چهار ابزار اصلی موسیقی درمانی

.                                                                                                                      

چهار ابزار اصلی موسیقی درمانی:                                                                      

بیشتر متون صدا و موسیقی درمانی نیاز به آموزش رسمی ندارند. لازمه ی بعضی از  متونی که شرح  داده خواهد شد نیاز به اندکی مشارکت فعال دارد و هر چه در این فرایند مشارکت فعالتر داشته باشیم، بهره بیشتری خواهیم برد.

 

ابزار شماره 1 :                                                                                          

سبکهای موسیقی و ریتم :  سبک ها و ریتم های مختلف موسیقی روی اندامها و دستگاههای مختلف بدن اثرات مفید می گذارند، گوش کردن به انواع سبکهای موسیقی و ریتم ها وسیله ی توان عملیات بدن است. برای موسیقی کلاسیک می تواند ابزاری عالی برای توازن وشفا باشد، دستگاهها و اندام های مختلف بدن نسبت به گام های مخصوصی از موسیقی عکس العمل بیشتری نشان می دهد. گوش فرا دادن به آن دسته از آهنگهای کلاسیک که باگام ، ریتم و سبک  خاص نوشته شده اند، تاثیر ظریف و مثبتی روی دستگاهها و اندام های مربوطه می گذارند.

حتی اگر موسیقی را ضمن فعالیت روزانه گوش دهیم، به از بین بردن اختلالات دستگاههایی از بدن کمک خواهیم کرد.

 

2 ) درمان از طریق تن و آلات موسیقی                                                               

آلات موسیقی متفاوت نیز روی سیستم انرژی می گذارد. نود درصد فعالیت بدن از طریق ذهن نا خود آگاه کنترل وتعدیل می شود. ولی ذهن نا خود آگاه سطوح فراوانی دارد.

این سطوح مختلف عملیات مختلف دستگاهها ، اندامها و فعالیت های بدن را هدایت و تعدیل می کنند و نسبت به تن ها، آوا ها، ساز ها و حرکت های مختلف موسیقی عکس العمل بیشتری نشان می دهند.              به این ترتیب می توانیم از موسیقی وصدا برای اثر گذاشتن روی سطوح خاصی از ذهن خود آگاه استفاده کنیم و به این وسیله دستگاهها و اندام های مربوط را متعادل و تقویت کنیم. برای مثال، نی و ساز های بادی، چوبی سطحی از ذهن  نا خود آگاه را متاثر می کنند که فعالیت نیمکره چپ مغز و دستگاههای بدن را هدایت می کند.  «چنگ» به دستگاه گردش خون آرامش می دهد در حالی که «ویولون» با اثر گذاشتن روی سطح ذهن نا خود آگاه مربوط به دستگاه عصبی، حالتها ی عصبی را آرام می کند.                                                          .  برای هر یک از دستگاههای و اندام های مربوط به آنها، آلات موسیقی ای که برای آنها مفید هستند ونیز آهنگ های مناسب آن ساز در «کتاب موسیقی درمانی برای همه تد – اندروز» ذکر شده است. صرفاً استفاده از این قطعات موسیقی و ساز ها به صورت منظم یا به صوت موسیقی متن به توازن و تقویت دستگاهها و اندام های مربوط کمک خواهد کرد.مثال، موسیقی «باروک» برای آرامش و تقویت ریتم قلب و دستگاه گردش خون مفید است.موسیقی «راپسوری» برای تقویت عضلات و تحریک دستگاه عصبی مفید است.  ریتم های والس برای سلامتی روحی و رفع تنش های روانی وگوارشی موثر است                                                             .

3 ) درمانهای صوتی :                                                                                    

سه شکل مختلف درمان صوتی عبارتند از زمزمه کردن،  فرایند هایی از ارتعاشات صدا، تن و کلمات نیروزا هستند که به فرایند درمان کمک می کنند. آنها پاک کننده، هماهنگ کننده و شفادهنده هستند و می توانند در باز گرداندن انرژی به دستگاههای مختلف بدن کمک نمایند.صدا همسوی با افکار ما نیرو آزاد می سازد و به این وسیله انرژی را به قسمتهای مناسب بدن  ارسال می دارد. ما میتوانیم از اصوات برای ایجاد توازن درکل سیستم فیزیولوژیکی یا ناحیه ای از بدن استفاده کنیم. وقتی شیوه صوتی دلخواه خود را انتخاب کردید در حال نشسته، دراز کشیده و یا ایستاده اجرا کنید. ده دقیقه از این درمان ها در روز برای یک یا دوبار، دارویی عالی برای شفا است. اغلب مردم از سادگی و در عین حال تاثیر قوی این درمان ها تعجب می کند.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   طرح و نقش پارچه در نقاشی های دیواری محوطه افراسیاب

