علمی :
بررسی نگرش، نیت و رفتار خیارکاران استان لرستان نسبت به مدیریت تلفیقی  …

علمی : بررسی نگرش، نیت و رفتار خیارکاران استان لرستان نسبت به مدیریت تلفیقی …

۲-۹-۲ روش‌های کنترل زراعی
کنترل زراعی (یا مدیریت اکولوژیک آفات) عبارت است از کنترل آفت از طریق تغییر در عملیات زراعی است. این روش، اسلحه مهم انسان در برابر آفات قبل از رسیدن سموم مهم آفتکش مصنوعی نوین بوده است(ون امدن و پیکال، ۱۹۹۶). همچنین روش های کنترل زراعی[۶]روش های بسیار کم هزینه ولی موثری هستند. اگر چه کنترل کاملی را سبب نمی شوند ولی با اعمال آنها همراه با دیگر روشهای کنترل میتوان انبوهی آفت را در زیر سطح زیان اقتصادی نگه داشت. در کنترل زراعی از عوامل محیطی که در بوم و طبیعت وجود دارند، استفاده شده و عامل جدیدی (چون حشرهکشها یا دشمنان طبیعی) در محیط وارد نمیشوند. به این قبیل عملیات زراعی، مدیریت اکولوژیک[۷] نیز گفته می شوند، در این مدیریت، اکوسیستم زراعی طوری طراحی و تنظیم میشود که حد مطلوب بهرهبرداری با حداقل برخورد با عوامل منفی محیطی حاصل شود (سراج، ۱۳۸۷).
۳- ۹- ۲ روش‌های کنترل فیزیکی و مکانیکی
کنترل فیزیکی عبارت از استفاده از سرما، گرما، تشعشع، رطوبت و خشکی برای کنترل آفات، بیماری ها و علف های هرز و کنترل مکانیکی شامل استفاده از ابزار و ادوات، پلاستیک، تله های مختلف، توری و غیره برای کنترل این عوامل خسارت زا می باشد (جعفری و همکاران، ۱۳۸۶).
از بین بردن کانون های آلودگی شامل: محل های زمستان گذرانی آفات و عوامل بیماری زای گیاهی، جمع آوری و دفن و یا سوزاندن بقایای گیاهی و یا محصولات آفت زده، از بین بردن علف های هرز حاشیه مزارع، کنار جوی ها و حاشیه آب و جاده های داخل مزارع و غیره (بهداشت مزارع).
ضد عفونی بذور آلوده به نماتد به وسیله آب گرم.
جمع آوری بعضی از آفات به هنگام عملیات شخم و انهدام آنها.
جلوگیری از ورود عوامل زیان آور به داخل مزارع: مصرف بذور و نشای سالم از لحاظ عاری بودن از آفات و عوامل بیماریزا، بوجاری بذر، استفاده از آبیاری تحت فشار و نصب توری روی در و پنجره های گلخانه و انبارها (برهانی و گل پرور، ۱۳۸۸).
۴- ۹-۲ روش‌های کنترل شیمیایی
در شرایطی که آفت شدت یابد و با روش‌های دیگر مبارزه کنترل آن میسر نشده باشد؛ استفاده از ترکیبات معدنی و یا ترکیبات آلی که منشا طبیعی داشته باشند، مجاز می‌باشد. ذکر این نکته ضروری است که این دسته از سموم می باید حداقل خطر را برای جانوران، بخصوص پستانداران و حشرات مفید، داشته باشند و کمترین آسیب ممکن را به محیط زیست وارد نماید و سریعاً تجزیه شده و در طبیعت تجمع پیدا نکند (پورآتشی ،۱۳۹۰). همچنین کنترل شیمیایی با استفاده از آفت کش ها، جمعیت آفات را کاهش می دهد. تصمیم به استفاده از یک آفت کش که بخشی از برنامه IPM می باشد، باید با توجه به مراحلی مانند شناسایی آفت، آستانه ضرر اقتصادی، مرحله زندگی محصول یا آفت انجام گیرد. هنگامی که به درستی استفاده شود، آفت کشها می توانند مفید و قابل اعتماد باشند (Hines, 2001).
