مفهوم و تعاریف پاسخگویی از منظر روانشناختی

مفهوم و تعاریف پاسخگویی
واژه انگلیسی پاسخگویی هم ریشه با حسابداری است، و به دوران نورمن ها در انگلستان در سال های بعداز سال 1066 میلادی بر می گردد. در سال 1085 میلادی ویلیام اول پادشاه انگلستان از همه مالکان زمین در سرتاسر قلمرو خود خواست تا صورت زمین و اموال خود را ارائه کنند. بعدهااز این مالکان خواسته شد تا برای وفداری به شاه سوگند بخورند. یعنی این سرشماری علاوه بر اهداف حسابداری مالیاتی، اهداف سیاسی را نیز تعقیب می کرد. از آن هنگام به بعد، کم کم نوعی سیستم پاسخگویی به حکومت پادشاهی متمرکز شکل گرفت که به صورت بازرسی های متمرکز، در هر شش ماه برای حساب پس دهی رعایا انجام می گرفت (دوبنیک ، 2002). در گفتمان سیاسی امروز پاسخگویی دیگر مفهوم خسته کننده حسابداری و اداره مالی و حساب پس دهی اموال به حاکمان را نمی رساند؛ بلکه رابطه پاسخگویی کاملا بر عکس شده است. پاسخگویی به عمل پادشاهانی که شهروندان شان را به حساب پس دادن وادار می کنند، گفته نمی شود؛ بلکه بر عکس این صاحبان اختیار و دولتمردان هستند که باید به شهروندانشان پاسخگو باشند (بونز ، 2005). تفسیرهای متفاوتی از مفهوم پاسخگویی ارائه شده است نتایج این تفاوت در تفسیرها این است که به نظر می رسد پاسخگویی مفهومی است که همواره گسترش می یابد و درهر شرایطی در قالب سازوکارهایی قد علم می کند که نهادهای قدرتمند را نسبت به خط و مشی های خاص خود پاسخگو می سازد (احمدی، 1392). از نظر مولگان، پاسخگویی اولین بار به طور مفهومی در ایده مسئولیت پذیری جا گرفته یود، اما بعدها زمینه ای را به عنوان یک مفهوم فردی به دست آورد. یعنی پاسخگویی بر خلاف مسئولیت پذیریی یک مفهوم جمعی است، به عنوان یک مفهوم فردی تلقی می شود. البته بعدها دامنه این مفهوم تا مسئولیت پذیری نیز افزایش یافته است (مولگان ، 2000). همچنین دوبنیک تمایل دارد تا مسئولیت پذیری را به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر پاسخگویی ببیند، به جای اینکه پاسخگویی را به عنوان یک بخش جدایی ناپذیر مسئولیت پذیری ببیند (دوبنیک، 2005). مولگان (2003) پاسخگویی را شامل هر گونه سازوکاری می داند که کارگزار یا وکیل را در برابراصل پاسخگو نماید. (خانباشی، زاهدی و الوانی، 1390) مفهوم پاسخگویی را اینگونه بیان می کنند: عمل مسئول دانستن فرد یا افرادی مشخص در قبال وظایف محوله یا به عبارتی دیگر دلیل آوردن یا دلیل خواستن برای کارهای انجام شده و وظایف انجام نشده که اصول حاکم بر آن عبارت است از: وجود تعریف شفاف از وظایف محوله، مشخص بودن مسئولیت انجام کار، تفویض ناپذیر بودن مسئولیت پاسخگویی در قبال امور محوله، مستند و مستدل بودن پاسخ ها. همه تعاریف متفاوت پاسخگویی در بر گیرنده عنصر کنترل هستند که در واقع به طور مشترک قبل از واژه پاسخگویی در ادبیات به کار گرفته شده بود. کارول هارلوف (2000) معتقد است که مفهوم کنترل، از پاسخگویی متفاوت است. از آنجایی که که پاسخگویی فرآیند طلب پاسخ از کسی است، ماهیت پس نگرانه دارد، در حالیکه کنترل بیشتر ماهیت پیش نگرانه و فوق فعال دارد.
بنابراین می توان نتیجه گرفت تعاریف یا انواع متفاوت پاسخگویی به اندازه زیادی وابسته به ساختار و یا بستر اداری است. اندیشمندان بر این عقیده اند که انواع متفاوت پاسخگویی در بسترهای اداری متفاوتی به کار گرفته می شوند و هیچ راه حل جهان شمولی برای سازماندهی نظام های پاسخگویی وجود ندارد (نرگسیان، 1390).
ارکیلا (2007) یک طبقه بندی از پاسخگویی ارائه کرده وی در این طبق بندی بر اهمیت ساختار و بستر اداری، به منظور قابلیت کاربرد نظام های متفاوت پاسخگویی در این ساختار تاکید می کند.

