ژانویه 26, 2021

علمی : بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- قسمت …

۳-مسالک الافهام شهید ثانی(۹۱۱-۹۶۵ه.ق) که دورۀ کامل فقه است و در پانزده جلد به چاپ رسیده است.
۴-مدارک الاحکام تألیف سیدمحمد عاملی (۱۰۰۹ه.ق) که در هشت جلد به چاپ رسیده است.
۵-مطالع الانوار تألیف سید محمد باقر شقتی.
۶-جواهرالکلام تألیف شیخ محمد حسن نجفی(۱۲۶۲ه.ق) مبسوط ترین شرح آن است.
۷-مصباح الفقیه تألیف حاج آقا رضا همدانی(۱۳۲۲ه.ق) کتاب طهاره و صلاه آن بسیار مفصل است.
۸-منتهی المقاصد الأنام از علامه عبدالله مامقامی‌(۳۵۱ه.ق)
اینها مهمترین شروحی هستند که بر شرایع الاسلام نوشته شده اند.
۴-۳-۹-۲- ملاقات خواجه نصیرالدین طوسی با محقق حلی
فیلسوف و ریاضى‏‌دان بزرگ، خواجه نصیرالدین طوسى با مححق حلی در حله ملاقات کرده و در جلسه درس فقهش حضور یافته است. خواجه، مسافرتى به حله‏ کرده است و در آنجا با محقق اول معروف به محقق حلى دیدار و مباحثه کرد. خواجه نصیر پس از ورود به حله براى دیدار با محقق حلی یکی از بزرگترین فقهای امامیه در مجلس درس او حاضر شد .محقق در ابتدا به احترام خواجه درس را تعطیل نمود ولى با اصرار خواجه درس را شروع نمود و این مسأله را مطرح کرد که براى اهل عراق مستحب است کمى به طرف چپ قبله مایل شوند.خواجه بر این گفته ایراد نمود که در این مورد استحباب معنایى ندارد زیرا اگر قبله واقعاً مایل است باید به چپ میل مینمود و اگر قبله مایل نیست، میل نمودن به چپ حرام است. محقق در جواب فرمود این میل به چپ، میل از قبله به سوى قبله است و بعداً رساله‌‌‏اى در این باب به نام استحباب التیاسر لأهل العراق نوشت و آنرا براى خواجه فرستاد و خواجه پس از مطالعه‏ رساله بر تبحر محقق اذعان کرده و بسیار تحسین نمود.
۴-۳-۱۰- علامه حلی(۷۲۶ه.ق)
حسن بن یوسف بن مطهر حلی، از علما و فقهای بزرگ قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری است.از او با عنوان «علامه» به طور مطلق یاد می‌کنند. مقام و منزلت او بر کسی پوشیده نیست. مناظرات و آثار او موجب گرایش سلطان محمد خدابنده به تشیع و رواج مذهب شیعه در ایران گردید. علامه حلی دارای تألیفات بسیاری در علوم فقه، اصول، عقاید، فلسفه، منطق، دعا و… است.
وی در ۲۷ رمضان سال (۶۴۸ه.ق) در شهر حله به دنیا آمد. او چند سال بیشتر نداشت که با راهنمایی پدرش برای یادگیری قرآن به مکتب رفت و خواندن و نوشتن را در مکتب آموخت. سپس مقدمات و ادبیات عرب و علوم فقه، اصول فقه، حدیث و کلام را نزد پدرش، شیخ یوسف سدید الدین و دایی‌اش محقق حلی آموخت. او در ادامه علوم منطق، فلسفه و هیئت را نزد اساتید دیگر بویژه خواجه نصیر الدین طوسی فراگرفت و قبل از رسیدن به سن بلوغ به درجۀ اجتهاد نایل شد. علامه حلی به ‌سبب کسب فضیلت‌های بسیار در سن کم در نزد خانواده و دانشمندان به جمال الدین مشهور شد.
