سامانه پژوهشی – 
بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان  …

سامانه پژوهشی – بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان …

X7: ساختار بانک
روش تحقیق توصیفی تحلیلی و استفاده از مدل اقتصادسنجی به روش داده های مقطعی و داده های تابلویی با استفاده از داده های مقطعی در شعب بانک ملت استان سیستان بلوچستان در سال های ۱۳۹۰ تا ۹۲ و به صورت مقایسه ای و برای روش داده های تابلویی دوره زمانی ۱۳۸۷ تا ۱۳۹۲می باشد.
آزمون های مورد نیاز در این مطالعه، آزمون نرمال بودن داده ها، آزمون مانایی، آزمون هم خطی، آزمون واریانس ناهمسانی، آزمون خودهمبستگی و آزمون هم جمعی می باشند.
 
روش و ابزار گردآوری اطلاعات
در این تحقیق، با مراجعه به مقالات، کتاب ها، تحقیقات انجام شده مرتبط با موضوع،پایان نامه هاو…اطلاعات مربوط به ادبیات نظری گردآوری خواهد شد. بنابراین روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق کتابخانه ای می باشد. همچنین اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق، با مراجعه به اطلاعات مندرج در صورت های مالی (ترازنامه ، صورتحساب سود و زیان و…) شعب بانک ملت استان سیستان و بلوچستان استخراج خواهد شد. . هم چنین بخش عمده ای از اطلاعات مربوط به متغیرهای تحقیق، با مراجعه به داده های سری زمانی بانک مرکزی ج.ا.ا. (www.cbi.ir) و مرکز آمار ایران استخراج خواهد شد. لذا روش گردآوری داده ها ، کتابخانه ای شاخه اسنادی می باشد.
 
واژه های کلیدی
اعتبارات خرد : تعریف مشخص و یا مکانیزم تعیین (میزان وام، نرخ بهره، موارد مصرف، میزان پس انداز و موارد مصرف آن، حق بیمه و میزان پوشش آن، شرایط دریافت و بازپرداخت وام، مکانیزمهای انتقال وجوه، سایر شرایط ارائه خدمات مالی خرد) برای تحقق ویژگی های ذیل در حوزه خدمات مالی خرد ضرورت دارد.
اثربخش و کار،   نظام مند،   هدفمند،   پایدار،   پوشش هزینه، تقاضا محور،  تنوع،  تخصص (افتخاری، ۱۳۸۵: ۱۳)
اشتغال زایی: در مورد اشتغال تعاریف متعددی ارایه گردیده و از دیدگاههای مختلف (اجتماعی ، سیاسی ، اقتصادی و مدیریتی) تعریف شده است ، اما همه آنها به مفهوم « به کارگیری نیروهای متخصص کار در مشاغل تخصصی و مطابقت نمودن متخصصین با پست های تخصصی مورد لزوم سازمان اجتماعی » اشاره دارد . اشتغال در یک جمله به معنای «به کارگیری عوامل تولید یا بکارگیری ظرفیت های موجود » می باشد . تعریفی که دانشمندان مدیریت از دیدگاه مدیریتی برای اشتغال ارایه داده اند عبارت است از « به کار گیری منطقی نیروهای متخصص و کارآمد در مشاغل تخصصی و تطبیق آنها با پستهای تخصصی به نحوی که نیل به اهداف سازمانی را امکان پذیر سازد (قلی پور، ۱۳۹۱: ۱۸).»
داده های تابلویی: به ترکیب نمودن مشاهدات مقطعی خانوارها، کشورها، شرکت ها در طول چند دوره زمانی اشاره دارد (بالتاجی ۱۹۹۵ )  در این روش، ناهمگنی بین واحدهای انفرادی در نظر گرفته می شود و به عبارت دقیق برای هر واحد انفرادی یک عرض از مبدا مشخص و متمایز در نظر گرفته می شود ( هایسائو، ۱۹۸۶).
 
