دانلود پایان نامه ارشد درمورد مذهب شافعی، جمال الدین

دانلود پایان نامه

ی شافعی دمشق دستور داد که در دمشق اعلام کنند که : هرکس معتقد به عقاید ابن تیمیه باشد، خون و مالش حلال است.23
3. سبکی
سبکی متوفای سال 756 هجری، از دانشمندان بلند آوازه اهل سنت و معاصر «ابن تیمیّه» می‌نویسد:
«لما أحدث ابن تیمیّه ما أحدث فی أصول العقائد، و نقض من دعائم الإسلام الأرکان و المعاقد، أن کان مستتراً بتبعیّه الکتاب و السنه، مظهراً أنّه داع إلی الحق، هاد إلی الجنّه، فخرج عن الاتباع الی الابتداع، وشذ عن جماعه المسلمین بمخالفه الإجماع، و قال بما یقتضی الجسمیه و الترکیب فی الذات المقدسه، و أن الافتقار إلی الجزء لیس بمحال، و قال بحلول الحوادث بذات الله تعالی… فلم یدخل فی فرقه من الفرق الثلاثه و السبعین التی افترقت علیها الأمّه، و لا وقفت به مع أمّه من الأمم همّه ».
او در پوشش پیروی از کتاب و سنت، در عقاید اسلامی بدعت گذاشت، و ارکان اسلام را در هم شکست، او با اتفاق مسلمانان به مخالفت برخاست، وسخنی گفت که لازمه آن جسمانی بودن خدا و مرکب بودن ذات اوست، تا آنجا که ازلی بودن عالم را ملتزم شد و با این سخنان حتی از 73 فرقه نیز بیرون رفت.24
4. شوکانی
اطلاق شیخ الاسلام به ابن تیمیه کفر است:
«صرح محمد بن محمد البخاری الحنفی المتوفی سنه 841 بتبدیعه ثم تکفیره، ثم صار یصرح فی مجلسه: إن من أطلق القول علی ابن تیمیّه أنّه شیخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق کافر».
5. محمد بخاری
محمد بخاری حنفی متوفای سال 841 از علمای اهل سنت، در بدعت گذاری و تکفیر «ابن تیمیّه» بی پرده سخن گفته است، تا آنجا که در مجلس خود تصریح نموده است، که اگر کسی «ابن تیمیه» را «شیخ الاسلام» بداند، کافر است.25
6. بیهقی
بیهقی از بزرگ شخصیتهای علمی اهل سنت می‌گوید: «و أنکر أحمد علی من قال بالجسم و قال: إن الأسماء مأخوذه من الشریعه و اللغه، و أهل اللغه وضعوا هذا الإسم علی ذی طول و عرض و سمک و ترکیب وصوره و تألیف، و الله سبحانه خارج عن ذلک فلم یجز أن یسمی جسماً لخروجه عن معنی الجسمیه و لم یجی فی الشریعه ذلک فبطل.»
امام أحمد بن حنبل نظریه قائلین به جسمانیت حق تعالی را باطل دانسته و گفته است : اسم‌ها از شریعت و لغت گرفته می‌شود واهل لغت کلمه «جسم» را در برابر چیزی که داری طول، عرض، ارتفاع، ترکیب و صورت باشد، قرار داده‌اند و خداوند متعال از تمامی این‌ها منزه است و شایسته نیست که او را جسم بنامیم زیرا او از هر گونه معنا و مفهوم جسم، خارج است و در شریعت نیز این لفظ وارد نگردیده است، بنابر این عقیده به جسمانیت باطل است.26
7. ابن جُهبُل
او می‌گوید :«ابن تیمیه ادعا کرده آنچه را خدا و رسولش و سابقون اولون از مهاجرین و انصار گفته‌اند می‌گوید؛ در حالی که او مطالبی را می‌گوید که هرگز هیچ یک از آنها را خدا و رسول… نگفته اند».27
8. یافعی
او می‌گوید:« ابن تیمیه می‌گفت: خداوند بر روی عرش بطور حقیقی استوار است، و این که، او به حرف و صورت سخن می‌گوید. در دمشق و دیگر مناطق ندا داده شد که هرکس بر عقیده ابن تیمیه باشد مال و خونش حلال است. او مسائل عجیب و غریبی را ادعا کرد که بر او انکار شد و به سبب آن او را حبس نمودند؛ زیرا آن‌ها مباین با مذهب اهل سنت به حساب می‌آمد. او آن گاه قبایحی را می‌شمارد و بدترین آن‌ها را نهی زیارت قبر پیامبر دانسته است.28
9. ابوبکر حصینی
او می‌گوید: «پس بدان، من نظر کردم در سخن این خبیث که در قلب او مرض گمراهی است، کسی که به دنبال مشتبهات قرآن و سنت به جهت ایجاد فتنه است.
