تعاریف و نظریه های فشار روانی

تعاریف و نظریه های فشار روانی:

علیرغم تحقیقات وسیعی که در زمینه استرس انجام شده است و برخلاف استفاده گسترده‌ای که در مکالمات روزمره از این مفهوم می‌شود، هنوز هم استرس دقیقاً تعریف نشده است. بعضی اشخاص وقتی در مورد استرس صحبت می کنند در واقع به یک محرک محیطی اشاره می‌کنند. بعضی آنرا به عنوان پاسخی به محرک محیطی می‌بینند. عده‌ای هم آنرا در تعامل بین محرک محیطی و پاسخ جستجو می‌کنند. نظریه‌پردازان و محققان مختلف نیز هرکدام استرس را از زاویه متفاوتی تحلیل کرده‌اند و در این میان دیدگاههای سلیه و لازاروس نقطه عطفی برای تمام نظریات پیش از خود محسوب می شود.[1]

 

 

نظریه هانس سلیه:

هانس سلیه روانپزشک اطریشی‌الاصل مقیم کانادا که پایه‌گذار پژوهش‌های علمی درباره پدیده استرس بوده، از اولین کسانی است که رابطه بین استرس و بیماریها را دقیقاً توجیه کرده است، او استرس را به « درجه سوز و ساز بدن»[2] بر اثر فشارهای زندگی تعریف می‌کند. البته کلمه استرس تنها به روند این پدیده در بدن انسان اطلاق نمی‌شود بلکه محرکهای فشارآور [3]نیز تحت همین نام خوانده می‌شود.[4]

سلیه تحقیقات خود را از دهه 1930 آغاز کرد و تا زمان مرگ خود در سال 1982 مفهوم استرس را در سطح همگانی مطرح ساخت. او به بررسی تأثیرات استرس بر پاسخ های فیزیولوژیکی پرداخت و سعی کرد این واکنشها را به بروز بیماریها ربط دهد.[5] (توکلی ، مهین ،  شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی ، تهران ، نشر قو، 1380)

سلیه در سال 1956 میلادی روند ارتباط بین استرس و بیماریها را تشریح کرد. به نظر او هر محرک فشارزای بیرونی مانند زخم بدن، مسمومیت، خستگی عضلانی، سرما، گرما و عوامل روانی، اگر فشار کافی داشته باشد ممکن است منجر به ایجاد واکنش شود که او آن را « نشانگان کلی سازگاری » یا «G.A.S» نامیده است.

«G.A.S»به‌تلاش‌های عمومیت‌یافته بدن برای‌دفاع ازخود درقبال عوامل‌مضر‌اشاره‌دارد. این نشانگان شامل تمام تغییرات نامعین خاص است که به دستگاه زیستی القا شده و در سه مرحله قابل وقوع است.

1- واکنش هشدار دهنده [6]:

واکنش اولیه ارگانیزم است و مربوط به زمانی است که موجود به طور ناگهانی با محرکهای مختلف روبرو می‌شود و نمی‌تواند خودش را با آنها سازگار کند. این واکنش دارای دو مرحله است:

الف: ضربه:

واکنش فوری و ابتدایی نسبت به عامل آزار رساننده، افزایش بدن، از دست دادن انقباض طبیعی عضلانی، بالا رفتن فشار خون، تپش قلب از نشانه‌های عمومی آن به شمار می‌رود.[7]( شاملو ، سعید ، بهداشت روانی ، تهران ، انتشارات رشد ، 1378)

 

ب: مواجهه با ضربه:

واکنش بازگشتی یا مرحله بسیج دفاعی که طی آن قشر غده فوق کلیوی بزرگ می‌شود و ترشح هورمونهای کورتیکوئید افزایش می‌یابد. اکثر بیماریهای حاد مرتبط با استرس به این دو مرحله مربوط می‌شوند

در اینجا اشاره به خصوصیات نشانگان یا سندرم کلی سازگاری می‌تواند به تبیین بیشتر مطالب فوق کمک کند. خصوصیات این نشانگان عبارتست از ازدیاد ترشحات هورمونهای بخش قشری غده فوق کلیه بر اثر تحریکات غده هیپوفیز مغز[8] که موجب واکنش‌های فیزیولوژیکی می‌شود و درجه مقاومت بدن را پایین می آورد و تعادل حیاتی بدن [9] را به هم می زند و اگر طولانی شود منجر به ایجاد مرض می‌شود.[10]

2- مقاومت

ارگانیزم از طریق مکانیزمهای سودمند مقابله با استرس سازگار شده و تعادل خود را بازمی‌یابد.

