ژانویه 26, 2021

تحقیق – بررسی تاریخی فقه و فقهای امامیه از قرن اول تا دوازدهم ۹۴- قسمت …

۳-۳-۲۱- اسماعیل نوبختی، ابوجعفر محمد بن علی بن اسحق (قرن چهارم):
سید محسن امین درباره وی می‌نویسد: «در کتاب خاندان نوبختی او را جزء متکلمین نوشته اند و کلام را از برادرش ابی سهل اسماعیل نوبختی آموخته است.»[۱۰۳]
۳-۳-۲۲- محمد بن القاسم، ابوبکر البغدادی:
یکی از بزرگان شیعه که است(۲۵۱-۳۳۸ ه.ق). بنابراین وی از متکلمین اوائل قرن چهارم می‌باشد.
۳-۳-۲۳- اسماعیل بن علی بن اسحاق بن ابی سهل بن نوبخت (م ۳۱۱ ه. ق):
از بزرگان و اعیان و وجوه شیعه امامیه و از پیشوایان علم و فلسفه و از اعلام و برجستگان متکلمان در قرن سوم و چهارم هجری بود.
اسماعیل نوبختی، علاوه بر آشنایی با فلسفه و کلام، به فقه و حدیث نیز آشنایی داشت و همه علوم و دانشهای زمان خود را دارا بود و در عین حال، شاعر و ادیب نیز بود. در واقع وی در رأس نهضت فکری قرن چهارم قرار داشت.
بزرگان طایفه شیعه و برجستگان متکلمان امامیه در قرن چهارم و پنجم به یک یا دو واسطه از شاگردان ابوسهل اسماعیل نوبختی بودند. ابن الندیم نیزمی‌گوید: «که او از بزرگان شیعه بود و ابوالحسن ناشی میگفت که اسماعیل، استاد وی مردی فاضل، عالم و متکلم بود و مجلسی داشت که گروهی از متکلمان در آن حاضر می‌شدند.»[۱۰۴]
وی تألیفات زیادی دارد که حدود سی و سه کتاب وی در موضوعات کلامی‌است و پانزده کتاب در رد و نقض بر متکلمان معروف دیگر است. برخی از آثار وی عبارتند از: الاستیفاء فی الامامه – التنبیه فی الامامه – الجمل فی الامامه – کتاب الحاکی و المحکی – ابطال القیاس – تثبیت الرساله – الخصوص و العموم – الانوار فی تواریخ الائمۀ الاطهار (ع) – التوحید- الارجاء – کتاب نفی و الاثبات – کتاب فی الاستحاله الرویه القدیم تعالی – کتاب حدوث العالم – الملل و النحل – الرد علی محمد بن الازهری – الرد علی الطاطری- کتاب الرد علی الغلاه – کتاب الصفات – کتاب الخواطر – کتاب المغفره و…
۳-۳-۲۴- سید مرتضی مشهور به علم الهدی(۴۳۶-۳۵۵ه.ق):
سید مرتضی در بغداد چشم به جهان گشود، نسب او با پنج واسطه به امام موسی بن جعفر(ع) می‌رسد. علامه امینی می‌نویسد: ابوالسعید محمد بن حسین، وزیر القادربالله در سال ۴۲۰ه.ق مریض شد و در خواب دید که امیرالمؤمنین فرمود: به علم الهدی بگو که برای تو دعا کند تا بهبودی یابی. وزیر گفت: ای امیرالمؤمنین علم لهدی کیست؟ فرمود: علی بن الحسین موسوی است.
او نامه ای به سید مرتضی نوشت و او را «علم الهدی» خواند.سید از او خواست که این لقب را به او ندهد. وزیر گفت به خدا قسم که امیرالمؤمنین به شما این لقب را داده است.علم الهدی او را دعا کرد و وزیر با دعای سید مرتضی خوب شد. وزیر جریان خواب و شفا یافتن خود را برای خلیفه تعریف کرد. خلیفه به سید مرتضی پیغام داد که سزاوار است لقبی را که جدت به تو داده است، بپذیری و ابا نکنی.از آن پس بر اساس دستور خلیفه در نامه ای رسمی‌و عمومی‌مردم او را با این لقب می‌خواندند.همچنین نقل شده که شیخ مفید در خواب دید که در مسجد درس می‌گوید و حضرت زهرا(س) وارد مسجد شد، در حالی دست حسن و حسین علیهم السلام را گرفته بود. سپس رو به شیخ مفید کرد و فرمود: به این دو فقه بیاموز؛«علّمها الفقه». در این هنگام شیخ مفید از خواب بیدار شد و تعجب کرد. صبح همان روز مادر سید مرتضی دست او و برادرش سید رضی را گرفت و آن دو را به مسجد نزد شیخ مفید آورد و فرمود:«علّمها الفقه»…به آن دو فقه بیاموز.[۱۰۵]
۳-۳-۲۴-۱- آثار سید مرتضی
سید مرتضی از خودچهار مجموعۀ فقهی را به یادگار گذاشته است که عبارتند از:
۱٫الانتصارسید مرتضی در کتاب الانتصار فتاوایی را که مختص شیعه و به عبارت دیگر از متفردات امامیه اند، و همچنین فتاوایی را که ادعا شده است که تنها شیعه به آنها باور داشته است، آورده است.سید مرتضی در این کتاب معترض فتواهای سایر فقها شده است.[۱۰۶]
۲٫المسائل الناصریاتاین کتاب شرح فتواهای جد سید مرتضی به نام «ناصر» است و لذا معروف به ناصریات است. این اثر در فقه مقارن است و به فتواهای تمام فقهای عامه اشاره می‌کند.
