تئوری شناختی اجتماعی

به اعتقاد بندورا، آموزش و فراگیری رفتارهای جدید در انسان، بیشتر از آن که از طریق یادگیری مستقیم و کلاسیک رخ دهد، از طریق الگوسازی از روی رفتارهای دیگران رخ می‌دهد. این باور که انسان ها از راه مشاهده ی انسان های دیگر می آموزند، دست کم به یونانیان باستان چون افلاطون و ارسطو باز می گردد. برای آنان آموزش و پرورش تا حد زیادی عبارت بوده از انتخاب بهترین سرمشق ها یا الگوها برای ارائه به دانش آموزان به این منظور که ویژگی های این سرمشق ها مورد مشاهده و تقلید قرار گیرند() . تغییر و تحولات جهانی مقوله های زندگی معاصر، تربیت بدنی و ورزش را از ضروریاتی ساخته که دوری از آن اجتناب ناپذیر به نظر می رسد. تربیت بدنی بعنوان فرآیندی آموزشیتربیتی شامل کسب و پردازش مهارتهای حرکتی توسعه و نگهداری آمادگی جسمانی برای تندرستی و  سلامت، کسب دانش علمی درباره فعالیتهای جسمانی و تمرین و توسعه تصور و ذهنیت مثبت ازفعالیتهای جسمانی به عنوان وسیله ای برای بهبود اجرا و عملکرد انسان است که نقش مؤثر در رشد  وتعالی افراد دارد برای این علم اهدافی بیان گردیده که در برگیرنده نشانه ها، نیات و نتایج مطلوبی  است که ازشرکت در برنامه های تربیت بدنی و ورزش حاصل می شود () . پن تریچ و شانک ( 2002) معتقدند که خودکارآمدی یک متغیر حیاتی و اساسی در یادگیری، عملکردهای اجتماعیشناختی، مهارت های حرکتی، انتخاب راهبرد ها و رفتاره است. آنها معتقدند که مهارت های آموخته شده زمانی می توانند به صورت عملکرد در آیند که فرد برانگیخته شود یا از انگیزه کافی برای عمل کردن و نشان دادن آن یادگیری ها برخوردار باشد(). تئوری شناختی اجتماعی بندورا که قبلاً تئوری یادگیری اجتماعی نامیده می شد، مورد جلب توجه آموزش دهندگان در تمام زمینه ها است

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   پیشگیری از آسیب‌های ورزشی