مفهوم سنت گرایی از دیدگاه روانشناختی

مفهوم سنت گرایی

سنت گرایی نوعی نظریه پردازی و آموزه ها و اصول کسانی است که از قبول  و تبعیت سنت دفاع می کنند و سنت را  قابل اعتمادتر از افکار و احساسات  و افعالی می دانند که بر اثر تجربه و تفکر شخصی حاصل شده اند. سنت گرایان نگاهی کاملا مثبت به سنت داشته و معتقدند که با احیای سنت می توان آینده بهتری را نسبت به آنچه تجدد برای انسان فراهم کرده است، تحقق بخشید. (فکری ،1392، ص. 28 ).

فریتیوف شوآن، رنه گنون و دکتر نصر سنت را اینگونه بیان می دارند «سنت پیوندی است که انسان را به حقیقت الهی می رساند ». در یک تمدن سنتی تمام فعالیت ها بر اساس اصولی با منشأ الهی استوار است. (نصر، 2006، ص . 175).

آنچه از سنت مورد نظرسنت گرایان است، عبارت است از امری جاویدان که محدود و مقید به زمان و مکان خاصی نیست. همیشه و در همه جا وجود دارد و یگانه است؛ هرچند ممکن است با توجه به شرایط مختلف به صورت های مختلفی تجلی یابد. این سنت متضمن حقایقی با ماهیت فراشخصی است و منشأ الهی دارد و از طریق افراد برگزیده، به سوی سایر انسان ها نازل می شود. معنای کلی ترسنت مشتمل بر دین؛ یعنی اصولی است که انسان را به عالم بالا پیوند می دهد، بنابراین، سنت به این معنا سابقه اش، به اندازه سابقه تمدن بشری بر روی زمین است، اما سنت گرایی به عنوان جریان معاصر که به دنبال مدرنیته پدید آمده است، با گنون آغاز شده، با شوآن به اوج خودش می رسد. نصر را که ادامه دهنده راه شوآن است، شارح آثار شوآن می دانند. (امامی جمعه،طالبی، 1391، ص. 38 ).

سنت گرایان قائل به وجود یک سنت واحد و ازلی هستند؛ هر چند ادیان و سنن ظاهراً متکثری وجود داشته باشند که تجلی آن دین واحد به شمار روند. بنابراین، یکی ازمهمترین آموزه های این دیدگاه، اعتقاد به وحدت متعالی ادیان و نیز سنتی واحد است که در همه زمان ها و مکان ها به شکل های گوناگون وجود داشته است. در قلب هر سنت زنده و پویا دین جاوید وجود دارد و حکمت مربوط به آن حکمت خالده است. در نتیجه اعتقاد به حکمت خالده نیز یکی دیگر از مدعیات مهم سنت گرایی است. (همان، ص. 38 ).

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   تدریس چگونه فعالیتی است؟

البته این نقد را به سنت گرایان می توان وارد کرد که، در گفته های خود بیشتر بصورت کلی به بیان رهنمودهای خود و افکارشان می پردازند و کمتر به جزئیات اهمیت می دهند، نه اینکه سنت مورد نظر ایشان کامل و بدون هیچگونه خدشه مورد پذیرش باشد بلکه با اعتقاد به صوفیه و تصوف که از نظر بسیاری از علمای اسلام مورد قبول واقع نشده خود را در محل اتهام قرار داده اند، بسیاری از این فرقه ها به انحراف رفته و با اصل اسلام نیز مشکل دارند و در جای دیگر هر چه را که جدید باشد را بد می دانند دلیل بر سنتی بودن نیست، این ادعا از آنجا آشکار می شود که سنت گرایان عقل را یکی از روش های رسیدن به حقیقت می دانند در صورتی که همین عقل به مدد تجربه مسائل جدید را مطرح می کند که در صورت رد نظریات و اندیشه های جدید به رد عقل پرداخته اند که یکی از اصول خودشان می باشد.

در دیدگاه سنت گرایان، علم اعلی یا مابعدالطبیعه به مفهوم سنتی آن به رسمیت شناخته می شود که به مبداء الهی و تجلیات آن می پردازد. این همان علمی است که به والاترین معنای آن می توان از آن به علم مقدس تعبیر کرد. این معرفت اصیل ذاتاً ریشه در امر مقدس جای دارد؛ چرا که از آن حقی صادر می شود که پدید آورنده این امر مقدس بما هو مقدس است. معرفتی که عین وجود و وحدت آفرین است؛ چون سرانجام از دوگانگی میان ذهن و عین در وحدت مطلق فراتر می رود. آن وحدت مطلقی که سرچشمه هر امر مقدسی است و تجربه امر مقدس است که کسانی را که شایستگی لازم را دارند، به ساحت آن وحدت هدایت می کند.