۳٫جمل العلم و العملاین کتاب مقدمه ای در اصول دین و علم کلامدارد و بخش دوم آن دربارۀ فقه است.
۴٫رسائلمجموعه رسائل سید مرتضی که دربارۀ فقه، اصول، کلام، ادب و تفسیر است در
یک مجموعۀ چهار جلدی به چاپ رسیده است.
۳-۳-۲۵- شیخ طوسی (۴۶۰ه.ق)
شیخ الطایفه محمد بن حسن طوسی معروف به شیخ طوسی در رمضان سال۳۸۵ه.ق دیده به جهان گشود. او مقدمات متداول علمی‌را فرا گرفت.چهار سال قبل از تولد او، شیخ صدوق محمد بن بابویه قمی‌در ری به جهان باقی شتافت و با رحلت شیخ صدوق مقام پیشوایی شیعیان به شیخ مفید محمد بن محمد بن نعمان بغدادی رسید. شیخ طوسی در سال ۴۰۸ه.ق برای درک محضر شیخ مفید راهی بغداد شد و در این زمان ۲۳ ساله بود. شیخ طوسی به مدت پنج سال یعنی تا آخر عمر شیخ مفید به طور مستمر از محضر درس شیخ مفید بهره برد و قبل از ۲۸ سالگی کتاب المقنعه استادش مفید را شرح کرد.
شیخ طوسی با نگارش تهذیب و استبصار دو کتاب مهم حدیثی شیعی را پدید آورد. وی از محضر استاد دیگرش سید مرتضی نیز بهره ها برد و حدود ۲۳ سال از محضر درس سید مرتضی استفاده فقهی، کلامی‌و تفسیری نمود و با تلخیص کتاب استادش الشافی تسلط و احاطۀ خود را بر نظریات استادش نشان داد. پس از آنکه سید مرتضی در سال ۴۳۶ه.ق از دنیا رخت بربست، زعامت شیعیان به شیخ الطایفه رسید و پس از رحلت سید مرتضی ۱۲ سال مرجعیت شیعه در دست او بود. شیعیان در محلۀ کرخ بغداد ساکن بودند و اختلافات فرقه ای باعث شد که عالمان سنی و مردم عرب تاب تحمل عالم ایرانی نژاد شیعی مذهب را نداشته باشند و عرصه را بر او تنگ نمایند. مردم بغداد علیه شیعیان شوریدند و به قتل و غارت آنان پرداختند. شیخ طوسی مجبور شد بغداد را ترک کند و در نجف اشرف ساکن شود. نجف در آن زمان محل کوچکی بود که زوار در آن رفت و آمد می‌کردند و با ورود شیخ و حضور طالبان علم، شهر چهرۀ علمی‌به خود گرفت. شیخ طوسی ۱۲ سال آخر عمرش را در نجف سپری کرد. پسرش ابوعلی حسن بن محمد بن حسن طوسی از محضر پدر کسب علم کرد و بر کرسی علم پدرش تکیه زد و آن را حفظ کرد. ابوعلی به «مفید ثانی» معروف است. وی تا سال ۵۱۱ه.ق زنده بود و امالی او کتاب معروفی است.
فرزند شیخ طوسی به قدری عظمت داشت که ابن عماد حنبلی در شذرات الذهب می‌گوید:« اگر بر غیر انبیا صلوات فرستادن جایز بود، بر وی درود می‌فرستادم.»[۱۰۷]
حوزۀ علمیۀ نجف از زمان شیخ طوسی برپا شد و تا کنون پا بر جا بوده است و در طی این هزار سال فقیهان برجسته ای از آن به پا خاسته اند. البته در قرن هفتم و هشتم یعنی از عصر ابن ادریس حلی تا عصر ابن فهد حلی، حله موقعیت بهتری در مقایسه با حوزۀ نجف داشته است و فقیهان برجسته ای از این شهر و حوزۀ درسی برخاسته اند.
شیخ طوسی شاگردان برجسته ای تربیت کرد که در رأس همۀ آنها فرزندش ابوعلی«مفید ثانی» قرار دارد که کتاب نهایه پدر را نیز شرح کرده است.