۱۰-۲ مزایای مدیریت تلفیقی آفات
چالش های زیست محیطی ناشی از مصرف سموم، اهمیت توسعه و اجرای برنامه های مدیریت تلفیقی آفات (IPM) را در گستره جهان دو چندان نموده است (حسین زاد و همکاران، ۱۳۸۹). به لحاظ دستاوردی، مدیریت تلفیقی آفات مزایای مختلفی را در پی دارد که نمی توان از آن ها چشم پوشی نمود. در این بین، بهبود متوازن عملکرد، افزایش کیفیت محصولات، امکان بهره گیری از فرصت های ناشی از بازار رو به رشد محصولات ارگانیک، کنترل عوامل استرس زا، استفاده بهینه از نهادهها از جمله سموم و آفتکش ها، کاهش سطح آسیب رسانی و کنترل سطح مقاومت آفات و… مزایایی است که نصیب کشاورزان می شود. از دیگر سو، برای مصرف کنندگان محصولات غذایی امکان دسترسی به غذای سالم و بهداشتی با ارزش غذایی و کیفیت مطلوب و عاری ازمواد شیمیایی بیماری زا در راستای امنیت غذایی فراهم می شود. به لحاظ زیست محیطی، مدیریت تلفیقی آفات می تواند از طریق کاهش تزریق نهاده های خارجی بر هم زننده توازن زیست بوم های کشاورزی، کشاورزی پایدار، حفظ تنوع زیستی و محیط زیست را در پی داشته باشد. در این بین، دولت نیز می تواند از محل صرفه جویی در هزینه مربوط به تامین و اعطای یارانه به مصرف سموم و آفت کش ها به توسعه زیر ساخت های تحقیق و توسعه متناسب با کشاورزی پایدار بپردازد و تا حدودی از لحاظ امنیت و سلامت غذایی، حفظ محیط زیست، توانمندی کشاورزان و کاهش فقر و غیره آسوده خاطر شود (شریف زاده و همکاران،۱۳۸۷). استفاده از روش مدیریت تلفیقی آفات رویکردی بود که برای کاهش میزان مصرف سموم شیمیایی پیشنهاد شد. این روش باعث ایمنی محیط زیست، پایداری کشاورزی و تولید بیشتر محصولات کشاورزی شد که توانست علاجی برای مشکلات ناشی از آفت کش ها از قبیل افزایش قیمت مواد غذایی و افزایش هزینه های دولت برای تصفیه آب و خدمات پزشکی باشد (فیض اربابی، ۱۳۹۱ ).
همچنین روش هایی مانند مدیریت تلفیقی نه تنها از طریق کاهش مصرف سم منجر به افزایش درآمد کشاورز می شود، بلکه با جلب توجه کشاورز به سایر ابعاد کاهش مصرف نهاده ها و انرژی مصرفی منجر به بهبود درآمد واقعی کشاورز می شود. همچنین این مدیریت باعث کاهش وابستگی به نهاده ها از قبیل سم و کودهای شیمیایی از طریق یافتن جایگزین های مناسب، کنترل حاصلخیزی خاک، کاهش آلودگی آب، هوا و خاک و استفاده از بقایای گیاهی و کودهای حیوانی می شود (فیض اربابی، ۱۳۹۱).
همچنین مدیریت تلفیقی آفات یک رویکرد متعادل برای مدیریت آفات است که شامل جنبه های بسیاری از کشت های سالم و تولید محصولات از روش هایی که با کاهش اثرات مضر زیست محیطی همراه است و تضمین کننده سلامت بشر می باشد. برخی از فعالیت های برنامه IPM عبارتند از اطلاعات عمومیIPM ، که از طریق خبرنامه، برای پرورش دهندگان، تولید کنندگان، و مدیران زمین که آنها را با مسائل مربوطه آگاه می سازند و می تواند به انتخاب آنها را در تصمیم گیری مدیریت آفات کمک کند می باشد، که به صورت گسترش IPM در برنامه های مدارس به صورت آموزش در مدارس منطقه این که چگونه برنامه ها را عملی سازند، فراهم آوردن بودجه برای تحقیقات IPM؛ و ارائه اطلاعات IPM به عموم مردم، برگه، راهنماهای شناسایی آفات و اطلاعات دیگر IPM، که آنها را می توان در سایت های مخصوص یافت (Fish,2004). مدیریت تلفیقی آفات معتقد به بهترین روش بودن برای حل روند منفی مدیریت آفات می باشد. IPM مستلزم این است که کشاورزان روش های مختلف کنترل آفات را تلفیق کنند. روش هایی مثل استفاده از ارقام مقاوم، زراعت، کنترلهای مکانیکی، کنترلهای بیولوژیکی و کنترل شیمیایی با توجه به شرایط و زمینه های خاص خود است. بنابراین کشاورزان به کسب مهارت در کنترل آفات و دانش بوم شناسی