مفهوم و انواع نوآوری فرآیند

مفهوم و انواع نوآوری فرآیند

به گفته دستورالعمل اسلو[1] (2005)، نوآوری‌های فرآیند به منظور کاهش هزینه تولید یا تحویل هر واحد، افزایش کیفیت یا تولید یا تحویل محصولات جدید یا با بهبود قابل توجه مورد توجه قرار می‌گیرند. هدف غایی از نوآوری فرآیند در این دستورالعمل، تقویت بهره‌وری دانسته شده است (دستورالعمل اسلو، 2005، ص 20). نوآوری‌های فرآیندی ممکن است شامل چنین مواردی بشوند: مواد ورودی، ویژگی‌های شغل، جریان کار و اطلاعات (آبژناثی و اوتربک[2]، 1978، صص 47-41).

در مورد انواع نوآوری فرآیند، مناسب است توجه گردد که یک فرآیند بطور عملی شامل چه مواردی می‌شود که این خود شاید بتواند نگاه مناسب‌تری از نوآوری فرآیند را ارائه دهد. داونپورت (1993) فرآیند‌های معمول در شرکت‌های تولیدی را شامل دو گروه فرآیندهای عملیاتی و مدیریتی برمی‌شمرد. وی فرآیندهای عملیاتی را مواردی شامل توسعه محصول، کسب مشتری، شناسایی نیازهای مشتری، ساخت، پشتیبانی یکپارچه، مدیریت سفارش، خدمات پس از فروش و فرآیندهای مدیریتی را شامل نظارت بر عملکرد، مدیریت اطلاعات، مدیریت دارایی‌ها، مدیریت منابع انسانی، برنامه‌ریزی و تخصیص منابع می‌داند (دانپورت[3]، 1993 ، ص 8).

ریچ اشتین و سالتر[4] (2006) به اقتباس از پیمایش نوآوری انگلیس (2001) گونه‌های نوآوری فرآیند را شامل معرفی ماشین‌آلات و تجهیزات جدید (با فراوانی 37 درصد ) مانند ماشین‌های خودکار ماکارونی‌سازی، جوشکاری خودکار مواد PVC و سیستم‌های روشنایی تونل با شکل‌دهی تزریقی، تغییرات در فرآیندهای تولید (با فراوانی 6/16 درصد) همچون اصلاح شگردهای پردازش کاتدی، معرفی بسته‌بندی حجمی محصولات دارای پوشش، تغییر از سیستم انباشتی تجمعی به سیستم مستمر متراکم‌سازی انرژی، استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات ( با فراوانی 15 درصد) همچون استفاده از فناوری‌های ICT در طراحی (مثل استفاده از CAD برای طراحی آشپزخانه) و استفاده از فناوری‌های جدید ارتباطاتی (همچون نرم‌افزار مدیریت شبکه‌ای، شکایات، سایت تجارت الکترونیک برای فروش و خدمات) و اقدامات جدید مدیریت(با فراوانی 8/8 درصد) همچون معرفی سیستم‌های تولید ناب، تغییر از خط تولید مونتاژ به یک روش عملیات مونتاژ تک نقطه‌ای، و سایر نوآوری‌های فرآیند( با فراوانی 7/11 درصد) معرفی می‌کنند (ریچ اشتین و همکاران، 2006، صص 682-653).

در دستورالعمل اسلو، نوآوری فرآیند جدا از نوآوری سازمانی و نوآوری بازاریابی لحاظ شده است و تعریف آن به این صورت است. یک نوآوری فرآیند، پیاده‌سازی یک روش تولید یا تحویل جدید یا بهبود قابل توجه آن است. این شامل تغییرات مهم در شگردها، تجهیزات و یا نرم‌افزارها می‌شود. روش‌های تولید شامل شگردها، تجهیزات و نرم‌افزارهای مورد استفاده برای تولید کالاها یا خدمات هستند که از مثال‌های آن پیاده کردن تجهیزات جدید خودکار روی یک خط تولید یا استفاده از طراحی به کمک رایانه[5] برای توسعه محصول می‌باشد (دستورالعمل اسلو، 2005، ص 49).

