پایان نامه با کلید واژگان افراد مبتلا

به دنبال دارد.
سرانجام روش SFBC بر این نظریه مبتنی است که مشاوره بیشتر همواره بهترین کار نیست. باید توجه داشت که در این روش تأکید بر آن است که مشاوره وقتی بهترین نتیجه را در پی دارد که به جای تأکید بر بیشترکردن جلسات مشاوره، لحظات خوب زندگی درمانجو را برجسته تر و بیشتر کند. توجه کنونی که در نظام های کنترل شده مراقبتی به عمل می آید، بدون شک همسو با فلسفه SFBC است و درمانگران طرفدار SFBC حتی باید قدردان شرکتهای بیمه و مراکز مراقبتهای کنترل شده ای باشند که مشاوره کوتاه مدت را تبلیغ می کنند. با این حال، باید این هشدار را نیز بدهیم که بسیاری از افراد به مشاوره طولانی تری از آنچه عموماً در مشاوره کوتاه مدت گفته می شود، نیازمندند. درمان جویی که به مشاوره طولانی مدت نیاز دارند عبارتند از: افراد روان پریش و کسانی که به خودکشی فکر می کنند، افراد مبتلا به اسکیزوفرنی، افسردگی شیدایی و اعتیادهای گوناگون. با وجود این باید دانست که شیوه های SFBC با شیوه های مشاور و روان درمانی درازمدت قابل تلفیق نیستند.
روش مشاوره
بیان جهت گیری این شیوه
مشاوره کوتاه مدت در مقایسه با بیشتر روشهای دیگر نیازمند سازماندهی بیشتری است. زیرا این شیوه مشاوره برحسب فعالیت مشاور و تعداد جلسات لازم می تواند بسیار متفاوت باشد. همانطور که می دانیم مشخص کردن فرآیند یا جریان مشاور هنگام کار با درمان جویان جدید یا هنگام مشاوره با کودکان از اهمیت نخست برخوردار است. اما این کار در روش SFBC یک ضرورت است. محور کار در روش SFBC و شیوه های تعیین هدف های درمان با جهت گیری های مشاور در انتخاب نتیجه بخش ترین اقدامات و بیان آنها برای درمان جو شروع می شود. برای مثال، صحبت شما در آغاز با درمان جو می تواند این باشد:
” هدف ما از صحبت، کمک به توست تا بفهمی برای حل یک مشکل به چه نیازی داری، ابتدا بررسی میکنیم و می بینیم چه کارهایی را خوب انجام می دهی و بعد مشخص می کنیم آیا می توانیم با استفاده از آنها حدس بزنیم چه کارهایی را مایل هستی انجام دهی و در مرحله بعد چه اقداماتی باید بکنی.چند سئوال از تو خواهم کرد. پاسخ به بعضی از این سئوالها دشوار است. آنچه را درباره اش صحبت می کنیم، خواهیم نوشت. پس از آنکه صحبتهایمان تمام شد.
چند دقیقه ای از پیش خواهیم رفت و یادداشتی درباره صحبتهایمان برایت خواهیم گذاشت. یک نسخه از صحبت هایمان را برای تو می گذارم و یک نسخه نیز برای خودم نگه می دارم. آیا این کار به نظرت خوب می رسد؟”
بیان مشکل
همچون رویکردی دیگر به مشاوره، درباره مشاوره کوتاه مدت نیز توصیه میکنیم مشاوران، پیش از اقدام به هر گونه مداخله مشاوره براساس شیوه مشاوره شخص محور به دقت به صحبت های درمان جو گوش فرا دهند.