۳-۳-۲۵-۱-آثار شیخ طوسی
شیخ طوسی در همۀ زمینه های علوم اسلامی‌کتاب نوشته است و کتابهای او جزء بهترین کتب در همان زمینه است. او در تفسیر کتاب تبیان را نوشت که در ده جلد و مفصل ترین تفسیر بعد از تفسیر طبری بود. در کلام تلخیص الشافی را به نگارش درآورد و در اخبار کتاب تهذیب الاحکام و الاستبصار را نگاشت و در فقه چندین اثر از خود به یادگار گذاشت:
۱٫المبسوط: این کتاب مبسوط ترین کتب فقه شیعه در آن عصر بوده است. کاری که او در زمینۀ فقه انجام داد این بود که فقه را بسط و گسترش داد.
۲٫الخلافشیخ در این کتاب ابتدا مسأله را بیان می‌کند، سپس اختلاف فقیهان عامه را بازگو می‌کند، آنگاه مختار خود و دلیل آن و دلیل سایر فقها و رد آن را متعرض می‌شود.
۳٫النهایهنهایه مجموعۀ فتواهای شیخ طوسی است که بدون استدلال آورده شده است.
۳-۴- تدوین و تبیین اصول و مبانی فقه شیعه
فقه در لغت به معنای دانش، دریافت علم، زیرکی و ادراک می‌باشد و فقیه به کسی گفته می‌شود که دانا به احکام شرع باشد.[۱۰۸] فقه در اصطلاح فقها، عبارت است از علم به احکام شرعی فرعی از روی دلیل های تفصیلی آن.
تاریخ فقه اجتهادی شیعه به شکل کنونی آن در واقع از بعد از دوره غیبت صغری شروع شده است. تا قبل از آن دوره به دلیل حضور معصومین(ع) نیازی به تفقه در احکام دینی احساس نمی‌شد؛ البته این بدان معنا نیست که در این دوره هیچگونه فعالیت فقهی انجام نمی‌گرفته است؛ بلکه برعکس شواهدی وجود دارد که پیامبر و امامان معصوم(ع) به علت بعد مسافت افرادی را که در احکام تخصص داشتند، به نواحی مختلف اعزام میکردند. چنانکه طبق گفته شیخ طوسی، علی بن مسیّب به امام رضا (ع)عرض کرد: «راه دور است و من نمی‌توانم هر وقت خواستم خدمت شما برسم، از چه کسی احکام دین خود را سوال کنم؟ امام فرمود: از زکریا بن آدم قمی‌که امین بر دین و دنیاست.»[۱۰۹]
در تقسیم بندی که از ادوار مختلف تاریخ فقه شیعه امامیه به عمل آمده، این دوره یعنی دورۀ بعد از غیبت صغری، تا نیمه اول قرن پنجم جزء دورۀ دوم ذکر شده است که از جمله امتیازات آن یکی این است که در این دوره برای اولین بار کتب فقه فتوائی به صورت بالنسبه نظری ولی به طور ابتدایی تألیف شد. دربارۀ اهمیت قرن چهارم هجری در تاریخ فقه شیعه آمده است که فقه شیعه بر پایۀ اجتهاد، برای نخستین بار بوسیلۀ ابن عقیل عمانی (م اوایل قرن چهارم هجری) معاصر کلینی بنا نهاده شده است. پس از او محمد بن جنید اسکافی (م اواسط قرن چهارم) راه او را دنبال کرد و پایههای اجتهاد و استنباط فقهی را محکم تر کرد که اینها به قدیمین معروف هستند. شیخ مفید (م ۴۱۳ﻫ.ق) و سید مرتضی علم الهدی (م ۴۳۶ ﻫ.ق) نیز راه اجتهاد را هموار کردند، تا این که نوبت به شیخ طوسی (م ۴۶۰ ﻫ.ق) رسید. فقه شیعه به وسیلۀ این مرد بزرگ به مرحلۀ شکوفایی رسید؛ او افزون بر تألیف دو کتاب حدیثی معتبر به نامهای تهذیب و استبصار، به تدوین کتابهای فقهی و اجتهادی همت گماشت و کتابهای نهایه، مبسوط و خلاف را در فقه به رشته تحریر درآورد.[۱۱۰]
در این دوره فقهای بزرگی ظهور کردند که برخی از معروف ترین آنها عبارتند از:
– علی بن ابراهیم قمی‌(م ۳۰۷۰ه.ق)
– محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی (۳۲۹ ﻫ.ق)
– ابوالقاسم جعفر بن محمد بن جعفر بن موسی بن قولویه (۳۹۸ ﻫ.ق)
– علی بن الحسین بن موسی بن بابویه قمی‌(۳۲۹ ﻫ.ق) پدر شیخ صدوق
– محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه معروف به ابن بابویه و صدوق (۳۸۱ ﻫ.ق)
– محمد بن احمد بن جنید، معروف به اسکافی و ابن جنید (۳۸۱ ﻫ.ق)

برای دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت  fumi.ir  مراجعه نمایید.