دلایل احتمالی در رابطه با فواید خودکنترلی

تعدادی از مطالعات به بینش عمیق­تری در مورد دلایل احتمالی آثار خودکنترلی رسیدند. ولف و همکاران (2001) طی مطالعه خود بیان کردند، تفاوت­های عملکرد بین گروه­ها در یادداری با توجه به هدف یادگیرندگان، از طریق رقابت ذاتی که نتیجه تمرین دو به دو بود، خنثی شد. با این حال گروه خودکنترلی عملکرد بهتری را به نمایش گذاشتند. احتمالاً خودکارآمدی آن­ها را تشویق به جستجوی بهترین راه برای انجام تکلیف کرد. چیویاکاوسکی و ولف (2002) نشان دادند که یادگیرندگان ترجیح می­دهند بازخورد را بعد از کوشش­هایی که با موفقیت انجام دادند، دریافت کنند. به­علاوه فرضیه اولیه آن­ها در خصوص اینکه تمرین خودکنترل در مقایسه با تمرین آزمونگر کنترل نیازهای یادگیرنده را بیشتر و بهتر فراهم می­کند. این محققان در مطالعه تعقیبی در سال 2005، بیشتر به این ادعاها پرداختند. روش مطالعه آن­ها مشابه روش مطالعه سال 2002 بود، به غیر از اینکه در این مطالعه مقایسه بین دو گروه به شکل دیگری انجام گرفت. هر دو گروه بعد از کوشش­های مورد انتخابشان بازخورد دریافت می­کردند (با این شرایط که بازخورد باید سه بار در هر ده کوشش درخواست شود). تفاوت گروه­ها در این بود که یک گروه تصمیم برای دریافت بازخورد را بعد از کوشش میگرفت و بازخورد بعد از کوشش ارائه می­شد، درحالی­که گروه دیگر باید این تصمیم را قبل از شروع کوشش می­گرفت. این شرایط توانایی گروه دوم برای تصمیم­گیری در مورد دریافت بازخورد براساس عملکردهای قبلی را از آن­ها سلب می­کرد. محققان تفاوت معنی­داری بین گروه­ها در اکتساب و یادداری مشاهده نکردند. اما گروهی که قبل از کوشش تصمیم برای بازخورد می­گرفتند، به­طور معنی­داری افت بیشتری در آزمون انتقال داشتند، که نشان می­دهد گروه دیگر توانایی بهتری در کنار آمدن با نیازهای زمانبندی مختلف تحمیل شده در طول آزمون انتقال داشتند. محققان نشان دادند که این نتایج به احتمال زیاد ناشی از توانایی درخواست بازخورد براساس عملکرد در کوشش قبلی، و همچنین حاصل فرایند تخمین خطایی که به کار گرفتند، می­باشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   مفهوم اختلال­ های همبود از دیدگاه روانشناختی

یکی از دلایلی که یادگیرنده از روش خودکنترل بهره می­برد این است که این روش می­تواند موجب تشویق شرکت­کنندگان برای امتحان راه­های جدید هنگام انجام تکلیف بوده و در نتیجه باعث بهبود عملکرد شود (ولف و همکاران، 2001). همچنین یادگیرندگان زمانی­که به بازخورد نیاز دارند آن را دریافت می­کنند (چیویاکاوسکی و ولف، 2002، 2005)، و احتمالاً فعالیت­های پردازش اطلاعاتی که مؤثرتر هستند، را به­کار می­گیرند (ولف و تول، 1999). جنبه­های انگیزشی خودکنترلی نیز به­عنوان یک دلیل احتمالی برای فواید آن نسبت داده شده است (چن و همکاران، 2002). تحقیقات از اثرات مفید دادن اختیار به یادگیرنده برای کنترل جنبه­های مختلف تمرین، مانند فراوارنی بازخورد یا دیگر متغیرهای مربوط به بازخورد (چن و همکاران، 2002؛ چیویاکاوسکی و ولف، 2002، 2005؛ جنل و همکاران، 1995، 1997؛ تیزر و همکاران، 1993)، زمان مشاهده الگو (ولف و همکاران، 2005) و استفاده از وسایل کمکی (ولف و تول، 1999؛ ولف و همکاران، 2001). چیویاکاوسکی و همکاران (2008) به این نتیجه رسیدند که فواید خودکنترلی را می­توان حتی به کودکان نیز تعمیم داد. در هر حال لازم به ذکر است که هنوز بسیاری از جوانب خودکنترلی در یادگیری حرکتی بررسی نشده است (چیویاکاوسکی و همکاران، 2008).