بی توجهی و گ ش نکردن به آنچه درمانگر می گوید، اغلب منجر به آن می شود که مشاور و درمان جو روی مشکل اصلی کار نکنند؛ بنابراین توصیه ما این است که مشاوران همچنان به دقت به صحبت های درمانجو گوش فرا دهند تا درمان جو تأیید کند که مشاور چهار نکته مهم را درباره وضعیت خود درک کرده است:
الف: مشکل
ب: احساس توأم با آن مشکل
ج: شدت احساس درمان جو براساس مقیاسی 1 تا 10 درجه ای( 1= شدت بالا،1= شدت پائین) و
د: انتظارات درمان جو از نتیجه ای که مایل است از مشاوره عاید او شود و هدف هایی که توقع دارد به آنها دست پیدا کند.
در مورد بند ج، یعنی درجه بندی شدت احساس درمان جو در یک مقیاس 10 در جه ای باید گفت که این فعالیت می تواند به بیان یک هدف منتهی شود. وقتی درمان جو می گوید که نمره اش در مقیاس 10 درجه ای احساس غم و اندوه، 7 است، مشاور می تواند در نمره غم و ا ندوه او به 10 در مقیاس مزبور می شود. بنابراین جهتگیری مشاوره می تواند بگونه ای باشد که درمانجو به سمت فعالیت های مثبت و رویدادهای خوشایندتری سوق داده شود.
همانطور که در فصل 1 گفته شد، کودکانی که از نظر رشد شناختی در مرحله پیش عملیاتی قرار دارند، نیازمند شکلی تصویری از چنین مقیاس درجه بندی هستند می تواند از پنج تصویر چهره ا ز چهره ای شاد و متبسم گرفته تا چهره ای کاملاً غمگین و اخم آلود، استفاده کرد تا کودکان خردسال احساس خوشایند خویش را براساس آنها تعیین کنند. بعضی مشاوران از یک وسیله احساس سنجش که بسیار شبیه یک دماسنج واقعی است استفاده می کند و کودک می تواند با رنگ کردن مشخص کند که سطح جیوه در آن وسیله احساس سنج تا چه حد بالا رفته است. از تصاویر کودک متبسم و کودک اخم آلود نیز می توان همراه با وسیله احساس سنج استفاده کرد و احساس کودک را نشان داد. از مقیاس در جه بندی مشابهی می توان در سرتاسر فرآیندSFBC برای تعیین هدف ها و اندازه گیری پیشرفت کودک استفاده کرد. توجه به این نکته مهم است که بسیاری از کودکان، هدف های رفتاری را طوری برای خود تعیین می کنند که در یک یا دو روز انتظار دارند مثلاً از نمره”3″ به نمره”1″ ارتقاء یابند. مشاوران نیز برای تضمین موفقیت اولیه کودک در فرآیند SFBC می کوشیند به او کمک کنند تا هدفهای رفتاری وی طوری تنظیم شوند که نمره او بتدریج، مثلاً از” 3″ به”4″ ارتقاء یابد. موفقیت وقتی خوب است که برحسب تغییرات رفتاری مشاهده شدنی و مثبت تنظیم شود.
تعیین هدف های مشاوره
اساس بسیاری از روشهای مشاوره آن است که هدفهای خوب یا نتیجه بخش تعیین شود:
هدف های خوب دارای مشخصه های مشترک زیر هستند:
1- هدفهایی که خود درمان جویان تعیین می کنند نتیجه بخش تر هستند. زیرا آنان برای دستیابی به هدف هایی که خو
دشان را در آنها سهیم می دانند بیشتر می کوشند.
2. اگر درمان جویان در تعیین هدفها به کمک نیاز دارند که در روش SFBC به احتمال زیاد چنین نیز هست، حتماً هدف ها را با یکدیگر تعیین کنید و هدفها نباید تنها آنهایی باشند که مشاور پیشنهاد کرده است.
3. هدفهایی که تعیین می کنید باید رفتاری باشند. هدفها وقتی نتیجه بخش تر هستند که مثبت و عینی و مرحله به مرحله باشند.
4- معیاری که برای یک هدف تعیین می کنیطد باید اینگونه باشد: مثلاً چه رفتاری باید انجام گیرد. چند بار آن رفتار صورت گیرد و تحت چه شرایطی ابراز شود.