آفات نیاز دارند (Yang et al., 2008) بنابراین، توسعه مدیریت تلفیقی آفات وابسته به میزان نهادینه شدن درک اصول و مفاهیم مدیریت تلفیقی آفات و انتقال آن از جامعه کوچک کشاورزی به کل جامعه کشاورزی است. به هر حال، مشارکت بنیادی کشاورزان از اصول ضروری توسعه و بکارگیری مدیریت تلفیقی آفات می باشد (حیدری و افسری کهنه شهری،۱۳۸۹). یکی از رهیافت هایی که می تواند در ایجاد آگاهی و توانمندسازی کشاورزان در استفاده از مدیریت تلفیقی آفات اثر بخش باشد، رهیافت مدرسه در مزرعه است. کاربرد این رهیافت نشان می دهد که برنامه آموزشی مشارکتی و عمل گرای نهفته در آن، می تواند نقش مؤثری در افزایش دانش کشاورزان نسبت به ابعاد مختلف مدیریت تلفیقی آفات مزارع ایفا نماید و درک آنان را در زمینه بوم شناسی زراعی، چرخه زندگی آفات و دشمنان طبیعی این موجودات مضر ارتقا بخشد و نوآوری محلی را بر انگیزد (علی میرزایی و همکاران،۱۳۸۹). اجرای برنامه مدیریت تلفیقی آفات در کشورهای در حال توسعه با مشکلاتی مواجه است و این مشکلات ارتباط نزدیکی با عوامل روانی، اجتماعی، فیزیکی و روش های آموزشی و ترویجی دارند. مطالعات و تجربیات گذشته پیرامون مدیریت تلفیقی آفات نشان می دهد که موفقیت برنامه مدیریت تلفیقی آفات همبستگی زیادی با آموزش های ترویجی ارائه شده به کشاورزان دارد (اتحادی و همکاران،۱۳۹۰). این نگرانی همیشه وجود دارد که کشاورزان چگونه نتایج پژوهش ها را بپذیرند؟ معمولا پذیرش های کم ممکن است به دلیل روش هایی باشد که اتخاذ می شود مثل روش های خطی از بالا به پایین. در حالت معمول فرض بر این است که محققان منبع دانش و تکنولوژی هستند و مروجان سیستم انتقال دانش و کشاورزان کاربران نهایی می باشند. ناکارآمدی کشاورزی رایج، مخصوصا در شرایط ریسک و کشاورزی وابسته به باران، منجر به جستجو برای روش های گسترش فناوری به شکل مشارکتی می شود (Ayenor et al., 2004). در این راستا، نکته حایز اهمیت آن است که پیاده سازی مدیریت تلفیقی آفات در سطح مزارع نیازمند توانمندسازی و مشارکت آگاهانه کشاورزان است. در این بین، نقش مهم کانال های ارتباطی و منابع اطلاعاتی در ارتقای سطح اطلاعات کشاورزان و تسهیل شرایط پذیرش مدیریت تلفیقی آفات قابل تعمق است. دسترسی به اطلاعات از طریق کانالها و منابع اطلاعاتی با عنوان متغیرهای ارتباطی و اخیراً با عنوان رفتار اطلاع یابی[۸] مطرح شده است (حجازی و شریفی،۱۳۹۰). از طرفی، اجرای مدیریت تلفیقی آفات در کشورهای در حال توسعه انجام گرفت، اما برخلاف تصور، اجرای مدیریت تلفیقی آفات در کشورهای در حال توسعه با موفقیت همراه نبود. محققان دلیل این امر را در روش آموزش مفاهیم مدیریت تلفیقی آفات به کشاورزان بیسواد و کمسواد این مناطق میدانستند. چرا که روشهایی که تا آن زمان مورد استفاده قرار میگرفت، از رهیافتهای ترویجی “متمرکز” و “بالا به پایین” تبعیت مینمود و در نتیجه به علت عدم مشارکت کشاورزان در فرآیند آموزش، محتوای دوره آموزشی برای کشاورزان یکنواخت و در مواردی غیرقابل درک بود. به عبارت دیگر، به اعتقاد محققان در تعریف اولیه فائو از مدیریت تلفیقی آفات، نقش مشارکتجویانه و فعالانه کشاورزان در برنامههای اجرایی مدیریت تلفیقی آفات نادیده گرفته شده بود( اسکو و همکاران، ۱۳۸۶ )
