دسته بندی علمی – پژوهشی : 
بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- قسمت  …

دسته بندی علمی – پژوهشی : بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- قسمت …

و- آثار تفسیری
آثار و کتابهایی که علامه در زمینۀ آثار تفسیری به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: نهج الایمان فی تفسیر القرآن ، القول الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز و ایضاح مخالفه السنه .
ز- آثار فلسفی و منطقی
آثار و کتابهایی که علامه در زمینۀ آثار فلسفی و منطقی به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: القواعد و المقاصد، الاسرار الخفیه، کاشف الاستار، الدر المکنون، المقامات، حل المشکلات، ایضاح التلبیس، الجوهر النضید، ایضاح المقاصد، نهج العرفان، کشف الخفا من کتاب الشفا، مراصد التدقیق و مقاصد التحقیق، المحاکمات بین شراح الاشارت، ایضاح المعضلات من شرح الاشارات، نور المشرق فی علم المنطق، الاشارات الی معانی الاشارات، بسط الاشارت، تحریر الابحاث فی معرفه العلوم الثلاثه، تحصیل الملخص، التعلیم التام، شرح القانون، شرح حکمه الاشراق، القواعد الجلیه .
ح – آثار ادبی
آثار و کتابهایی که علامه در زمینۀ آثار ادبی به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: کشف المکنون من کتاب القانون، بسط الکافیه، المقاصد الوافیه بفوائد القانون و الکافیه، المطالب العلیه، لب الحمکه و اشعاری در موضوعات مختلف و قصیده ای بلند دربارۀ دانش و مال .
ط- دیگر آثار
آثار دیگر علامه عبارتند از: آداب البحث، جوابات المسائل المهنائیه الاولی، جوابات المسائل المهنائیه الثانیه، جواب السوال عن حکمه النسخ، اجازه نقل حدیث به بنی زهره حلبی، اجازه نقل حدیث به قطب الدین رازی در ورامین، اجازه نقل حدیث به مولا تاج الدین رازی در سلطانیه، دو جازه نقل حدیث به سید مهنا بن سنان مدنی در حله، اجازات متعدد به شاگردان و دیگر فقها، وصیتنامه، الغریه، مسائل سید علاالدین.
۴-۴- برخی از دیدگاههای خاص علامه در فقه
۱-علامه مدعی شده است که که اگر آب کمتر از کر باشد، هرچند جاری باشد، نجس می‌شود، ولی سایر فقها این فتوا را نپذیرفته اند، و برخلاف آن ادعای اجماع کرده اند[۱۳۲].
۲-دیدگاه خاص علامه دربارۀ آب چاه است، او اولین کسی است که موضوع نجس بودن آب چاه را مطرح می‌کند. تا عصر علامه حلی تمامی‌قدما معتقد بودند که آب چاه با افتادن شی نجس در آن نجس نمی‌شود، ولی علامه حلی نخستین کسی است که به طهارت آب چاه و نجس نشدن آن با ملاقات نجس قائل شد.[۱۳۳]
۴-۴-۱- فخرالمحققین
فخرالمحققین(۶۸۲-۷۷۱ ه.ق) فرزند علا مه حلی است. علا مه حلی در مـقـدمۀ تذکره الفقها، و نیز در مقدمۀ کتاب قواعد از فرزندش یاد کرده است و در آخر قـواعد آرزو کرده است که پسر بعد از پدر کارهای ناتمام او را تمام کند. فخرالمحققین کتابی دارد به نام ایضاح الفوائد فی شرح مشکلات القواعد و آراء وی درکتب فقهیه مورد توجه است.
فـخـرالـمـحـقـقین، فخر الدین و فخر الاسلام، هر سه لقب فرزند دانشمند وبرومند علا مه حلی می‌باشد که نام شریفش محمد است. او نیز مانند پدر نابغه ای از نوابغ ارزندۀ تشیع است و در تمام کتب فقهی و علمی‌مورد توجه خاص دانشمندان و مجتهدین بزرگ ما قرار گرفته است.
شهید اول که سرآمد شاگردان اوست، در اجازه ای که در زمان حیات وی به شاگردش، شمس الدین بن نجده داده است، از او این گونه یادمی‌کند: شـیخ امام سلطان العلما و منتهی الفضلا و النبلا، خاتم المجتهدین، فخرالمله و الدین، ابوطالب محمد فرزند شیخ امام سعید جمال الدین بن مطهر که خداوند عمر گرانبهای او را دراز گرداند و از پیشامدهای سؤ زمانه نگه دارد.
فخر المحققین در شب بیستم جمادی الاول سال ۶۸۲ هجری در شهر حله موطن خویش دیده به دنـیـا گشود علوم مقدماتی و متداول عصر و سپس علوم عالیه خط فخرالمحققین بر روی کتاب نهج المسترشدین.
