نقش روان¬ پزشکان، پزشکان عمومی، دارو سازان و متخصصین سایر رشته¬ها در درمان اعتیاد

علم روز دنیا وابستگی مواد را یک بیماری و به عبارت دقیق­تر یک اختلال روان پزشکی می­شناسد. بنابراین برنامه­ریزی کلان، تعیین اهداف، تعیین جایگاه پیشگیری در نظام سلامت، تدوین قانون جامع و روزآمد، و در یک کلام تعیین خطوط اساسی چگونگی برخورد با معضل  وابستگی مواد، باید بوسیله روان پزشکان، حداقل با مشارکت مستقیم آنان به انجام رسد. با توجه به گستردگی ابعاد وابستگی مواد و اینکه بار اصلی درمان سطح اول بر دوش همکاران زحمت­کش پزشک عمومی قرار دارد، مشارکت فعال این عزیزان اجتناب ناپذیر است. لذا تدوین برنامه­ی جامع آموزش مداوم آنان و حفظ روزآمدی و استفاده­ی بجا از این نیروی متخصص، ضروری است. پیچیدگی­ها و دشواری­های برخورد با افراد وابسته به مواد، مصاحبه­ی انگیزشی و اصول مشاوره باید در اولویت آموزش­ها قرار گیرد. همکاران داروساز ما شاید بیشترین و نزدیک­ترین تماس را با افراد وابسته به مواد در داروخانه­ها دارند. از این سرمایه­ی بزرگ علمی که در کوچک­ترین شهرهای سراسر کشور گسترده اند، باید برای هدایت صحیح افراد وابسته بهره جست. گاه یک عبارت هوشمندانه می­تواند ماشه چکان جهشی مهم در زندگی یک فرد باشد. همکاران بزرگوار داروساز ما قطعا از اینکه تحت فشار افراد وابسته، ناخواسته نقشی در پخش ترامادول، دیازپام، دی­فنوکسیلات و استامینوفن کدئینه داشته باشند، در رنج اند(مدیر کل داروی وزارت بهداشت،1386؛  احمدیان،1386؛  هادی،2008). به این عزیزان ارج نهیم و از آنان تقاضا کنیم در راهنمائی افراد وابسته ما را یاری کنند و در نهایت همکاران متخصص رشته­های داخلی می­توانند در مراحلی از درمان افراد وابسته کمک کننده باشند. همکاران سایر تخصص­ها نیز چون پیام رسانان شریف نظام سلامت یاریگر ما توانند بود. شرط همه­ی این همکاری­های بین رشته­ای، ایفای نقش هدایت­گر، و درخواست همکاری صمیمانه از جانب روان پزشکان و برگزاری ادواری سمینارهای بین رشته­ای است(نابدل،1389).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم برنامه­ ی درسی از دیدگاه روانشناسی