رابطه ی بین فرهنگ وبیماری!

فرهنگ وبیماری :

هر فرهنگ عادات مخصوص به خود دارد که بعضی از انها تأثیر میقی بر بروز بیماریها می گذارد . مثلاًاروپا وآمریای شمالی تومورهای ریه بر اثر استعمال دخانیات وسیروز کبدی در اثر مصرف الکل ،نتیجه سوءتغذیه وسوءاستفاده از مواد مخدر مانند تریاک وحشیش ،حالت تباهی شخصیت رخ می دهد (ثریا ،126:1353)از سوی دیگر ،سرطان الت تناسلی مردان در بین مسلمانان وید مودیانی که ختنه می نند ،خیلی نادر است . فشار خون از علل عمده مرگ ومیر در ژاپن است ؛در حالی که این بیماری در گینه نو وبرخی دیگر از جزایر اقیانوس آرام دیده نمی شود .

امیل کراپلین (1904)روان پزشک آلمانی پس از سفرهای متعدد به کشورهای مختلف مشاهده بیماران روانی معتقد شد که «آ»چه درباره علایم بیماری روانی در کتابهای مرجع کلاسیک اروپایی شرح داده شد ،براساس مشاهده این بیماران در کشورها غربیبوده وغالباًبا علائم ونشانه هایی که در بیماران رانی وسایر کشورها دیده می شود تفاوت دارد .(دوکی وتابان 16:1357)

بعد از اظهار نظر فوق ،این نظریه مورد ـدیید قرار گرفت که فرهنگ جوامع مختلف نه فقط بروز حالت افسردگی مؤثر است ،بلکه بر چگونگی تظاهر علائم بیماری وسیرو پیشرفت ان نیز اثر می گذارد . به عنوان مثال ،در کشورهای غربی افسردگی نوعی اختلال روانی است که با اصطلاحاتی نظیر غمگینی ،ناامیدی ،یا بد بینی تو صیف می شود اما در کشورهای آفریقایی یا جامعه های شرقی نشانه های این اختلال را با عوارض جسمی در ارتباط می دانند ،ودر واقع معتقدند که افسردگی یک رنج روحی است که به شکل درد های جسمی نمود پیدا می کند طیف گسترده ای از ناراحتیهای جسمی مثل سردرد ،دل بهم خوردگی ،یا درد ناحیه پشت وهمچنین ترس از بیماری ومرگ ،جملگی نشان دهنده احساس ناخوشی وبدحالی بیمار ،ونهایتاًآرزوی او برای مرگ است واین نوع احساس جزءجدایی ناپذیر بیماری افسردگی است .

پژوهشهای محققان معاصر نشان داده است که در سالهای اخیر خصوصیات بالینی بیماری افسردگی دچار تغییراتی شده است . این تغییرات مستقیماًبا دگرگونیهای عمیق اجتماعی واقتصادی وفرهنگی کشورهای در حال توسعه مرتبط است در یک بررسی اپیدمیولوژیک که در سال 1995در تونس انجام گرفت و5000نفر را شامل می شد با میزان شیوع افسردگی در جمعیت مورد مطالعه در کشورهای صنعتی کاملاًمشابه وقابل مقایسه بود از این موضوع می توان چنین استنباط کرد که افسردگی مردم سودان که به شیوه غربی است فدقیقاًبه موازات توسعه اجتماعی ،اقتصادی ،شهر نشینی ،پدید امدن نابسامانیها ی گوناگون در ساختار سنتی جامعه آن کشور رایج شده است .

هر کسی شخصیتی دارد :

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   بهترین خوراکی ها واسه تهیه یک صبحانه سالم و مقوی

هر کسی شخصیتی دارد وشخصیت مشابه مشخص کردن میزان موفقیت ،خشنودی ورضایت خاطر در زندگی شما کمک می کند ما درباره شخصیت صحبت می کنیم ،بدون اغراق باید بگوئیم که شخصیت شما یکی از مهمترین نعمت های شماست . شخصیت به شما کمک کرده است تا زندگی خود را شکل دهید ودرآینده نیز همین کار را خواهد کرد . هر چیزی که تا به حال به دست آورده اید ،هر چیزی که انتظار دارید در شغل خود به دست آورید ،خواه همسر یا والد خوبی بشوید ،وحتی وضعیت سلامت کلی شما تحت تأثیر شخصیت شما و شخصیت کسانی که با آنها در تعامل هستید قرار دارند . شخصیت شما گزینه های را که در زندگی دارید محدود کرده یا گسترش می دهد. شخصیت به شما اجازه نمی دهد تجربیات خاصی را با دیگران در میان بگذارید یا شما را قادر می سازد بیشتر آنها را با دیگران در میان بگذارید . شخصیت‌،برخی افراد را محدود می کند ودنیای تجربه را به روی دیگران می گشاید . تا به حالچند بار کسی را به داشتن شخصیت عالی توصیف کرده اید ؟

معمولاًمنظور شما از این توصیف این است که‌آن فرد صمیمی وخوشایند است ،همنشینی با او خوب است وبه راحتی می توان با ا کنار آمد –آدم مهربانی که شاید او را به عنوان رفیق ،هم اتاقی یا همکار انتخاب کنید .اگر مدیر جایی باشید شاید این فرد را استخدام کنید ،اگر برای رفتن به زیر بار تعمد شخصی آماده باشید ،شاید بخواهید با این شخص ازدواج کنید ،شما تصمیم خود را بر مبنای برداشتی که از شخصیت او دارید می گیرید شما همچنین کسانی را می شناسید که آنها را به داشتن شخصیت وحشتناک تو صیف می کنید . چنین آدمهایی شاید منزوی ،متغاصم ،پرخاشگر ،نامهربان وناخوشایند باشند وکنار آمدن با آنها دشوار باشد شما آنها را استخدام نخواهید کرد ،دوست ندارید با‌آنها همکاری کنید وامکان دارد دیگران نیز آنها را طرد ومنزوی کنند .

در حالی که شما مشغول قضاوت کردن شخصیت دیگران هستید آنها نیز درباره شما قضاوتهای مشابهی می کنند این تصمیمات متقابل که زندگی قضاوت کننده وقضاوت شونده را شکل می دهند بارها صورت می گیرند ،یعنی هر بار با موقعیتی اجتماعی روبر می شویم که ایجاب می کند تا با افراد تازه ای تعامل کنیم. البته تعداد تنوع موقعیتهای اجتماعی که دوست دارید در آ»ها مشارکت کنیدنیز به وسیله شخصیت شما تعیین می شوند برای مثال ،اجتماعی بودن یا خجالتی بودن شما .