معقول، یعنی فلسفه و کلام و منطق و فقه و اصول و حدیث و غیره را نزد پدر علا مه اش فراگرفت و پـیـش از آنـکـه بـه سن بـلوغ برسد، در انواع دانشها ورزیده شد؛ یعنی تقریباً از تحصیل آنها بی نیاز گردید.
۴-۴-۱-۱- استعداد و نبوغ فـخـرالـمـحـقـقین
قاضی نوراللّه شوشتری در کتاب مجالس المؤمنین می‌گوید: فخرالمحققین محمد در علوم عـقـلـی و نـقـلـی مـحـققی نحریر بود و در علو فهم و فطرت مدققی بی نظیر و سپس او از یکی از دانـشمندان شافعی نقل می‌کند که وقتی فـخـرالـمـحـقـقین با پدرش به نزد سلطان محمد خدابنده به سلطانیۀ قـزویـن آمـد، دانـشـمـنـدی جـوان،عـالی مقام، مستعد، نیکخوی و پسندیده خصال بود، آنگاه می‌گوید که وی در خدمت پدر بزرگوارش تربیت یافته و در سن ده سالگی نور اجتهاد از ناحیه حال او تافته، چنانکه خود نیز در شرح خطبۀ کتاب قواعد به آن اشاره فرموده وگفته است که چون از تحصیل عـلوم معقول در محضر پدرم علامه فراغت یافتم و بسیاری از کتب علمی‌علمای شیعه را نزد وی خواندم، از او مسالت نمودم که کتابی در فقه بنویسدکه جامع اسرار آن علم باشد.[۱۳۴]
سپس به نقل از قاضی نوراللّه برای اثبات اینکه فخرالمحققین هنگام تألیف کتاب قواعد پدر، مـجـتـهـد بـوده و کـمتر از ده سال داشته است، می‌گویدکه از ملاحظۀ تاریخ ولادت او و تاریخ تـصـنیف کتاب ظاهر می‌شود که سن او در آن موقع کمتر از ده سال بوده و تعجب شهید ثانی در ایـن بـاب چنانکه در حاشیۀ قواعد اظهار فرموده ،وجهی ندارد بلکه تعجب او عجیب است؛ زیرا که خـود شهید ثانی در شرح درایه اصول حدیث، حال جمعی کثیری را که خدای تعالی در کمتر از آن عمر توفیق کمال داده، ذکر نموده است از جمله آن که روایت کرده از شیخ تقی الدین حـسن بن داود که نقل کرده که سید غیاث الدین عبدالکریم بن طاوس که دوست و مصاحب او بوده، بـه کـتـاب خـواندن مشغول شد و در چهار سالگی از معلم مستغنی گردید و از ابراهیم بن سعید جـوهـری روایت نموده است که گفت کودکی چهار ساله دیدم که نزدمأمون عباسی آوردند و او قرآن را خوانده بود و نظر در رأی و اجتهاد کرده بود و او این قدر بود که هر گاه گرسنه می‌شد، مانند طـفـلان می‌گریست و مؤید این داستان، زندگی شیخ ابوعلی سینا است، بر وجهی که در تاریخ مسطور است.
مـؤلـف روضـات الجنات، بر قاضی نوراللّه خرده گرفته است و گفته: تاریخ ‌تألیف قواعد بر من روشن نیست تا حکم کنم که فخرالمحققین در آن موقع چند ساله داشته؛ ولی تعجب شهید ثانی در واقـع و ایـنکه قاضی گفته است به قول حسن بن داود، غیاث الدین بن طاوس در چهار سالگی از مـعلم بی نیاز شد، مقصود این نیست که وی در آن سن بکلی از تحصیل بی نیاز گردید؛ بلکه منظور از معلم، معلم خط بوده است.
محدث بزرگوار مرحوم حاج شیخ عباس قمی‌در کتاب فوائد الرضویه، گفتۀ قاضی نوراللّه را عـیـنـاً نقل کرده و با اینکه وصیت علا مه به فخرالمحققین را نیز در صفحۀ مقابل آورده است، مـعـهـذا حل موضوع برای ایشان نیز پوشیده مانده است، زیرا علا مه در آن وصیت نامه که در آخر کـتـاب قـواعـد در بسیاری از کتب تراجم و غیره نیز ذکر شده است، می‌نویسد که ای فرزند من ! در این کتاب فتاوای احکام و قواعد شرایع اسلام را برای تو خلاصه نموده و بیان کردم و بـا الفاظی مختصر و عباراتی شیوا و سبکی دلپذیر و محکم، روشن ساختم. سن من در این موقع به پنجاه رسید و اینک وارد دهه بعد آن شده ام.