برای مثال هدف، فرانک آن است که در درس انگلیسی نمره” الف” بگیرد. برای رسیدن به این هدف، فرانک موافقت کرده است که صندلی خود را در ردیف اول کلاس منتقل کند. هر روز در کلاس حاضر باشد. تکلیفهای منزل ر هر روز انجام دهد و در بحثهای سر کلاس هر روز حداقل به یک سئوال پاسخ دهد.
طرح کلی سئوالهای کلیدی/ تعیین هدف
دشازر( 1985) توصیه می کند که تعییین هدف را می توان با این درخواست از درمان جو شروع کرد که به چیزهای خوب و نه به چیزهای بدی که در زندگی خود تجربه کرده اند بیندیشند برای مثال می توان به درمان جو چنین گفت:” دوست دارم به اتفاقات اخیر در زندگی ات فکر کنی و به چیزهایی بیندیشی که برایت اتفاق افتاده است و دوست داری بازهم در آینده آنها را تجربه کنی” یا می توان به او اینطور گفت:” به آن چیزی فکر کن که دوست داری در طول مشاوره انجام دهیم و اینکه چگونه درخواهی یافت که مشاوره به تو کمک می کند.” اندیشه ها و نظر درمان جو در باره هر یک از این دو جمله به مشاور کمک می کند بفهمد هدفهای درمان جو چه می تواند باشند.
تغییر هدف های غیر سازنده درمان جو
هدفهای غیرسازنده باعث می شوند رویکردSFBC بیش از تأثیرگذاری به شکست بیانجامد. سه نوع هدف غیرسازنده مرسوم که درمان جو می توانند داشته باشند، اینها هستند، هدفهای منفی، هدفهای زیانبار و هد فهایی که با این پاسخ درمان جو مشخص می شوند:” دیگر از پا در آمدم، نمی دانم نمی دانم چیست.” اسکلر(1997)3 نشان داد که چگونه هر یک از این سه هدف غیرسازنده را می توان طوری بازسازی کرد که به هدف هایی سازنده و مثبت مبدل شوند. باید بخاطر داشت که در SFBC بیشتر بر راه حل ها تأکید می شود تا بر خود مشکل.
هدفهای منفی هدف های منفی اینطور اظهار می شوند:” تو نمی دانی”. یعنی هدف هایی که فرد را به” دست از کار کشیدن” ترغیب می کنند یا هدفهایی که دیگران را به تسلیم شدن و دست از کارکشیدن وادار می سازند. برای مثال، دانش آموزی اینطور می گوید:” دوست دارم دیگر این قدر توبیخ نشوم.”
در هدف های منفی باید تمرکز دوباره روی آن چیزهایی باشد که درمانجو انجام خواهد داد و نه آنچه که انجام نخواهد داد. این قبیل هدفها را می توان از روی چیزها یا کارهایی که درمانجو انجام می دهد. اقتباس کرد. برای مثال این هدف:” اگر دیگر همه آنچه را که به گفته خودت باعث شد در درس انگلیسی نمره نیاوری انجام ندهی، بجای آن دوست داری چه کارهایی بکنی؟” خدا در طبیعت و زندگی هر شخص معنا ندارد و هر وقت فرد دست از کاری بکشد، چیزی بلافاصله جای آن را خواهد گرفت و خلاء بوجود آمده در زندگی او با کار یا فعالیتی دیگر پر خواهد شد. بنابراین، از درمان جویی که قصد دارد دست از رفتاری غیرسازنده و غیر مفید، مثلاً جر وبحث زیاد پدر و مادر بردارد می توان خواست فکر کند چگونه باید اوقات خالی را که برایش پیش می آید پر کند.