ساختار پژوهش
در این فصل کلیاتی درباره پژوهش شامل مقدمه، شرح و بیان مسئله پژوهش، اهمیت و ارزش پژوهش، هدف پژوهش، سؤال پژوهش، فرضیه های پژوهش، متغیرهای پژوهش و روش انجام پژوهش بیان شد. در بخش مربوط به روش انجام پژوهش، جامعه آماری پژوهش، محدوده زمانی، روش گرد آوری داده ها و روش های آماری مورد استفاده برای تجزیه‌وتحلیل اطلاعات تشریح و در ادامه به تعریف واژه های کلیدی مورد استفاده در این پژوهش پرداخته شد.
در فصل دوم، به بررسی پیشینه پژوهش و بیان مبانی نظری پژوهش پرداخته می شود. در ابتدا به تشریح مفاهیم، تعاریف و روش اندازه گیری متغیرهای پژوهش پرداخته و در بخش آخر فصل نیز، خلاصه ای از پژوهش های انجام‌شده در این زمینه ارائه خواهد شد.
در فصل سوم، روش پژوهش شامل فرضیه های پژوهش، متغیرها و نحوه محاسبه آنها، جامعه آماری، روش جمع‌آوری اطلاعات و روش های مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بیان می شود.
موضوع فصل چهارم، تجزیه ‌و تحلیل فرضیه های پژوهش و تفسیر نتایج حاصل با استفاده از نرم‌افزارEviews است.
در فصل پنجم، نتایج پژوهش، پیشنهادهای حاصل از یافته های پژوهش و پیشنهادهای لازم جهت پژوهش های آتی بیان می شود.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه تحقیق
 
مقدمه
با توجه به گسترش سیستم بانکی کشور در سال های اخیر و همچنین افزایش تسهیلات و خدمات بانک ها، بررسی تاثیر عملکرد سیستم بانکی بر خالص اشتغال در بخش های اقتصادی اهمیت زیادی پیدا کرده است. آنچه مهم است کارآمدی این نوع تسهیلات در ایجاد فرصت های شغلی جدید است. نظام اعتبارات خرد یکی از راهکارهای مطرح شده در دو دهه اخیر به منظور تسریع فرآیند سرمایه گذاری و تقویت بنیادهای مالی و پس انداز در مناطق روستایی و نهایتاً توانمندسازی جوامع روستایی و فقرزدایی از طریق ارتقا بهره وری با تأکید بر بکارگیری اعتبارات خرد بوده است. مهمترین عامل اعتبارات خرد و افزایش تقاضا و رونق در بخش تولید نیز منجر به تقاضای بیشتر برای اعتبارات خرد در یک کشور را به همراه خواهد آورد و هر چه میزان سودآوری واحدهای و فعالیتهای تولیدی در کشور ارتقا یابد منجر به افزایش اشتغال زایی می گردد. لذا با توجه به این مطلب لزوم بررسی میزان اعتبار دهی و وام های خرد بانک ملت بر میزان اشتغال زایی می گردد که بر این اساس در این مطالعه به بررسی این موضوع در سطح استانی و برای استان سیستان و بلوستان پرداخته شده است.
در این فصل ابتدا ادبیات تحقیق توضیح داده شده است. سپس به بیان مسائلی چون اشتغال، دیدگاه های تاریخی در زمینه اشتغال و بیکاری، انواع اشتغال، عوامل موثر بر وضعیت اشتغال، رابطه بین تولید و اشتغال، تاثیر تسهیلات بانکی بر اشتغال زایی بخش های اقتصادی ایران، ابعاد نظری ایجاد شغل و تخریب شغل پرداخته شده است. در پایان نیز به تعدادی از پیشینه های داخلی و خارجی مرتبط با موضوع پایان نامه اشاره شده است.
 