پس از مرگ محقق حلی در سال(۶۷۶ه.ق) که مرجعیت شیعیان را برعهده داشت، شاگردان وی و دانشمندان حله پس از جستجوی فردی که شایستگی زعامت و مرجعیت شیعیان را داشته باشد، علامه حلی را برای این امر مهم، مناسب یافتند و او در بیست و هشت سالگی زعامت و مرجعیت شیعیان را بر عهده گرفت.
منزل شیخ سدیدالدین که سرشار از کرامت و تقواست ، کودکی را در خود جای داده که مایۀ افتخار آن است. حسن فرزند شیخ گرچه هنوز از عمرش ‍ چند سالی بیش نگذشته ، با راهنمایی دلسوزانۀ پدرش برای فراگیری قرآن مجید به مکتب خانه رفت و با تلاش و پیگیری مداوم و هوش و استعداد خدادادی که داشت در زمان کوتاهی خواندن قرآن را بخوبی یاد گرفت .فرزند شیخ نوشتن را در مکتب خانه آموخت ولی به این مقدار راضی نشد. از این رو نزد معلم خصوصی رفت و در محضر شخصی به نام محرم با تلاش و جدیت فراوان در اندک زمان نوشتن را بخوبی فرا گرفت.[۱۲۹]
حسن بن یوسف پس از آموختن کتاب وحی و خط، کم کم آمادگی فراگیری دانشها را در خود تقویت نمود و در مراحل اولیۀ تحصیل، مقدمات و مبادی علوم را در محضر پدر فاضل و فقیه خود آموخت و به سبب کسب این همه فضیلتها و نیکیها در سنین کودکی به لقب جمال الدین یعنی زینت و زیبایی دین، در بین خانواده و دانشمندان مشهور گشت.
جمال الدین در شهر حله زندگی میکرد و در محضر فقها، متکلمان و فلاسفۀ والا مقام با کمال ادب زانو زد و از روح بلند و اخلاق و دانش آنان بهره کافی برد و خویشتن را به دانش و تهذیب نفس آراست و به تمام فنون و علوم مسلط گردید و از دست آنان به دریافت اجازه نامۀ اجتهادی و نقل حدیث مفتخر گردید. حال به اختصار به نام چند نفر از اساتید وی اشاره می‌کنیم :شیخ یوسف سدیدالدین (پدر علامه حلی)، محقق حلی (۶۰۲ – ۶۷۶ ه.ق )، خواجه نصیرالدین طوسی (۵۹۷ – ۶۷۲ ه.ق ) سید رضی الدین علی بن طاووس (۵۹۷ – ۶۶۴ ه.ق )، سید احمد بن طاووس (م ۶۷۳ ه.ق ) یحیی بن سعید حلی (م ۶۹۰ ه.ق) مفیدالدین محمد بن جهم حلی ، علی بن سلیان بحرانی ، ابن میثم بحرانی (۶۲۶ – ۶۷۹ ه.ق )، جمال الدین حسین بن ایاز نحوی (متوفای ۶۸۱ ق .)، محمد بن محمد بن احمد کشی (۶۱۵ – ۶۹۵ ق )، نجم الدین علی بن عمر کاتبی (م ۶۷۵ ه.ق)، برهان الدین نسفی ، شیخ فاروقی واسطی و شیخ تقی الدین عبدالله بن جعفر کوفی.
جمال الدین حسن، ستارۀ پر فروغ آل مطهر و شهر فقاهت حله که هنوز مدت زمانی از تحصیلش نگذشته بود که با ذوق سرشار خدادادی و علاقۀ وافر، به تمام دانشهای بشری مانند فقه و حدیث، کلام و فلسفه، اصول فقه، منطق، ریاضیات و هندسه مسلط گردید و تجربۀ لازم را به دست آورد وآوازۀ فضل و دانش وی به سرعت در سزرمین حله و دیگر شهرها پیچید و در مجالس درس و محیط فرهنگی نام مقدسش را به نیکی و احترام یاد می‌کردند و علامه اش می‌خواندند.