هدفهای زیانبار: هدفهای زیانبار آنهایی هستند که وقتی بدانها دست یافته می شود به درمان جو یا به دیگران صدمه یا آسیبی وارد می گردد. این هد فها اغلب به تخطی از قانون یا بی توجهی به مقررات مدرسه نیز منتهی می شو؛ نظیر فروش مواد در مدرسه یا مرتبک جرم و خلاف شدن، مشاور می تواند
هنگام کار با درمانجو یک هدف زیانبار او را همراه با خودش بررسی کند وببیند دستیبابی به چنین هدفهایی می تواند درمان جو را به طرف آنچه که مایل به انجام آن است، سوق دهد. برای مثال:
مشاور: پس تر ک مدرسه و فروش مواد برای امرار معاش چیزی است که واقعاً تومی خواهی فکر می کنی این کار چه کمکی به تو خواهد کرد؟

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   دانلود مقاله با موضوعخاورمیانه، جنبش های اجتماعی، مشارکت سیاسی

درمانجو: خوب، من ازمدرسه بیزارم چون کار نمی کنم و رد و رفوزه می شوم.
مشاور: پس خودت هم قبول داری، اگر کار کنی نمره های بهتری می گیری و آن وقت این قدر از مدرسه بیزار نخواهی بود؟
درمان جو: ممکنه
مشاور: فکر می کنم هدف تو باید این باشد که دریابی چگونه می توانی تکلیفها و کارهای مدرسه را انجام دهی و نمرات خود را در درس ها بهتر کنی.
هنگامی که مشاور درمی یابد که درمان جو میل به آسیب زدن و زیان رساندن دارد، وظیفه دالرد درمان جو را مطلع کند که تحت چه شرایطی دیگر نمی تواند اسرار میان او و درمان جو را حفظ کند و مجبور است به مقامات مسئول اطلاع دهد. مشاور موظف است مواردی نظیر آسیب زدن به خود یا دیگران تخریب اموال و دیگر موارد تخلف از قانون را گزارش دهد او همچنین وظیفه دارد هر گونه اقدام ممکن را به عمل آورد تا مانع از کارهای زیانبار درمان جو شود.
هدفهای نوع سوم یا” نمی دانم”: این قبیل هدفها بیشتر ترفندهای درمان جوست تا در برابر مشاور به نوعی دست به مقاومت بزند. معمولاً کودک را پدر و مادر او، معلمش یا قاضی دادگاه اطفال برای مشاوره ارجاع داده است و او خواهی نخواهی در برابر تلاش مشاور برای کمک به نوعی به مقاومت برمی خیزد. همانطور که در فصل 2 درباره شیوه غلبه بر مقاومت کودک گفتیم، مشاور می تواند صحبت خود را اینطور شروع کند:
مشاور: فکر میکنی چه کار باید کرد تا پدر و مادرت دست از سر تو بردارند و بگویند دیگر به مشاوره نیاز نداری؟
درمان جو: آنان می گویند باید در مدرسه بیشتر تلاش کنم.
مشاور: خوب فکر می کنی چه کارهایی در مدرسه باید بکنی تا من به پدر و مادرت بگویم تودر مدرسه تلاش می کنی؟
با ادامه چنین صحبتهایی مشاور دوست و یار او تلقی می شود و بدین ترتیب به نظر می رسد هر دو در یک جبهه می کوشند تا دریابند چگونه می تواند به کودک کمک کرد تا از شر مشاور خلاص شود.
مشاوره متمرکز بر شخص( درمان جومدار):
کارل راجرز مطرح می کند مشاوره متمرکز بر شخص در کتاب جدل برانگیز خود به نام مشاوره دوران درمانی(1942) پیشنهاد کرده بود که اساس کار درمانگر باید بر ایجاد رابطه ای صمیمی با درمان جو و پاسخگو بودن درمانگر استوار باشد.
راحرز معتقد بود که فقط با ایجاد چنین رابطه ای است که درمانجو احساسات و افکارش را ابراز خواهد کرد.