جدول 2-6 انواع متفاوت پاسخگویی
انواع پاسخگویی ویژگی ها سازوکارهای پاسخگویی بستر (ساختار)
پاسخگویی سیاسی دموکراتیک، بیرونی انتخابات دموکراتیک، سلسله مراتب پاسخگویی دولت دموکراتیک
پاسخگویی بوروکراتیک سلسله مراتبی، قانونی قواهد، رویه هاو تنظیمات، نظارت و سرپرستی بوروکراسی
پاسخگویی شخصی درونی، هنجاری، اخلاقی فرهنگ، ارزشها، اخلاقیات جمعی و گروهی
پاسخگویی حرفه ای پیچیده، با نظرات فنی و تخصصی متفاوت، دقیق و باریک بین بررسی و موشکافی تخصصی، بررسی دقیق، نقش افراد حرفه ای سازمان های حرفه ای و تخصصی
عملکرد ستاده یا مشتری مداری رقابت، خودتنظیمی بازار
گفتمان مشترک تعاملی، گفتمان محور، آشکار، عمومی مباحثه و گفتگوی عموی، گفتمان، شفافیت، دستیابی به اطلاعات حوزه عمومی

2-3-4 دو مفهوم متفاوت از پاسخگویی
احمدی (1392) دومفهوم متفاوت از پاسخگویی ارائه کرده :
1- پاسخگویی به عنوان استاندارد کیفی
در این مفهوم پاسخگویی به عنوان مفهومی هنجاری و مجموعه ای از استانداردها برای رفتار فعالان بخش عمومی یا وضعیت مطلوب وزارتخانه ها استفاده می شود. در این استفاده ها از مفهوم پاسخگویی به پاسخگویی یا پاسخگو ماندن به عنوان استانداردهای کیفی یا ویژگی اثباتی سازمانها یا مقام ها یا عملکرد یک فعال در بخش عمومی دیده می شود این مفهوم بسیار نزدیک به واکنش گری و مفهوم مسئولیت پذیری یا تمایل برای عمل کردن به نحوی شفاف، منصفانه و عادلانه است. پاسخگویی در این قالب مفهومی فعال است اما به طور اساسی مورد اعتراض قرارگرفته چون هیچ درک مشترکی درباره استانداردهای رفتار پاسخگو وجود ندارد و این استانداردها بسته به نقشی که ایفا می کنند با رفتار نهادی، دوران و منظر سیاسی متفاوت هستند.

2- پاسخگویی به عنوان سازوکاری اجتماعی
در این مفهوم به پاسخگویی به عنوان رابطه یا سازوکار خاصی نگاه می شود که شامل تعهدی برای توصیف و تبیین رفتار می شود. این کار یک رابطه بین عملگریا یک محکمه یا پاسخ خواه یا صاحب حساب اشاره دارد. این مفهوم شامل ارائه اطلاعات درباره عملکرد، امکان گفتگو، طرح پرسش به وسیله پاسخ خواه و ارائه پاسخ از سوی عملگر و به تدریج قضاوت پاسخ خواه درباره عملگر می شود. این مفهوم در واقع پاسخگویی انفعالی نامیده می شود چرا که عملگرها بابت رفتار خود درگذشته در برابر پاسخ خواه پاسخگو هستند، عملگر می تواند فرد یا خدمتگذاری اجتماعی، مدنی یا یک نهاد بخش عمومی یا دستگاهی دولتی باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سازگاری¬های آنزیم¬های ضداکسایشی نسبت به تمرینات ورزشی