کسی که گروهی از عوام که خداوند اراده‌ی هلاکشان کرده او را متابعت کرده‌اند، در او اموری دیدم که قدرت بر نطق آن ندارم…؛ زیرا در آن‌ها تکذیب پروردگار عالمیان است»29.
10. ابوحیان اندلسی
ابن حجر می‌گوید: «ابوحیان در ابتدا ابن تیمیه را تعظیم می‌کرد و او را با قصیده ای مدح کرده است، ولی بعد از او انحراف پیدا کرده و در تفسیر صغیرش او را با بدی یاد کرده است و به او نسبت تجسیم داده است.»30 زبیدی از سبکی نقل کرده که گفت:«کتاب العرش» ابن تیمیه از قبیح ترین کتاب‌های او است. چون شیخ از آن مطلع شد، دائماً او را لعن می‌کرد تا از دنیا رفت؛ در حالی که قبل از آن او را تعظیم می‌نمود»31.
11. حسن بن علی سقاف
حسن بن علی سقاف نیز می‌گوید: «ابن تیمیه کسی است که او را شیخ الاسلام می‌نامند و گروهی نیز به کلماتش استدلال می‌کنند؛ درحالی که او ناصبی و دشمن علی است و به فاطمه(س) نسبت نفاق داده است32».
12. قاضی شافعی
قاضی شافعی (از بزرگان اهل سنت) پیروان ابن تیمیه را مهدور الدم می‌داند4.
13. حصنی دمشقی
حصنی دمشقی می‌نویسد: ابن تیمیه ای را که دریای علم توصیف می‌کنند، برخی از پیشوایان، او را زندیق (ملحد) مطلق می‌شمارند.
علت گفتار بعضی از پیشوایان هم این است که تمام آثار علمی ابن تیمیه را بررسی کرده و به اعتقاد صحیحی برنخورده است؛ مگر این که وی در موارد متعدد برخی از مسلمانان را تکفیر می‌کند و برخی دیگر را گمراه می‌داند.
با این که کتاب‌های وی آمیخته به تشبیه حق به مخلوقات و تجسیم ذات باری تعالی و هم چنین جسارت به ساحت مقدس رسول اکرم و شیخین و تکفیر عبدالله بن عباس است.
وی ابن عباس را ملحد و عبدالله عمر را محرم، گمراه و بداعت گذار می‌داند، این سخن ناروا را در کتاب الصراط المستقیم خود بیان کرده است 33.
حصنی دمشقی در جای دیگر می‌نویسد:
ابن تیمیه گفته است: هر کس به مرده و یا فرد دور از
نظر استغاثه کند… ظالم، گمراه و مشرک است.
از این سخن ابن تیمیه، بدن انسان می‌لرزد، این سخن، پیش از زندیق حران، ابن تیمیه از دهان کسی در هیچ زمان و هیچ مکانی بیرون نیامده است. این زندیق نادان و خشک، داستان عمر را وسیله ای برای رسیدن به نیت ناپاکش در بی اعتنایی به ساحت حضرت رسول اکرم، سید اولین و آخرین، قرار داده و با این سخنان بی اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنیا پایین آورده است و مدعی شده است که حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بین رفته است. این عقیده به یقین کفر و در واقع زندقه و نفاق است.34
14. نظر قاضى شافعى دمشق درباره ابن‌تیمیه
ابن حجر عسقلانى از علماء بزرگ اهل سنّت مى‌نویسد: «وقتی خبر به قاضی شافعی رسید «که برخی از افراد نزد ابن‌تیمیّه رفت و آمد می‌کنند»گفت: اگر به خاطر کفری که از وی ثابت شده، کشته نشود، حداقل باید نسبت به وی سخت گیری شود. آنگاه دستور داد وی را به زندان انفرادی منتقل کنند.