علامه حلی چون خورشید فروزان در آسمان فقاهت درخشید و دیگران از نور وجودش استفاده کردند. وی در شهر حله حوزۀ درس تشکیل داد و علاقه مندان و تشنه کامان معارف و علوم اهل بیت علیهم السلام از کوشه و کنار جذب آن شدند و از دریای بیکران دانش علامه سیراب گشتند.
از جمله فرزانگان و ستارگانی که در محضر علامه بودند و از انفاس پاک و مکتب پر بار فقهی- کلامی‌و روح بزرگش بهره ها بردند و از دست مبارک ایشان ‍ به دریافت اجازه نامۀ اجتهادی و نقل حدیث مفتخر شدند اینان بودند: فرزندش محمد بن حسن بن یوسف حلی معروف به فخر المحققین (۶۲۸ – ۷۷۱ ه.ق )، سید عمیدالدین عبدالمطلب و سید ضیا الدین عبدالله حسینی اعرجی حلی که خواهرزادگان علامه حلی بودند، تاج الدین سید محمد بن قاسم حسنی معروف به ابن معیه (م ۷۷۶ ه.ق )، رضی الدین ابوالحسن علی بن احمد حلی (م ۷۵۷ ه.ق )، قطب الدین رازی (م ۷۷۶ ه.ق)، سید نجم الدین مهنا بن سنان مدنی، تاج الدین محمود بن مولا، تقی الدین ابراهیم بن حسین آملی و محمد بن علی جرجانی[۱۳۰] .
تاریخ دقیق ورود او به ایران مشخص نیست؛ اما احتمالاً سال های بعد از سال(۷۰۵ ه.ق) بوده است که به دعوت سلطان محمد خدابنده از پادشاهان سلسلۀ ایلخانیان که حاکم بر ایران بودند به ایران دعوت ‌شد و در مجلسی به مناظره با دانشمندان مذاهب فقهی چهارگانۀ اهل سنت از جمله خواجه نظام الدین عبدالملک مراغه‌ای پرداخت و موفق به شکست آنان شد. پس از این مناظره ولایت و امامت حضرت علی(ع) و حقانیت مذهب شیعه در نزد پادشاه به اثبات رسید و وی مذهب شیعه را بر‌گزید و نام خود را به سلطان محمد خدابنده تغییر داد و تشیع را در ایران رواج داد. علامه تا زمان مرگ سلطان محمد خدابنده در ایران ‌ماند و به نشر معارف و فرهنگ تشیع ‌پرداخت. وی در همۀ سفر‌ها همراه سلطان بود و به پیشنهاد او مدرسۀ سیاری از خیمه و چادر ساخته ‌شد تا در مواقع سفر حمل شده و در هرکجا که کاروان اقامت نمود، علامه به تدریس و مباحثه بپردازد.
عصر علامه را باید زمان توسعه فقه و تشیع و حقانیت مذهب اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و دورۀ پیشرفت تمدن و دانش در گوشه و کنار جهان اسلام نامید؛ چرا که علامه حلی تلاش و کوشش خستگی ناپذیری در نشر علوم و فقه اسلام بر طبق مذهب اهل بیت نمود و در فقه تحول و شیوۀ نوی را ارائه کرد.
وی اولین فقیهی بود که ریاضیات را به عنوان دانشی در فقه وارد کرد و به فقه استدلالی تکامل بخشید. تأثیری که دیدگاه فقهی-کلامی‌و آثار علامه گذارده بود، محور بحث و تکلیه گاه دانشمندان بر طبق نظرات فقهی فقها و دانشمندان شیعی بود.