2-3- 5 انواع پاسخگویی
عده ای از دانشمندان برای شناخت دقیقتر مفهوم پاسخگویی هر کدام به نوعی پاسخگویی را تقسیم بندی کرده اند که در زیر به دو مورد از آنها اشاره می شود:
بونز (2007) در تقسیم بندی دیگری پاسخگویی را به پنج نوع تقسیم کرده است شامل:
 پاسخگویی سازمانی (پاسخ خواهان: ناظران و مدیران ارشد): اولین و مهمترین نوع پاسخگویی برای مدیران دولتی، پاسخگویی سازمانی است. نظارت کنندگان و مقامات مافوق در این نوع از پاسخگویی هم شامل سیاست گزاران و هم شامل مدیران ارشد سازمان ها و نمایندگان مردم می شود. این نوع پاسخگویی بر اساس سلسله مراتب فرماندهی و مجازی رسمی و مشخص سازمانی و رویه های عملیاتی استاندارد صورت می گیرد.
 پاسخگویی سیاسی (پاسخ خواهان: نمایندگان منتخب): برای مدیران دولتی، پاسخگویی به نمایندگان منتخب مردم و دیگر واحدهای سیاسی، یکی از واقعیت های مهم و غیر قابل انکار محسوب می شود. در نظام های پارلمان تاریستی این نوع از پاسخگویی به صورت غیر مستقیم و از طریق وزیر اعمال می شود. اما در نظام های دموکراتیک مبتنی بر ریاست جمهوری مدیران سازمان ها به وزراء و وزراء نیز به صورت مستقیم به نمایندگان مردم پاسخگو می باشند.
 پاسخگویی قانونی (پاسخ خواهان: قضات): مدیران سازمان ها و حتی وزراء ممکن است توسط دادگاه ها برای ارائه توضیحات درباره عملکردشان فرخوانده شوند. البته این عملکرد هم شامل عملکرد فردی و هم عملکرد سازمانی آن ها می باشد. این دادگاه ها می توانند دادگاه های حقوقی باشند، و یا ممکن است شامل دادگاه های ویژه مثل دادگاه های مدیریتی باشند.
 پاسخگویی مدیریتی یا اداری (پاسخ خواهان: حسابرسان، بازرسان و کنترل کنندگان): این نوع پاسخگویی شامل پاسخگویی مدیریتی و مال است که در دهه های گذشته به وجود آمده است. در این نوع ویژه از پاسخگویی مدیران دستگاه های دولتی به حسابرسان، بازرسان و کنترل کنندگان توضیحات لازم درباره نوع و شیوه هزینه کرد منابع مالی و نیز نحوه به کارگیری از قدرت عمومی تفویض شده به ان ها پاسخ می دهند.
 پاسخگویی حرفه ای (پاسخ خواهان: متخصصان): برخی از مدیران دولتی در بخش های تخصصی و حرفه ای چون بخش های پزشکی، آموزشی و فرهنگی، صنعتی و نظامی و دیگر بخش ها فعالیت می کنند. در این گونه پاسخگویی، استانداردهای ویژه ای برای مدیریت در بخش های مختلف توسط حرفه ای ها و متخصصان تعیین می شود، که بر اساس آن مدیران به مراجع حرفه ای و تخصصی پاسخگو خواهند بود.
پراچیاپورت به نقل از رفیع زاده و منوریان (1388) تقسیم بندی دیگری را ارائه کرده است به شرح زیر:
 پاسخگویی مستقیم: گزارش فرد درباره چگونگی انجام وظایف خود.
 پاسخگویی غیرمستقیم یا ضمنی: توضیح برای اعمالی که مرئوسان یک فرد انجام
می دهند.
 پاسخگویی مدیریت: گزارشی درباره وظایف مدیر.
 پاسخگویی دولتی: گزارشی درباره حاصل اجرای یک برنامه.
 پاسخگویی فرآیند: گزارشی درباره چگونگی انجام یک کار.
 پاسخگویی روبه بالا: گزارش برای مقامات بالا از لحاظ سلسله مراتبی که به طور غیر مستقیم به کسانی که نماینده جامعه هستند، می رسد.
 پاسخگویی رو به پایین: توضیح برای مشتریان، رای دهندگان و شهروندان.
 پاسخگویی سوی بیرون: گزارش برای همکاران.
 پاسخگویی عمومی: پاسخگویی در مورد قراردادهای عمومی.

2-3-6 کارکردهای پاسخگویی
1- پاسخگویی به عنوان یک ابزار کنترل: اکثر دولت ها در شرایطی به سر می برند و در بستری حکومت می کنند که باید نسبت به تقاضاها و خواسته های روز افزون شهروندان، تشکل ها، نهادها و نیز ابهامات رسانه های جمعی پاسخگو باشند. به این معنا دولت موظف به برآورده کردن نیاز آن ها و تشریح و توجیه اقدامات و تصمیمات خود برای شهروندان، نهادهای جامعه مدنی و رسانه ها است. در این وضعیت پاسخگویی به عنوان ابزاری برای کنترل دولت و کارگزاران دولتی محسوب می شود.
2- پاسخگویی به عنوان تضمین استفاده صحیح از منابع عمومی: یکی از مهم ترین جنبه های پاسخگویی این است که، مردم مطمئن شوند که کارگزاران در به کارگیری و استفاده بهینه از منابع عمومی از حدود قوانین موضوعه و ارزش های عمومی عدول نمی کنند. از این رو نمایندگان منتخب مردم در مجالس قانون گذاری از سوی آن بر کاربرد منابع ملی نظارت می کنند.
3- پاسخگویی به عنوان ابزاری برای بهبود خدمات دولتی: نظارت بر قدرت و تضمین کاربرد صحیح منابع عمومی، اغلب جنبه های منفی و تنبیهی پاسخگویی را به ذهن متبادر می کنند. در حالی که پاسخگویی به ابزار پیشرفت و بهبود مستمر خدمات دولتی اشاره دارد. این جنبه از پاسخگویی نوعی فرآیند یادگیری نیز تلقی می شود (واعظی وآزمندیان، 1390).

2-3-7 تفاوت مسئولیت و پاسخگویی
در ادبیات واژه های مسئولیت و پاسخگویی اغلب به صورت مترادف به کار می رود و تعاریف شان اختلاف کمی با هم دارد. پاسخگویی تمایل دارد که به واسطه و نظارت بیرونی دلالت داشته باشد در حالیکه مسئولیت تا حد زیادی تری به اخلاقیات و نظارت درونی دلالت دارد. مفهوم پاسخگویی همراه با تخصصی کردن نقش ها اهمیت پیدا می کند. متصدی هر شغل به پیامدهای خوب یا بد وابسته به وظیفه خود از جنبه بیرونی پاسخگو و از جنبه درونی مسوول است (محبوبی و همکاران، 1392).