پس از آن قاضى شافعى دمشق دستور داد که در دمشق اعلان کنند که،
«من اعتقد عقیده ابن تیمیه حلّ دمه وماله».
«هر کس معتقد به عقاید «ابن تیمیه» باشد، خون و مالش حلال است.»
و این اعلامیّه را توسط یکی از علمای بزرگ اهل‌سنّت به نام «شهاب محمود» در مسجد جامع دمشق قرائت کرد که به دنبال آن حنبلی‌ها و افراد دیگری که در معرض اتّهام بودند، جمع شدند و اعلام کردند که ما بر مذهب و عقیده‌ی امام شافعی هستیم.»35

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   توزیع فراوانی

15. انتقاد صالحی شامی از ابن‌تیمیّه
وی که از علمای شافعی و متوفای 942ه.ق است درباره فتوای ابن‌تیمیّه در منع زیارت قبور می‌نویسد: « سفر برای زیارت قبر پیامبر، مشروع و جایز می‌باشد به خاطر جواز این موضوع علمای بزرگی مانند شیخ تقی الدین سُبکی و شیخ جمال الدین زملکانی و شیخ داوود ابو سلیمان مالکی و دیگران از علما، در مورد آن، کتاب نوشته و در آن کتب نظریات ابن تیمیّه که معاصر آنها بوده را رد کرده‌اند زیرا او در این مورد نظری زشتی داده است که آب دریاها آن را پاک نمی‌کند…»36
و این نشانی از قبح فتاوای ابن تیمیّه در میان علمای مذهب شافعی است که فتوایی چون ممنوعیت سفر برای زیارت قبر پیامبر اینگونه موجب موضع‌گیری ایشان حتی قرن‌ها پس از وی می‌شود.
16. مناظره ابن زملکانی شافعی با ابن تیمیّه و تبعید وی به مصر
ابن زملکانی، محمد بن علی کمال الدین متوفای 727ه.ق، از فقهای شافعی در عصر خویش بوده که ریاست مذهب شافعی به او محوّل گشت.37
ابن کثیر درباره وی می‌نویسد: استاد مذهب شافعی در عصر خود بوده که ریاست تدریس، افتاء و مناظره به او واگذار گردید که به علمای معاصر خود در مذهب شافعی چیره گشت و برتری یافت.38
ابن تیمیّه همواره با طرح نظرات انحرافی خود،موجب التهاب و تشنّج در جامعه اسلامی می‌شد، تا اینکه در سال 705ه.ق قضات شهر، همراه با ابن‌تیمیّه در قصر نایب السلطنه حاضر شدند و کتاب «الواسطیّه» وی قرائت شد، و پس از دو جلسه مناظره با کمال الدّین بن زَملَکانی و اثبات انحراف فکری و عقیدتی ابن تیمیّه، او را به مصر تبعید کردند.

17. قاضی شافعی و محاکمه ابن‌تیمیّه
بنابه نقل ابن کثیر در ماه شوال سال 707 ه.ق، صوفیّه به سبب جسارت‌هایی که ابن‌تیمیّه به «ابن‌عربی» کرده بود به دولت مصر شکایت کردند و داوری بر عهده قاضی شافعی گذاشته شد و مجلس محاکمه‌ای تشکیل شد، ولی مطلب خاصی علیه ابن‌تیمیّه ثابت نشد و در همان مجلس گفت:
«لایستغاث الّا بالله، لایستغاث بالنبی ولکن یتوسّل به و یتشفع به».
