تاثیرات و پیامدهای سلامت سازمانی

تاثیرات و پیامدهای سلامت سازمانی

با توجه به ارتباط احتمالی دوسویه بین اثربخشی سازمان با سلامتی جو سازمان، به نظر می‌رسد فهم سلامت یک سازمان میتواند ما را در گزینش روش‌های مدیریتی مناسب برای اثربخش تر ساختن آن یاری کند (هوی، 2005). از طرفی هر سازمانی برای اینکه اثربخش باشد قبل از هر چیز بایستی بتواند در موارد بحرانی ضمن انطباق و سازش با محیط متغیر و مقابله با هر مشکلی بهترین منابع خود را به کار گرفته و با نیروهای تهدیدکننده خارجی به طور موفقیت آمیزی برخورد کرده و نیروی آنها را در جهت هدف اصلی سازمان هدایت کند و همواره با حفظ توانایی‌های بقای خود، آن را رشد و توسعه دهد (رضایی صوفی، دوستار و سعادت، 1391). بنابراین یکی از مهم ترین تاثیرات ایجاد مدل سلامت سازمانی می تواند تاثیر آن در رشد و حفظ توانایی بقای سازمان در شرایط در حال تغییر و تحول امروزی سازمانها باشد. از طرفی سنجش عملکرد یکی از مهمترین فرآیندهای راهبردی است که ضمن ارتقای پاسخگویی، میزان تحقق اهداف و برنامه‌های هر سازمان را مشخص می سازد. از این رو وجود مدل سلامت سازمانی به سنجش عملکرد نیز کمک می کند و می‌تواند مبنای برای بررسی ابعاد عملکرد سازمانها قرار بگیرد (ملکی و همکاران، 1387).

سلامت سازمانی بر نگرش های مثبت کاری کارکنان نیز دارای تاثیر مثبت می باشد و توجه به سلامت سازمانی به دلیل تأثیری که بر اعمال تلاش های کاری دارد، از اهمیت زیادی در سازمان برخوردار است (انصاری، استادی و جاوری، 1388). سلامت سازمانی باعث می شود در سازمانها سیاست بازی و سردرگمی کاهش یابد، روحیه و بهره وری رشد یابد و میزان جابه جایی نامطلوب نیروی کار نیز کمتر شود. در سازمانهای سالم در مقایسه با سازمان بیمار، هزینه‌ی کمتری صرف گزینش می شود. لنچیونی برای سازمانهای سالم چهار اصل را مطرح می کند که شامل ایجاد و نگهداری یک تیم متحد برای رهبری؛ ایجاد شفافیت در سازمان؛ بازگویی اهمیت شفافیت سازمانی و تقویت شفافیت سازمانی به کمک تدبیرهای انسانی (لنچیونی[1]، 1385؛ ص 151). بنابراین سلامت سازمانی می تواند زمینه ساز تقویت مهارتهای رهبری شود و شفافیت سازمانی را نیز در ابعاد مختلف ارتقا بخشد.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   اهداف درس املا در دوره‌ی ابتدایی

از نظر پولانای[2] (2004) نیز سلامت سازمانی باعث وضوح نقش و قابلیت دسترسی آن، ایجاد الزامات کاری معقول، کنترل شغل و حدود اختیارات در تصمیم گیری، حمایت اجتماعی محیط کار، رشد پاداشهای عادلانه و رفتارمنصفانه، توجه به در نظر گرفتن دستمزد کافی و ساعات کاری رضایت بخش، ایجاد امنیت شغلی، جو سازمانی امن و ترتیبات استخدامی سالم می گردد. سلامت سازمانی منجر می شود که یک سازمان نه فقط در محیط خود پایدار بماند، بلکه در دراز مدت قادر میشود به اندازه کافی با محیط خود سازگار شده، توانایی های لازم را برای بقای خود پیوسته ایجاد کند و گسترش دهد (خیاط جدیدی، 1381). در نتیجه ی این امر اثربخشی سازمان نیز تحت تاثیر قرار می گیرد و تحقق مقاصد و اهداف سازمانی را نیز ارتقا می بخشد (طالب پور، رمضانی و هنری، 1392).

سلامت سازمانی یکی از مهم ترین نشانه های وجود روابط کاری مطلوب بین کارکنان در محیط کاری می باشد و می تواند از طریق تعیین ارزش های مشترک در بین کارکنان تضمین کننده ی موفقیت در محیط کاری سازمانها باشد (هوی و تارتر، 1997). لذا می توان از طریق توسعه ی ارزش ها و باورهای مشترک معنادار در بین کارکنان سلامت سازمانی را افزون ساخت و از تاثیرات مطلوب آن بهره جست. همچنین سلامت سازمانی از طریق توسعه ی جو سازمانی موثر و تاثیرگذاری بر جو سازمان تحقق ماموریتهای سازمان را نیز با مطلوبیت بیشتری فراهم نماید (ساواس و کاراکوس[3]، 2012). از طرفی سلامت سازمانی منجر به ایجاد ارتباطات اثربخشی در بین کارکنان و رهبران سازمان می شود و کارکنان نیز از نوآوری و خلاقیت برخوردارند (هوی و فیلدمن، 1987). لذا سلامت سازمانی باعث اثرگذاری بر جوانب بسیاری از سازمان می گردد و پیامدهای سازمانی را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. از این رو توسعه ی مدل سلامت سازمانی و همچنین توسعه ی جو سلامت در سازمان می تواند رهبری، ارتباطات، اثربخشی و کارایی، جو سازمان و فرهنگ آن را متاثر سازد و بقای سازمانها را در محیط سرشار ار عدم اطمینان تضمین نماید.

[1]. Lencioni

[2]. Polanyi

[3]. Savas & Karakus