اگر دانشمندان توجهی به این جمله که: سن من در این موقع به پنجاه رسید، می‌نمودند، موضوع حـل می‌گشت و دیگر این همه شرح و بسط مورد پیدا نمی‌کرد؛ زیرا از این عبارت کاملاً پیدااست کـه عـلامـه هنگام تألیف قواعد پنجاه سال داشته و چون ولادت وی در سال (۶۴۸ ه.ق) بوده، پس بـایـد گـفـت که عـلا مه در سال( ۶۹۸ ه.ق) به تألیف کتاب قواعد پرداخته است و با در نظر گرفتن ولادت فـخرالمحققین که در سال( ۶۸۲ ه.ق)، پس بدون تردید فخرالمحققین در آن موقع شانزده ساله بوده است از این میان نتایج زیر به دست می‌آید:
۱- فـخـرالـمـحـقـقـین هنگام تألیف کتاب قواعد علامه که به خواهش خود او صورت گرفته، شانزده ساله بوده است و خود نیز در شرح آن می‌گوید که در شانزده سالگی مجتهد مسلم بوده و علوم معقول را تکمیل نموده است.
۲- استنباط قاضی نوراللّه و فاضل هندی و دیگران که از آنها پیروی نموده وگفته اند در آن موقع سن فخرالمحققین ده سال یا کمتر بوده، موردی ندارد و دلیلی بر آن نیست.
۳-تألیف کتاب قواعد در سال (۶۹۲ ه.ق) صحیح نیست و استدلال قاضی و فاضل هندی مناسب نمی‌باشد.
۴ -تـاریـخ تألیف قواعد از گفتۀ خود علا مه به خوبی آشکار است که در پنجاه سالگی علامه، یـعنی به طور مسلم در سال (۶۹۸ ه.ق) انجام گرفته است؛ زیرا علا مه، وصیت نامۀ مزبور را بعد از تألیف کتاب بزرگ قواعد نوشته است و با اشتغالاتی که داشته و کتب بسیاری که در عرض یکدیگر تألیف و تـصنیف می‌نموده، امکان دارد که یکی دو سال قبل از آن، یا بیشتر، دست به تألیف چنین کتابی زده بـاشد و به گفتۀ خود، از تحصیل علوم معقول و منقول بی نیاز بوده است یا هنوز به حد بلوغ نرسیده و یادست کم تازه بالغ گشته است.
فـخـرالـمحققین در ایام جوانی با پدرش به ایران سفر نموده و سپس با پدر به حله واقع در کشور عـراق برگشت و خود در حاشیه کتاب الالفین می‌نویسد که ناگزیر به جدایی از وطن گردید و به نواحی آذربایجان آمد و گویا مجدداً به حله برگشته باشد.
فخرالمحققین به همان میزانی که از لحاظ مراتب فضل و کمال ممتاز و در حد خود بی نظیر بوده اسـت، از حـیـث ادب و اخـلاق و مـلـکات فاضله نیز امتیازی مخصوص داشته است در میان انبوه دانشمندان که ما با زندگانی آنان آشنا هستیم، چنین پدر و فرزندی را ندیده ایم که هر دو از نوابغ نـامی‌و نسبت به هم تا این اندازه خصوصیت و احترام مرعی داشته باشند. علا مه در برخی از آثار خود، هر جـا از فـرزنـدش فـخـرالمحققین نام می‌برد، می‌گوید که خداوند مرا فدای او گرداند و او از بدیها دور بدارد.[۱۳۵]
۴-۴-۱-۲- تألیفات فخرالمحققین حلی
۱٫ایضاح الفوائد: این کتاب شرح قواعد پدر بزرگوارش است. ایضاح الفوائد که در چهار جلد به چاپ رسیده است، متن قواعد را نیز به همراه دارد. کتاب ایضاح الفوائد د ومین کتابی است که در شرح قواعد فقه نوشته شده است. مؤلف کتابش را در زمان حیات پدر بزرگوارش نوشته و لذا در آن با عبارت «دام ظله» از علامه حلی یاد کرده است.علامه حلی نیز از او به بزرگی یاد می‌کند و در بسیاری از کتابهایش از او یاد می‌کند و در خاتمۀ قواعد، وصیتنامه ای برای او می‌نویسد و از او می‌خواهد که کتابهای ناقض او را کامل کند و کاستی هایی را که در کتب وجود دارد، اصلاح نماید.در حق آن بزرگوار گفته شده است که در ۱۰سالگی به درجۀ اجتهاد رسیده است.[۱۳۶]
۲٫حاشیه بر ارشاد الاذهان علامه: علما بسیار از شرح حاشیه بر ارشاد الاذهان علامه او نقل کرده اند. با وجود اهمیت آن هنوز حاشیۀ ارشاد چاپ نشده است، شیخ انصاری در مکاسب از آن زیاد یاد می‌کند.