ادبیات تحقیق
رابطه بین تولید و اشتغال
اولین سوالی که در زمینه تولید و اشتغال مطرح می شود این است که چه ارتباطی بین تولید و اشتغال وجود دارد. آیا با افزایش تولید می توان اشتغال را افزایش داد. آیا افزایش همزمان تولید و اشتغال امکان پذیر است. یا اینکه هدف حداکثر اشتغال و حداکثر تولید اهداف متضادی هستند که افزایش این هر دو ناممکن است. در این زمینه نظریات متفاوتی وجود دارد که بر مبنای فن آوری تولید ، رابطه میان اشتغال وتولید را تحلیل نموده اند. اینکه در فرایند تولید از تکنیک سرمایه بر یا کاربر استفاده شود بر تولید و اشتغال اثرات متفاوتی به جا خواهد گذاشت. امروزه تکنولوژی های مدرن وارد بازار کار شده اند و از کارایی بسیار بالایی برخوردارند . به کارگیری چنین تکنولوژی هایی میزان تولید را به نحو قابل توجهی افزایش می دهد . کارایی در تولید به دلیل نوع تکنیک مورد استفاده وجود دارد . اما به کارگیری چنین تکنیکی در فرایند تولید ، اشتغال کمی ایجاد می کند و از نظر رفاه اجتماعی می تواند زیان هایی را بر اجتماع و جامعه تحمیل کند . در کشوری که نیروی بیکار وجود داشته باشد، محصول آن ، فقر ، سطح زندگی پایین ، مشکلات سیاسی – اجتماعی و هرز رفتن سرمایه انسانی آن کشور است .
بنابراین ، حداکثر نرخ رشد اقتصادی هدف بسیاری از اقتصادهای معاصر امروزی است ، اما چنین نرخ رشدی بدون در نظر گرفتن نرخ بیکاری استمرار نخواهد داشت و لذا چنین موضوعی در تابع رفاه اجتماعی همه جوامع وجود دارد ، اما وزن آن از یک کشور به کشور دیگر ممکن است متفاوت باشد . امروزه اکثر اقتصاد دانان متفق القولند که ویژگی رشد اقتصادی در روند توسعه هر کشوری بسیار مهم و حیاتی است و رشد اقتصادی که بتواند فقر ، نابرابری و بیکاری را کاهش دهد می تواند به توسعه ای پایدار منجر شود . لذا خصوصیت رشد اقتصاد در روند توسعه هر کشور از اهمیت خاصی برخوردار است . در این راستا ، نظریات متفاوتی از سوی نظریه پردازان عنوان شده است .
دیدگاهی معتقد است که ، استفاده بیشتر از نیروی کار با حجم مشخصی از سرمایه فیزیکی منجر به افزایش تولید واشتغال می شود . برخی مواقع نیز این تصور وجود دارد که اگر نیروی کار بخشهای کشاورزی و خدمات را افزایش دهیم تولید کاهش می یابد ، زیرا بهره وری نهایی کارگران در بخش کشاوزی صفر است . بهالا[۳] در سال ۱۹۷۵ در بخش صنعت نشان داد که شیوه تولید کاربر الزاما بااین معنا نیست که نسبت سرمایه به تولید پایین تر و هزینه سرانه کارگر کمتر باشد .
پیکاک و شاو[۴] ضمن اشاره به تضاد بین تولید و اشتغال معتقدند که شیوه های سرمایه بر تولید نسبت به شیوه های کاربر کاراترند زیرا تکنولوژی به کار رفته در فرایند تولید آنها کاراتر است . این شیوه تحلیل میزان سرمایه ای را که در روش های کاربر تولید پس انداز می شود ، نادیده می انگارد .
سیزر[۵] در این خصوص که از چه نوع فن آوری استفاده شود ، می گوید . در اکثر مواقع فن آوری مدرن بسیار مناسب است زیرا هم سرمایه اندوز و هم کار اندوز می باشد . در واقع ، عواملی هستند که در جه مکمل بودن نرخ رشد تولید و اشتغال را کاهش می دهند . اول ، ساختار دوگانه ای است که اکثر کشورهای در حال توسعه با آن مواجه اند . دوم ، افزایش نامتعادل قیمت های عوامل تولید در نتیجه عدم تطبیق میان نرخ دستمزد و بهره وری نیروی کار از یک طرف و قیمت سرمایه و مشارکت نهایی آن در تولید از طرف دیگر که منجر به استفاده از تکنولوژی سرمایه بر می شود . سوم ، فقدان فن آوری مناسب که از نیروی کار زیاد و از سرمایه کم استفاده نماید . چهارم ، نرخ رشد فزاینده جمعیت و وجود نیروی کار فعال فراوان که اگر دستمزدها کاهش یابد سطح بیکاری افزایش می یابد .