همچنین در این دستورالعمل روش‌های تحویل، بیشتر در مورد پشتیبانی شرکت و در بردارنده تجهیزات، نرم‌افزارها و تجهیزات برای قرار گرفتن به عنوان منبع ورودی‌ها، تخصیص موجودی‌ها در درون شرکت یا تحویل محصولات دانسته شده است که به‌عنوان مثال نیز استفاده از بارکد یا سیستم پیگیری کالا از طریق شناسایی با فرکانس رادیویی[6] ذکر شده است. همچنین در دستورالعمل اسلو، تجهیزات و شگردها و نرم‌افزارهای جدید و بهبودیافته در فعالیت‌های حمایتی پیرامونی در شرکت مثل خرید، حسابداری، محاسبات و نگهداری نیز در زمره نوآوری فرآیند ذکر شده است. مثلاً استفاده از فناوری ارتباطات و اطلاعات چنانچه برای بهبود کارایی و یا کیفیت یک فعالیت حمایتی پیرامونی مورد توجه باشد، یک نوآوری فرآیند است (دستورالعمل اسلو، 2005 ، ص 50).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بهترین انتخاب واسه رنگ خونه با نکاتی که حال وهوای اتاق هاتون رو عض می کنه "

یک نوآوری سازمانی، به کارگیری یک روش جدید سازمانی در اقدامات کسب‌وکار شرکت، سازماندهی محیط کار یا روابط بیرونی است. این نوع نوآوری در اقدامات مدیریتی، سازماندهی محیط کار و روابط بیرونی شرکت قابل توجه است (دستورالعمل اسلو، 2005، ص 51).

نتایج یک سری تحقیقات جامع در نوآوری که معمولاً به طور دوره‌ای جهت ارزیابی نوآوری سطح شرکتی در کشور انگلیس انجام می‌شود، در سال 2001 نوآوری‌های فرآیند را در قالب موارد زیر طبقه‌بندی نمود ( اسکندری و همکاران، 1390، صص 15-14):

ساختاری (ساختار‌دهی مجدد): این نوآوری بیشتر مربوط به ساختار کلی سازمان و همچنین شیوه همکاری آن با سایر سازمان‌ها است که مواردی همچون ادغام، سازماندهی مجدد، تغییر موقعیت، گسترش فعالیت را در بر می‌گیرد. در این نوآوری، سازمان یا شرکت به دنبال آن است تا با نگاهی دوباره به روابط درون و برون‌سازمانی، ساختاری مناسب و نو را برای کسب مزیت رقابتی طراحی و اجرا نماید.

سیستم‌های مدیریت منابع انسانی: این نوع نوآوری، مفاهیم مربوط به منابع انسانی را جدا از فرآیندمحوری یا فناوری تولیدی و همچنین متفاوت از موارد مربوط به سازماندهی و چینش منابع و نیروها می‌نگرد و به آن نگاهی مجزا دارد. این نوع نوآوری با این تفکر رواج یافته است که مرکز راهبردهای هر شرکت و سازمان، نیروی انسانی آن است و توجه مدام به این مفهوم باعث می‌شود تا مرکز نوآوری در سازمان به نحوه تعامل با نیروی انسانی آن تبدیل شود. ارزیابی‌ها، پاداش‌ها، توسعه و مهارت آموزی نیروی انسانی مثال‌هایی از این نوع نوآوری هستند.

سیستم‌های فناوری: آنچه به مانند سایر تحقیقات در نوآوری می‌تواند مرکز بحث نوآوری فرآیند باشد، فرآیند عینی تبدیل داده‌ها به خروجی‌های سازمان است که در این تحقیق نیز مورد توجه جدی قرار گرفته است. ماشین‌آلات جدید، سیستم‌های ارتباطی جدید و نحوه سازماندهی ماشین‌آلات مربوط به خط تولید از انواع نوآوری‌ها هستند.

سیستم‌های کاری: این نوع نوآوری نگاهی جامع‌تر به مفهوم فرآیند دارد و حتی تعامل با دیگر رقبا و یا همکاران خارجی سازمان را نیز به عنوان بخشی از فرآیند سازمانی در نظر می‌گیرد. در این نوع نوآوری، سازمان به دنبال کسب یک مزیت رقابتی از طریق تحول در سیستم کاری خود است که به عنوان مثال، تولید تحت لیسانس و مدیریت کیفیت جامع از انواع این نوآوری‌ها دانسته شده است.

[1] Oslo

[2] Abernathy and Utterback

[3] Davenport

[4] Reichstein  and Salter

[5] CAD

[6] RFID (Radio Frequency Identification)