، تأمین استقلال عملی روزنامه‌نگاری و تحکیم و تضمین حیثیت و منزلت حرفه روزنامه‌نگاری، در مجموعه‌های مقررات اخلاقی این حرفه، جایگاه برجسته‌ای دارند به همین لحاظ، دفاع روزنامه‌نگار از آزادی اطلاعات و تفسیر و انتقاد، از وظایف اصلی او به شمار می‌رود.
پ – بیان حقیقت، وظیفه بنیادی روزنامه‌نگار
رسالت اجتماعی حرفه روزنامه‌نگاری ایجاب می‌کند که روزنامه‌نگار همیشه در خدمت کشف و بیان حقیقت باشد. بیان حقیقت در واقع شالوده آگاهیدهی را تحکیم می‌کند. به موجب این اصل، روزنامه‌نگاران وظیفه دارند آنچه را که به راستی روی داده است و در آن شائبه دروغ ندارد، منعکس کنند. به این ترتیب روزنامه‌نگاران باید از گزارش مغرضانه رویدادها و مسائل و یا کتمان حقیقت پرهیز کنند. روزنامه‌نگاران همچنین موظفند که در صورت ارتکاب اشتباه، هرچه سریع‌تر آن را اصلاح
کنند. درست است که کار روزنامه‌نگاری با سرعت عمل همراه است، اما این سرعت عمل نباید مانع کوشش و جست و جو برای پیبردن به صحت و سقم اطلاعات شود. به همین دلیل، در مقررات اخلاقی حرفه روزنامه‌نگاری تاکید می‌شود که روزنامه‌نگاران سعی کنند منابع خبری خود را خوب بشناسند و اگر نسبت به واقعیت و عینیت یک خبر تردید دارند، آن را از منابع دیگر تعقیب و تکمیل کنند.
ت- احترام به حیثیت فردی و زندگی خصوصی
توجه خاص به حیثیت شخصی و زندگی خصوصی افراد، یکی از ضرورت‌های انجام صحیح فعالیت روزنامه‌نگاری و جلوگیری از توسعه جرائم مطبوعاتی و مخصوصاً توهین و افترا به افراد است، به همین سبب در تمام مواردی که ممکن است انتشار مطلب یا چیزی از طریق مطبوعات و یا رادیو و تلویزیون، به حیثیت افراد لطمه وارد آورد باید حق تصحیح یا حق پاسخ برای آنان محفوظ بماند. به بیان دیگر، هرگاه رسانه‌ها موضوعی را علیه یک فرد مطرح کنند او حق دارد که درباره آن توضیح دهد و مطبوعات و رادیو و تلویزیون نیز موظف به انعکاس آن پاسخ هستند.» (معتمدنژاد، معتمدنژاد، 391: 1386)
پیشینه ادبیات
اسرار حرفه‌ای و اصول اخلاقی روزنامه‌نگاران
«اصل حفظ اسرار حرفه‌ای