مارسدن[۶] نیز ارزان بودن نیروی کار و کمیابی سرمایه و کارایی پایین تولید در مقیاس وسیع در بسیاری از کشورهای در حال توسعه را به عنوان دلایلی ذکر می کند که در انتخاب نوع تکنیک تولید نیاز به تدبیر دقیقی دارد. در واقع مارسدن معتقد است وقتی نهاده نیروی کار ارزان وجود دارد باید کالاهایی تولید شوند که در تولید آنها نیروی کار بیشتری لازم است و به نوعی عامل کار جانشین سرمایه شود . به علاوه کشورهای درحال توسعه از تفاوت های شدید سرمایه بری در بخشهای مختلف بای اجتناب نمایند . زیرا دوگانگی در تولید و بخشهای مختلف زندگی آحاد مردم وجود دارد و چنانچه کشورها دوگانگی را تشدید نمایند از دستیابی به توسعه پایدار محروم خواهند شد . لذا هر نوع سیاست سرمایه گذاری از نظر تکنیک تولید باید با لحاظ این نکته صورت گیرد که ایجاد شغل در هر سرمایه گذاری به معنای شکاف درآمدی کمتر ، سلامت روانی و جسمی و توسعه ای پایدارتر است . در واقع سنخیت داشتن تکنولوژی با محیط اقتصادی و اجتماعی خصوصا در قالب موسسه ها و صنایع کوچک ، تطبیق تکنولوژی با ویژگیهای تولید محلی مناطق ، پایین بودن هزینه اجتماعی تکنولوژی و بالا بودن کارایی آن برای یک نظام اقتصادی کاملا ضروری است .
دیدگاه دیگری وجود دارد که معتقد است رشد و اشتغال هدف های هم جهتی هستند و رشد بالاتر ، اشتغال بیشتر نیروی کار را بدنبال دارد . در واقع این دیدگاه معتقد است که جانشین شدن سرمایه به جای نیروی کار در فرآیند تولید و واردات ماشین آلات پیچیده و گران قیمت کار اندوز در کشورهای پرجمعیت کمتر رضایت بخش بوده ، فرصتهای جدید شغلی را محدود می کند و اتلاف منابع مالی را نیز به دنبال دارد . اما الگوهای تراکم سرمایه و رشد اقتصادی از نوع هارود – دومار و نئوکلاسیک و انواع سیاست های اقتصادی ناشی از آنها گرچه به رشد سریع تولید منجر می شوند ولی با تاخیر زمانی موجب ایجاد اشتغال می شوند . اگر هدف توسعه به حداکثررساندن نرخ رشد تولید باشد این سیاستها صحیح است اما اگر اشتغال ارجحیت بیشتری داشته باشد سیاستهایی که بیشتر بر صنایع کاربر تکیه دارند از اولویت بالاتری برخوردارند .
استدلال دیگری در این دیدگاه مطرح است که بیان می دارد ، اشتغال بالاتر الزاما به بهای رشد کمتر تولید حاصل نمی گردد . زیرا اشتغال بیشتر به معنای درآمد بالاتر برای فقرا است و درآمد بالاتر یعنی تقاضای بیشمار برای کالاهای مصرفی ، لذا اشتغال بیشتر می تواند درآمد بالاتر را موجب شود و این دو ضمن تقویت یکدیگر در سطح کلان اشتغال و درآمد ملی بیشتر را به دنبال دارد .
دیدگاه سومی وجود دارد مبنی بر این که در درون هر اقتصاد ، بنگاه های تولیدی (اعمی از صنعتی و کشاورزی ) فراوانی وجود دارند که با مجموعه معینی از قیمتهای نسبی عوامل تولید(کار و سرمایه ) مواجه هستند و ترکیبی از این دو را مورد استفاده قرار می دهند که هزینه تولید حداقل باشد . در این رویکرد تولید کنندگان می توانند تولیدات خود را با تکنیکهای متنوعی انجام دهند و بسته به قیمت عوامل ترکیبی یکی از عوامل را انتخاب نمایند که تولید با هزینه پایین تری صورت گیرد . در این روش قیمت عوامل در تصمیم گیری بنگاه ها در استفاده از عوامل تولید کننده حایز اهمیت است . اگر دستمزد نیروی کار پایین و قیمت سرمایه گران باشد تولید کننده در نقطه ای تولید می کند که نیروی کار بیشتری به خدمت گیرد .
انتظار می رود که در کشورهای در حال توسعه چنین اتفاقی بیافتند . زیرا در این کشورها عرضه کار فراوان و عرضه سرمایه کم است . اما به دلیل تحریف قیمت کار و سرمایه در کشورهای در حال توسعه چنین اتفاقی نمی افتد . زیرا به دلیل نرخ ارز بیش از حد ارزش گذاری شده، نرخ بهره پایین، تعرفه موثر حمایتی پایین و منفی بر واردات کالاهای سرمایه ای و معافیتهای مالیاتی و روابط حاکم بر نظام تجاری این کشورها قیمت سرمایه ارزان است و به این دلیل ، پیچیده ترین تجهیزات و ماشین آلات خودکار در صنایع به کار گرفته می شود . لذا نوع تکنیکی که در تولید به کار گرفته می شود نامناسب است . البته از دیدگاه بخش خصوصی چنین استفاده ای بهینه است اما درکل هزینه چنین سیاستهایی برای کل جامعه بالا است و راه حل اساسی آن حذف انحرافاتی است که در اقتصاد کشورهای در حال توسعه وجود دارد و دولتها با اتخاذ سیاستهای مناسب باید آنها را از بین ببرند.
 
 

مطلب دیگر :  بررسی تاثیر اعتبارات خرد شعب بانک ملت بر میزان اشتغال زایی در استان سیستان ...

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.
Share