«استغاثه منحصر به خداوند است و از پیامبر طلب یاری نمی‌توان نمود، ولی می‌توان از او توسّل و طلب شفاعت نمود.»
ولی قاضی بدرالدّین شافعی احساس کرد که وی در قضیّه توسل، ادب را نسبت به پیامبر گرامی رعایت نمی‌کند، نامه‌ای به قاضی شافعی نوشت تا او را به مقتضای شریعت مجازات نماید.
قاضی شافعی نیز گفت: من نسبت به ابن تیمیّه همان سخنی را گفتم که نسبت به دیگر منحرفان می‌گویم.
آنگاه دولت مصر ابن تیمیّه را بین رفتن به دمشق، اسکندریّه و یا زندان، مخیّر ساخت. ابن‌تیمیّه زندان را برگزید و روانه‌ی زندان شد.39

18. ابن حجر هیثمی و گمراه دانستن ابن تیمیّه
ابن حجر مکّی متوفای 974ه.ق، از علمای بزرگ مذهب شافعی، درباره ابن‌تیمیّه می‌نویسد:
«ابن‌تیمیه عبدٌ خَذَلَهُ الله تعالى وأَضَلَّهُ وأَعماهُ وأَصَمَّه وأدله وبذل، صرَّح الأئمه الذین بَینوا فسادَ أحواله وکذبِ أقواله…وأهل عصرهم وغیرهم من الشافعیه والمالکیه والحنفیه… والحاصل أن لا یقام لکلامه وزنٌ بل یرمى فی کل وعز وحزن، یعتقد فیه إنه مبتدعٌ ضالٌّ ومُضِلّ جاهلُ غال، عامَلَهُ الله تعالى بِعَدلِه وأجارَنا من مثل طریقتِهِ وعَقیدَتِهِ.»
«خدا او را خوار، گمراه، کور و کر گردانیده است و پیشوایان اهل‌سنّت و معاصرین وی از شافعی‌ها، مالکی‌ها و حنفی‌ها بر فساد افکار و اقوال او تصریح دارند… سخنان ابن تیمیّه فاقد ارزش بوده و او فردی بدعت‌گذار، گمراه و گمراه‌کننده و نامتعادل است، خداوند با او به عدالت خود رفتار نماید و ما را از شرّ عقیده و راه و رسم وی حفظ نماید.»40
این عبارات به طور روشن، نظر علمای مذاهب مختلف اسلامی را نسبت به ابن‌تیمیّه و انحرافات وی روشن می‌سازد.
وی همچنین می‌نویسد:
«کسی که می‌خواهد از آن اطلاع پیدا کند، بر او لازم است که به کلام امام مجتهد، که بر جلالتش و رسیدن به مرتبه‌ی
اجتهادش اتفاق وجود دارد، یعنی تقی‌الدّین سبُکی و فرزندش تاج و شیخ امام عزّ بن عبدالسلام و معاصرین او از علمای شافعی، مالکی و حنفی مراجعه کرده و نوشته‌های آنها را مطالعه کند.
او کسی بود که علاوه بر اعتراض بر بزرگان صوفیه بلکه بر امثال عمر بن الخطاب و علی بن ابیطالب، اعتراض نمود.حاصل این که کلام او هیچ ارزشی ندارد بلکه با کمال تأسّف به دور انداخته می‌شود و اعتقاد ما درباره او این است که او بدعت‌گذار و گمراه و گمراه کننده و جاهل و اهل غلوّ است.
خداوند با او به عدالتش رفتار کند و ما را از مثل روش و عقیده و کردارش،مصون دارد… از برخی سلف خبر داده شده که نزد او یادی از علی بن ابیطالب شد، او گفت: هفده مورد اشتباه کرده است. ای کاش می‌دانستم اگر به گمان تو،علی اشتباه کرده است پس از کجا صواب به دست تو رسیده است؟!»41
19. جباوی سعدی شافعی(معاصر)
وی در مقدمه کتابی که در ردّ ابن‌تیمیّه نگاشته، می‌نویسد:
«این کتاب را کشف المین نامیدم و در آن