دهه ۱۹۷۰ به بعد دانشمندان و متخصصان ترویج کشاورزی به الگوها و رهیافتهایی روی آورده اند که بیشتر بر مشارکت قدرت بخشی توسعه منابع انسانی و تسهیل تاکید دارند این رهیافتها که با عنوان کلی “رهیافتهای مشارکتی” شناخته می شوند از آن زمان تا کنون در بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای در حال توسعه بکار گرفته و نتایج مطلوبی از آن حاصل شده است مهمترین رهیافتهای مشارکتی بکار گرفته شده توسط کشورها عبارتند از PRA[9]( ارزشیابی مشارکتی روستایی) ، [۱۰]FSR(پژوهش نظام های کشاورزی)، FPR[11] (پژوهش مشارکتی کشاورزان)، FSRE[12] ( نظام پژوهش و ترویج مزرعه ای)، PTD[13] (توسعه مشارکتی فن آوری)، FFS[14] (مدل مشارکتی مدرسه در مزرعه) می باشند (دین پناه و زمانی، ۱۳۸۲). ترویج اثربخش مدیریت تلفیقی آفات، نیازمند شناسایی محورها و مولفههای اصلی مدیریت تلفیقی آفات به منظور سیاست گذاری و برنامه ریزی عملی با مشارکت کشاورزان است. این مهم می تواند از طریق اجرای برنامههای مدیریت تلفیقی از طریق رهیافت های مشارکتی ترویجی همانند رهیافت مدارس در مزرعه ای صورت گیرد، زیرا در این فرآیند توسعه «سرمایه انسانی» مهم ترین عامل به شمار می آید و استفاده از رهیافت های مشارکتی عامل موفقیت برنامه های توسعه کشاورزی از جمله مدیریت تلفیقی آفات محسوب می شود (نوری و همکاران، ۱۳۹۰).
۱۱-۲ رهیافت مدرسه در مزرعه
مدرسه در مزرعه یکی از رهیافت های مشارکتی است که برای اثر بخشتر نمودن فعالیتهای تحقیق و ترویج کشاورزی طراحی شده است .این امر از طریق مشارکت نهادهای تحقیق، ترویج و نهادهای محلی به عنوان تسهیلگر، جلب مشارکت کشاورزان در فرآیند یادگیری، توسعه فناوری های سازگار، بهبود دانش، مهارت و ظرفیت سازی کشاورزان محقق میشود. این رهیافت ها به سازگارتر شدن فعالیتها و پیامدهای نظامهای تحقیق، ترویج و توسعه کشاورزی با شرایط واقعی کشاورزان و جامعه روستایی از طریق محور قرار دادن مشارکت کشاورزان کمک میکند و با هماهنگ سازی نهادی، تلفیق فعالیت ها، طراحی، اجرا و ارزشیابی برنامه ها در شرایط کشاورزان و با بهره گیری از امکانات و منابع محلی به کاهش ناکارآمدی در استفاده از منابع بحرانزده نظامهای ترویج و تحقیق کمک مینمایند و فرصتی را برای این نظام ها مهیا می سازند تا منابع خود را به طور اثربخش تر تخصیص دهند (اتحادی و همکاران، ۱۳۹۰).
همچنین سازمان فائو، رهیافت مدرسه مزرعه را برای اولین بار به منظور اجرای بهتر برنامه مدیریت تلفیقی آفات برنج، در سال ۱۹۸۹ در جاوای اندونزی به اجرا درآورد ( اسکو و همکاران، ۱۳۸۶). FFS شهرت خوبی برای معرفی اصول مدیریت تلفیقی آفات در بین برنجکاران آسیایی دارد. در سال ۱۹۹۰ بیش از ۷۵هزار FFS در آسیا برگزار شد و نتیجه این تجربه، استفاده وسیع از FFS و پذیرش ویژگی های آن در زمان های رشد است Tripp et al., 2005)).
مدرسه در مزرعه کشاورزان را شکلی از آموزش بزرگسالان می دانند که کشاورزان به واسطه مشاهده و آزمایش (تجربه) به بالاترین سطح یادگیری دست پیدا می کنند، که معمولا برای کمک به کشاورزان در مدیریت تلفیقی آفات طراحی شده است. این رهیافت برای توانمندسازی کشاورزان در کنار انتشار اطلاعات و تکنولوژی طراحی شده است و در برخی موارد به عنوان «مدارس بدون دیوار» نام گذاری می شود (نوری و همکاران،۱۳۹۰). برنامه های آموزشی FFS به کشاورزان کمک می کند که مهارت تجزیه و تحلیل، تفکر انتقادی و خلاقیت خود را گسترش دهند و یاد بگیرند که چگونه بهترین تصمیمات را اتخاذ کنند(Davis et al., 2012). رهیافت مدرسه در مزرعه روش شناسی مشارکتی جهت توسعه و گسترش فناوری هاست که به کشاورزان فرصت می دهد تا از طریق فعالیت های عملی در سطح مزرعه آموزش یابند (لشگرآرا و حسینی، ۱۳۸۴). یکی از دلایل اصلی شکلگیری رهیافت مدارس مزرعهای، عدم آگاهی کشاورزان آسیایی در خصوص بوم شناسی کشاورزی بهویژه رابطه بین حشرات مفید و مضر بود. رهیافت مدارس مزرعهای نه تنها موجب کاهش مصرف انواع آفت کشها شد، بلکه به کشاورزان کمک کرد تا روابط بوم شناختی موجود در بین اجزای نظام شالیزار خود را کشف کنند (امیری اردکانی، ۱۳۸۸).