۳٫الفخریه فی معرفه النبیّه: رساله ای در نیت است که در سال در سال۱۳۱۵ در مجموعۀ کلمات المحققین در تهران چاپ شده است.
تألیفات او همه در شمار بهترین کتب علمی‌شیعه به شمار می‌آیند و اغلب شرح و حاشیه و تعلیقیه کـتـب پـدرش یعنی علامه حلی میباشند، مانند شرح المسترشدین،شرح مبادی الاصول، شرح تهذیب الاصول، ایضاح الفوائد فی حل مشکلات القواعد، رساله فخریه در نیت، حاشیه ارشاد، الکافیه الوافیه در علم کلام، و مسائل صدریه.
فخرالمحققین شب جمعه پانزدهم یا بیست و پنجم جمادی الثانی سال (۷۷۱ ه.ق) در سن ۸۹ سالگی دیده از جهان فرو بست. محدث قمی‌در فوائد الرضویه می‌نویسد که از سـخـن مـجـلـسـی اول در شـرح من لایحضره الفقیه ظاهر می‌شود که آن بزرگوار در حله وفات یافته و جنازه اش را به نجف اشرف حمل کرده اند و بعید نیست که قبرش نزدیک آرامگاه پدرش بـاشـد.کلام مجلسی در آخر کتاب طهارت شرح فقه این است که علا مه و فخرالمحققین را در نجف اشرف بعد از نقل مدفون ساختند.
۴-۴-۲- شهید اول(۷۸۶ ه.ق)
محمد بن مکی عاملی جزینی در سال (۷۳۴ه.ق) در جزین از روستاهای جبل عامل جنوب لبنان به دنیا آمد. به گفتۀ شیخ حرّ عاملی علمای شیعه در جبل عامل یک پنجم علمای شیعه در اقطار عالم هستند، با آنکه شهرهای آنها کمتر از یک دهم شهرهای شیعه است. [۱۳۷]
شهید برای تحصیل علم و دانش سفرهای گوناگونی به شهرهای مختلف کرد؛ از جمله به حله، کربلا، بغداد، مکه و مدینۀ منوره، شام و قدس سفر کرد. در حله از محضر فخرالمحققین فرزند علامه حلی و دیگر علمای آن سامان بهره برد. حله و کربلا و بغداد از مراکز علمی‌شیعه در آن عصر بودند، شهید پس از تحصیل مقدمات اسلامی‌در جزین، در هفده سالگی در حله اقامت کرد که در این زمان فخرالمحققین در خانۀ خود در حله او را اجازۀ روایتی داده است. زمانی که شهید به حله وارد شد، شخصیتهای بزرگواری در حله بودند؛ مثل علامه حلی و فرزنش فخرالمحققین و ابن نما و ابن ابی الفوارس و علت گسترش حوزۀعلمی‌حله آن بود که مغولها به بغداد حمله کرده بودند.[۱۳۸]
شهید پس از حله در شام از محضر قطب الدین رازی نیز بهره ها برده است، خودش در این باره می‌گوید: من با قطب الدین در دمشق در اواخر سال۷۷۶ه.ق دیدار کردم و دیدم که دریایی است تمام نشدنی و اجازه داد به من همۀ آنچه روایت از آن جایز بود. محقق کرکی نیز شهید را «افضل المتقدمین و المتأخرین» دانسته و محدث نوری او را «افقه الفقها» خوانده اند.
باید این نکته را متذکر شد که هرگاه در کتابهای فقهی لفظ «شهید» به طور مطلق، یا «شهید اول» گفته می‌شود، مراد همین بزرگوار است.
شهید در نهم جمادی الاولی سال۷۸۶ه.ق با فتوای قاضی برهان الدین مالکی و عباد بن جماعه شافعی پس از آنکه یک سال کامل در قلعۀ شام محبوس بود، شهید شد. او در مدت حبس، کتاب المعه الدمشقیه را تألیف کرد و تنها کتاب فقهی المختصر النافع در اختیارش بود.[۱۳۹] و عجیب این است که این کتاب شریف را در دو قرن بعد فقیهی بزرگ شرح کرد که او نیز سرنوشتی مانند مؤلف پیدا کرد؛ یعنی وی نیز به شهادت رسید و شهیدثانی لقب گرفت.

مطلب دیگر :  دسترسی متن کامل - بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان ...

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت azarim.ir مراجعه نمایید.
Share