 

 

3- فرسودگی

اگر عامل استرس تشدید شود یا ارگانیزم قادر به ارائه پاسخ مؤثری نباشد، مرحله سوم یعنی فرسودگی را به دنبال خواهدداشت، که برمبنای نظریه سلیه مکانیزم سازگاری مختل شده و کاملاً از بین می‌رود و در نتیجه ارگانیزم یا دچار صدمات غیر قابل جبران خواهدشد و یا خواهد مرد.[11]

سلیه(1990)، معتقد است که : « استرس از نظر ماهیت اختصاصی، اما منشأ غیر اختصاصی دارد. اختصاصی بودن ماهیت آن یعنی اینکه دارای تغییرات قالبی و کلیشه‌ای یکسان و ویژه‌ای است که مهمترین آن عبارتند از: واکنش غده قشری فوق کلیه، بخش جلوی هیپوفیز، کاهش میزان ائوزنیوفیل در خون و رشد فرایندهای زخمی در دستگاه گوارش و اما غیر اختصاصی بودن آن از این نظر است که استرس بر اثر محرکهای گوناگون به وجود می‌آید.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   سازگاری¬های آنزیم¬های ضداکسایشی نسبت به تمرینات ورزشی

در نهایت دیدگاه سلیه نسبت به استرس وارد چارچوب ادبیات روانشناسی شد، لیکن مرتباً در شیوه‌های تبیین آن تغییراتی به وجود آمد. د’رنود3 ( به نقل از دسبون، 1982) طی ایجاد تغییراتی در الگوی زیست شیمیایی سلیه، آن را در زمینه مطالعات اختلالات روانی در محیط اجتماعی قابل استفاده نمود. او در واکنش‌های استرس 5 عامل عمده را پیشنهاد داد. اولین عامل، متغیرهای استرس‌زای  بیرونی است که در جهت برهم زدن تعادل ارگانیزم عمل می‌کند. دومین عامل، عوامل میانجی مشخص است که می تواند تأثیرات عوامل استرس‌زا را کاهش دهد. سومین عامل، خود استرس است که نتیجه تعامل بین عوامل استرس‌زا و عوامل میانجی است. چهارم، نشانگان سازگاری است که ارگانیزم طی آن سعی می کند با عوامل استرس‌زا مقابله کند. پنجمین عامل، پاسخی است که ارگانیزم به موقعیت استرس‌زا می‌دهد. [12]

نظریه لازاروس:

عده دیگری از دانشمندان از جمله روان‌شناس معروف ریچارد لازاروس1 معتقد است که وقایع کوچک روزمره بیشتر باعث ایجاد استرس‌های جسمی و روانی می‌شوند تا وقایع مهمی که هلمز از آنها یاد می‌کند. این نظریه را تعدادی از محققان مورد تأیید قرار می‌دهند. مثلاً در پژوهشی که به سال 1983 توسط دو روان‌شناس به نامهای چارلزاسپیگلر2و کنت گرایر3 ، بر روی 200 تن از افراد پلیس انجام گرفت، چنین نتیجه‌گیری شد که استرس حاصل از دستگیری مجرمان بزرگ نسبت به کارهای کوچک و معمولی روزانه از قبیل بردن مجرمان به دادگاههایی که در صدور حکم تعلل می‌کنند، بسیار کمتر بود. (کلانتری، 1377)

لازاروس با طرح نظام شناختی ـ ارزیابی خود، که آغازگر دوران تفکر تعامل‌گرا بوده در حالیکه محرکهای محیطی و واکنشهای فردی را به عنوان دو عامل فعال مؤثر بر یکدیگر معرفی نمود، خاطر نشان کرد که هیچکدام آن دو به تنهایی مبین استرس نیستند، بلکه در این زمینه کیفیت و رابطه بین این دو عامل از اهمیت خاصی برخوردار است. وی معتقد بود استرس توسط ادراک شخص از موقعیت روانشناختی تعریف می‌شود این ادراک شامل تهدیدها، آسیب‌های بالقوه، چالش‌ها و ادراک شخص از توانایی مقابله خود با آنهاست . لازاروس همچنین بر مفاهیم تعارض، ناکامی و تهدید تأکید نمود. تعارض زمانی اتفاق می افتد که دو هدف ناسازگار وجود دارند.

ناکامی زمانی اتفاق می‌افتد دست‌یابی به یک هدف مانع تحقق هدف دیگر گردد. تهدید شامل پیش بینی و انتظار کشیدن برای ضرر ـ فقدانی است که هنوز اتفاق نیفتاده و براساس آنکه شخص فکر می‌کند تا چه حد توانایی مقابله با آن را دارد، می‌تواند خفیف یا شدید باشد.

1- توکلی، مهین، (1380)، شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی، تهران، نشرقو.

[2] – Wear and Tear

[3] – stressor

3-‌شاملو، سعید، (1378)، بهداشت روانی، تهران، انتشارات رشد

4- توکلی، مهین، (1380)، شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی، تهران، نشرقو.

[6] – Alarm Reaction

2-توکلی، مهین، (1380)، شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی، تهران، نشرقو.

[8] – Pituitary Gland

[9] – Homeostasis

3- شاملو، سعید، (1378)، بهداشت روانی، تهران، انتشارات رشد

1- توکلی، مهین، (1380)، شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی، تهران، نشرقو.

2- .Dohrenwend B.S

1- توکلی، مهین، (1380)، شیوه های مقابله با استرس و ارتباط آن با سلامت روانی، تهران، نشرقو.

1 .Riechard Lazarus

2 .Charlz Spigler

3 .Kent Grayer

1- موسویان، میترا،(1374) ترنسندنتال، مدیتیشن و تاثیر آن بر کاهش فشارهای عصبی.

 

[14] – Misoun Levin

 

[15] – Mid Tavan Manhatan

2- طالب‌زاده، علیرضا، (1382)، نشریه پیوند، ماهنامه آموزشی پیوند.