اگرچه در ابتدا، احیای مجدد آفات سبب بوجود آمدن FFS شد، اما این موضوع سبب شد که کشاورزان به مدیران بهتری برای مزارعشان تبدیل شوند. سلامتی محصولات زراعی (نه فقط کنترل آفات) محور بیشتر برنامه های FFS شده است و موضوع دیگر کمک به کشاورزان که به آموزشگران، سازمان دهندگان و تجربه کنندگان بهتری در برنامه های توسعه محلی خویش تبدیل شوند ( ۲۰۰۶ van den Berg and Jiggins,).
اساس FFS براین اعتقاد است که اگر قرار است کشاورزان این اعتماد به نفس را بدست آورند که از وابستگیخویش به استفاده از آفت کش ها کاسته شود، لازم است که با اصول روشن کشاورزی روبرو شوند و آن را در طول یادگیری اکتشافی بدست آورند. FFS گروهی از کشاورزان (حدودا ۲۰ تا ۲۵ نفر) می باشند که به صورت دوره ای (معمولا یک بار در هفته) در یک مکان مشخص در قسمت های عمده از چرخه تولید با هم دیدار می نمایند. کشاورزان معمولا در زیرگروه هایی کار می نمایند و زمان قابل توجهی را به تجزیه و تحلیل اکوسیستم های کشاورزی اختصاص می دهند. آنها به توجه نمودن به فرآیندهای مهم و روابط بین آنها، تشویق می شوند. به عنوان مثال، عادت های آفات مضر و فعالیت دشمنان طبیعی آنها. کشاورزان نتایج را در روی کاغذ و به شکل نموداری رسم می نمایند و در مورد آنها بحث می کنند Tripp et al., 2005)). این رهیافت سبب می شود که کشاورزان در زمین خویش، به کارشناسان زیست محیطی تبدیل می گردند (Laloë et al., 2001).
۱۲-۲ پیش فرض اجرای یک مدرسه در مزرعه عبارتند از:
تحقیقات و پژوهش، فن آوریهای جدید را به مقدار کافی تولید کرده که کشاورز بتواند انتخاب کند.
تسهیلگری، بهترین راه آموزش کشاورزان است.
کشاورزان مایل و راضی هستند که در یک فرآیند یادگیری شرکت نمایند.
کشاورزان در طول فرآیند تسهیلگری توانمند می گردند.
شرایط اجتماعی و سیاسی، مانع توسعه منابع انسانی نیست.
آفات مشکل مهمی هستند (امیری اردکانی، ۱۳۸۸).
۱۳-۲ اهداف رهیافت مدرسه در مزرعه:
بهبود ظرفیت کشاورزان برای تحقق، نوآوری و تصمیم گیری های آگاهانه.
توسعه ظرفیت کشاورزان برای تدوین دستورالعمل های تحقیقاتی خویش.
تسهیل و برانگیختن روحیه کار دسته جمعی در فرآیند تحقیق و یادگیری.
بهبود مسئولیت پذیری و پاسخگویی کارگران سازمان ها.
ترویج نظام های توسعه مبتنی بر تقاضا و نیازهای مخاطبان و کشاورزان (لشگرآرا و حسینی، ۱۳۸۴).
همچنین آموزش های مشارکتی و تجارب مداخله ای، از اصول کلیدی FFS می باشد و هدف این آموزش ها ساختن افرادی به عنوان کارشناسان آفات با اعتماد به نفس، آزمایشگران خودآموز و مربیان موثر برای سایر کشاورزان است. (Feder and savastano, 2006)
۱۴-۲ ویژگی های رهیافت مدارس میدانی مزرعه کشاورز

مطلب دیگر :  پژوهش - تعیین رابطه بین رفتارهای دوره‌ای شاخص‌های بازار سهام در بخش صنعت، خدمات و مالی ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت zusa.ir مراجعه نمایید.
Share