شماره 4 ) موسیقی وحرکت :                                                                         

یکی از موثرترین راههای استفاده از موسیقی و صدا برای درمان، ترکیب آن با حرکات بدنی است. اهمیت حرکت ورقص، همانند صدا وموسیقی مورد تایید پژوهشگران است. فرایند ترکیب حرکات با موسیقی ساده است. شروع این کار بایستی با چند دقیقه آرامش اعصاب کشش بدن توام باشد. اگر چه این حرکات دشوار نیست ولی اگر عادت به حرکات نداریم. ممکن است برایمان آسان نباشد لذا حرکت را تا جائیکه انجام آن برایمان راحت است انجام می دهیم. (تد اندروز – 1380).

مرور سالمندی در گذر تاریخ:

موضوع سالمندی و عوارض آن از قدیم‌ترین ایام مورد بحث پزشکی و زیست‌شناسی بوده است. بقراط حکیم یونانی سالمندی را حالتی ناشی از تعادل جسم و روان می‌پنداشت و پنجاه و شش سالگی را آغاز آن می‌دانست. او قدیمی‌ترین پزشکی است که در یادداشت‌های خود بر ادامه‌ی کار و پیشینه سالمندان تاکید دارد و معتقد است که ادامه کار، انگیزه زندگی و امید را در این گروه به وجود می‌آورد. جالینوس پزشک رومی نیز بر ادامه فعالیت‌های سالمندان تا پایان عمر تاکید داشت و به عنوان نمونه از پزشکی به نام آنتیو خوس نام می‌برد که در هشتاد سالگی به معاینه و درمان بیماران می‌پرداخت و از تلفوس استاد سالمندی که تا صد سالگی سلامت خود را به خوبی حفظ کرد، یاد می‌کند (علائی حسینی، 1378).

دوبوآر (1365) در کتاب کهنسالی، نتایج تحقیقات قوم‌شناسان را درمورد وضعیت سالمندان جمع‌آوری کرده و نشان داده است که در بین اقوام ابتدایی کهنسالان یا در اوج حرمت اجتماعی یا در قعر آن قرار داشته‌اند.

در بین بومیان آمریکایی سالمندان روحانی خردمندان محافظی هستند که مسئول هدایت قبیله از پیچ و خم‌های خطرناک زندگی بوده و نسبت به فلسفه‌های جهانی که به طور نامحدود گسترش می‌یابند پاسخگو هستند (وال و آردن به نقل از کاواناف، 1977)، این خردمندان در رویاها و اهداف قبیله مشارکت داشته و در مراسمات به عنوان شفادهنده عمل کرده ممکن است الهام‌هایی پیامبرگونه داشته باشند. جایگاه خردمندان محافظ در این قبایل محوری‌تر از رهبران مذهبی در جوامع غربی است (کاواناف، 1997).

در بین برخی از عشایر کشور ما در گذشته‌های دور که تحریکات مربوط به کوچ عشایر به صورت پیاده، بسیار سخت و طاقت‌فرسا بوده تحمل آن برای سالمندان میسر نبوده است. معمولا عشایر، سالخوردگان فرسوده را در قشلاق باقی می‌گذاشتند. چنان‌چه سالمند به همراه قبیله خود کوچ می‌کرد و در راه قادر به حرکت نبود او را در غارهای بین راه یا در محلی که به این منظور درست می‌کردند با مقداری آب و غذا می‌گذاشتند و به کوچ خود ادامه می‌دادند. این محل‌ها را در قبیله بویراحمد، غرب‌خانه‌ها و در بختیاری غاردالو می‌نامیدند (سام آرام، 1372).

در ادیان توحیدی توجه و رسیدگی به سالمندان و احترام‌گذاری نسبت به آنان به شایستگی مطرح و مدنظر بوده است. در قرآن کریم به طور غیرمستقیم و در روایات به طور مستقیم احترام به سالمندان مطرح شده است. رسول خدا(ص) فرمودند کسی که حرمت سالمندان را بشناسد و او را به خاطر کهنسالی احترام بگذارد. خداوند او را از بیم روز قیامت در امان می‌دارد. یا از امام صادق(ع) نقل شده است: یکی از راه‌های تجلیل از خداوند تجلیل از پیر سالخورده است، از این قبیل احادیث و روایات که حاکی از اکرام سالخوردگان در نظر اولیاء بزرگ اسلام است، فراوان ارائه شده است (موسوی وادقانی، 1378؛ حیدرنیا، 1378؛ مهدوی، 1378).