در آن روزگار، در بغداد و عراق خاندان جوینی حکومت می‌کردند که گرچه از طرف پادشاهان مغول به بغداد و این منطقه گمارده شده بودند، بیش از سی سال فرمانروای مطلق بودند و در ترویج دین مبین اسلام و تعظیم علما و نشر دانش و فضیلتها و ترمیم خرابیهای مغولان، هر چه توانستند دریغ نکردند. به واقع اگر وجود آنان نبود آثار ارزشمندی از تمدن اسلام بر جای نمی‌ماند.
در ایران نیز گرچه حاکمان مغول حکومت می‌کردند و مدت زیادی رعب و وحشت و جنایت و خونریزی حکمفرما بود؛ اما رفته رفته از بی فرهنگی و خوی ستمگری مغولان کاسته شد و این به سبب تأثیر فرهنگ مردم ایران و اسلام و نیز هوشیاری و سیاست وزرای لایق و شایسته ای نظیر خواجه نصیرالدین طوسی، یاور وحی و عقل و استاد علامه حلی بود.
حضور چنین دانشمندان دلسوز فرهنگ اسلام و ملت در دستگاه مغولان، در پیشرفت علم و جلوگیری مغولان وحشی از تخریب و آتش سوزی مراکز فرهنگی و کتابخانه ها، نقش بسزایی را ایفا کرد، دانشمندانی که در انجام این مهم از آبروی خویشتن سرمایه گذاشتند و همچون شمع سوختند.
علامه حلی، عارف و فقیه برجستۀ شیعه، در ایران باقی ماند و حدود یک دهم از عمر شریفش در ایران گذشت. او در این مدت خدمات بسیار ارزنده ای نمود و در نشر علوم و معارف اهل بیت علیهم السلام کوشش فراوان نمود و شاگردان زیادی را تربیت کرد.[۱۳۱]
علامه چه در شهر سلطانیه و چه در مسافرتها به دیگر شهرهای ایران پیوسته ملازم با سلطان بود به پیشنهاد وی، سلطان دستور داد تل مدرسۀ سیاری را از خیمه و چادر و دارای حجره و مدرس آماده کنند تا با کاروان حمل گردد و در هر منزلی که کاروان رحل اقامت کرد، خیمه مدرسه در بالاترین و بهترین نقطه منزل بر پا شود.
علامه علاوه بر تدریس و بحث و مناظره با دانشمندان اهل سنت و تربیت شاگردان، به نوشتن کتابهای فقهی-کلامی‌ و اعتقادی مشغول بود؛ چنانکه در پایان بعضی از کتابهای خود نوشته است که: مثلاً این نوشته در مدرسه سیار سلطانیه در کرمانشاهان به اتمام رسید. وی کتاب ارزشمند منهاج الکرامه را که در موضوع امامت است، برای سلطان نوشت و این کتاب در همان زمان مورد استقبال فراوان قرار گرفت.
علامه حلی پس از یک دهه تلاش و خدمات ارزندۀ فرهنگی و به اهتزاز در آوردن پرچم ولایت و عشق و محبت خاندان طهارت علهیم السلام در سراسر قلمرو مغولان در ایران ، در سال( ۷۱۶ه.ق) بعد از مرگ سلطان محمد خدابنده، به وطن خویش یعنی سرزمین حله بازگشت و در آنجا به تدریس و تألیف مشغول گردید و تا آخر عمر منصب مرجعیت و فتوا و زعامت شیعیان را به عهده داشت.
تدریس و تألیف هر یک فضیلت بسیار مهمی‌برای رادمردان عرصۀ دانش است و علامه شخصیتی بود که در این دو جنبه از دیگر محققان و دانشمندان پیشی گرفت و سرآمد روزگار شد. چنانکه گفته اند: علامه حلی زمانی از نوشتن کتابهای حکمت و کلام فارغ شد و به تألیف کتابهای فقهی پرداخت که از عمر مبارکش بیش از بیست و شش سال نگذشته بود.
