دانلود پایان نامه ارشد درمورد خداست،، ، می‌گویند:

مشرکان در امور خلق و تدبیر عالم است و اینکه در آخر آن آمده است که مشرکان پاسخ می‌دهند که این امور به دست خداست، به معنای اقرار در باطن است؛ یعنی آنان که شرک در ربوبیت و خالقیت دارند اگر از جزئیات تدبیر و خلقت از آنها سؤال کنی زود است که به سر عقل آمده و حرف دلشان را می‌زنند که همه امور به دست خداست، و این وسائط کاری را از روی استقلال انجام نمی‌دهند، ولذا در قرآن از تعبیر (سَیَقُولُونَ لله) استفاده کرده است. یعنی با حرف «سین» که دلالت بر تامل و تفکر و اقرار سریع بعد از آن دارد.
شاهد دیگر بر این معنا، اینکه خداوند متعال در آیه ای دیگر می‌فرماید:
(وَ لَئِن سَالَتهُم مَن خَلَقَ السَّماواتِ وَ الارضِ وَ سَخَّرَ الشَّمسَ وَ القَمَرَ لَیَقُولُنَّ اللهُ فَانَّی یُوفَکُونَ).232
و هر گاه از آنان بپرسی: چه کسی آسمان‌ها و زمین را آفریده، و خورشید و ماه را مسخر کرده است؟ می‌گویند: الله! پس با این حال چگونه آنان را (از عبادت خدا)منحرف می‌سازند؟!
یعنی اگر شما با قدری تدبر و تامل به این نتیجه می‌رسیدید پس چرا این تهمت‌ها را به خدا زده و شرک در خالقیت دارید؟
قرطبی در تفسیر جمله (فَسَیَقُولُونَ اللهَ) می‌گوید: (او فسیقولون هو الله ان فکرو و انصفوا)، (پس می‌گویند: او خداست، اگر فکر کرده و انصاف به خرج دهند).233
و در جایی دیگر که این جمله آمده در تفسیر آن می‌گوید: (و لابد لهم من ذلک)234 و باید این چنین بگویند.
ابن جوزی در تفسیر این آیه می‌گوید:
لکن مع ذلک ظاهر کلامه انهم لا یوحدون ابداً فی شیء.
ولی در عین حال ظاهر کلام خداوند آن است که آنان در هیچ چیز اهل توحید نبوده‌اند.
ابن عطیه در تفسیر جمله (فَسَیَقُولُونَ اللهُ) می‌گوید:
لا مندوحه لهم عن لذلک و لا تمکنهم المباهته بسواه.
چاره ای جز اعتراف به آن ندارند و نمی‌توانند غیر از این مطلب را به زبان جاری سازند.
بیضاوی در تفسیر این جمله می‌گوید:
لان العقل الصریح قد اضطرهم بادنی نظر الی الاقرار بانه خالقها.
زیرا عقل صریح آنان را مجبور خواهد کرد که با کمترین تامل اقرار کنند که خداوند خالق آنهاست.