وی در رشته های گوناگون علوم، کتابهای زیادی دارد که اگر در مجموعه ای جمع آوری شود دایره المعارف و کتابخانۀ بسیار ارزشمندی خواهد شد. یکی از دانشمندان می‌نویسد: اگر به نوشته های علامه دقت کنید، پی خواهید برد که این مرد از طرف خداوند تأیید شده است و نشانه ای از نشانه های خداست. چنانچه نوشته های وی بر ایام عمرش تقسیم شود، سهم هر روز یک دفترچه بزرگ می‌شود.
الف- آثار فقهی
آثار و کتابهایی که علامه در فقه به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: منتهی المطلب فی تحقیق المذهب، تلخیص المرام فی معرفه الاحکام، غایه الاحکام فی تصحیح تلخیص المرام، تحریر الاحکام الشرعیه علی مذهب الامامیه، مختلف الشیعه فی احکام الشرعیه، تبصره المتعلمین فی احکام الدین، تذکره الفقها، ارشاد الاذهان فی احکام الایمان، قواعد الاحکام فی معرفه الحلال و الحرام، مدارک الاحکام، نهایه الاحکام فی معرفه الاحکام، المنهاج فی مناسک الحاج، تسبیل الاذهان الی احکام الایمان، تسلیک الافهام فی معرفه الاحکام، تنقیح قواعد الدین، تذهیب النفس فی معرفه المذاهب الخمس، المعتمد فی الفقه، رساله فی واجبات الحج و ارکانه و رساله فی واجبات الوضو و الصلوه .
ب- آثار اصولی
آثار و کتابهایی که علامه در مباحث اصول به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: النکه البدیعه فی تحریر الذریعه، غایه الوصول و ایضاح السبل، مبادی الوصول الی یعلم الاصول، تهذیب الوصول الی علم الاصول، نهایه الوصول الی علم الاصول، نه الوصول الی علم الاصول، منتهی الوصول الی علمی‌الکلام و الاصول .
ج- آثار کلامی‌و اعتقادی
آثار و کتابهایی که علامه درمباحث کلامی‌و اعتقادی به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: منهاج الیقین،کشف المراد، انوار الملکوت فی شرح الیاقوت، نظم البراهین فی اصول الدین، معارج الفهم، الابحاث المفیده فی تحصیل العقیده ، کشف الفوائد فی شرح قواعد العقائد، مقصد الواصلین، تسلیک النفس الی حظیره القدس، نهج المسترشدین ، مناهج الهدآیه و معارج الدرآیه ، منهاج الکرامه ، نهایه المرام ، نهج الحق و کشف الصدق، الالفین، باب حادی عشر، اربعون مسأله، رساله فی خلق الاعمال، استقصا النظر، الخلاصه، رساله السعدیه، رساله واجب الاعتقاد، اثبات الرجعه، الایمان، رساله فی جواب سئوالین، کشف الیقین فی فضائل امیر المومنین (ع)، جواهر المطاب، التناسب بین الاشعریه و فرق السوفسطائیه المبحاث السنیه و المعارضات النصریه، مرثیه الحسین (ع) .
د- آثار حدیثی
آثار و کتابهایی که علامه درمباحث حدیثی به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: استقصا الاعتبار فی تحقیق معانی الاخبار، مصابیح الانوار، الدرر و المرجان فی الاحادیث الصحاح و الحاسن، نهج الوضاح فی الاحادیث الصحاح، جامع الاخبار، شرح الکلمات الخمس لامیرالمومنین (ع)، مختصر شرح نهج البلاغه، شرح حدیث قدسی .
ه – آثار رجالی
آثار و کتابهایی که علامه در زمینۀ آثار رجالی به رشتۀ تحریر در آورده است، عبارتند از: خلاصه الاقوال فی معرفه الرجال ، کشف المقال فی معرفه الرجال ، ایضاح الاشتباه.

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت ۴۰y.ir مراجعه نمایید.