استرس و اثرات آن بر دستگاه ایمنی

آثار استرس بر دستگاه ایمنی

روان شناسان،زیست شناسان و پژوهشگران پزشکی به تازگی حوزه جدیدی کشف کرده اند که روابط موجود بین عامل های روانی و دستگاه ایمنی را مطالعه می کندو روان ایمنی شناسی نامیده می شود. یکی از فعالیت های مهم روان ایمنی شناسی[1]، مطالعه آثار استرس بر دستگاه ایمنی است.

با تخلیه منابع ما و بر هم زدن تعادل فیزیولوژیکی ما فشار روانی شیمی پیچیده درونی ما را بر هم میریزد به ویژه ممکن است در کارآمد عمل کردن سیستم ایمنی اختلال ایجاد کند وقتی سیستم ایمنی ما کارکرد طبیعی داشته باشد کارش شگفت آور است، هر روز عوامل بالقوه تهدید کننده سلامت بسیاری را حذف یا نابود میکند.

قرار گرفتن طولانی مدت در معرض فشار روانی ظاهراً این نظام را مختل میکند. قرار گرفتن در معرض فشار روانی مزمن می تواند سطح گردش لنفوسیت[2] ها (گلبول های سفیدی که با عفونت می جنگند) را پائین آورده و سطح هورمون کورتیزول،یعنی ماده ای که نظام ایمنی ما را سرکوب می کند، بالا ببرد (کمنی، 2003؛ به نقل از کریمی،1388).

تغییرات فیزیولوژیک ناشی از استرس می توانند فعالیت دستگاه ایمنی بدن را مختل کنند. اگر دستگاه ایمنی به طور طبیعی به فعالیت خود ادامه دهد بیماری ها را رد یابی خواهد کرد و ارگانیسم را سالم نگه خواهد داشت. بر عکس تضعیف دستگاه ایمنی، بدن را برای ابتلا به تعداد زیادی از بیماری های جسمی و روانی آماده خواهد کرد. مطالعات نشان می دهد که استرس های شدید، مثل عزا، جراحی، و محرومیت از خواب، در دستگاه ایمنی بدن تغییر شکل هایی به وجود می آورند. بین این تغییر شکل ها و میزان بالای هورمون های ناشی از استرس، مثل اپی نفرین، نور اپی نفرین و کورتیزول رابطه پیدا  شده است.

به نظر می رسد که حضور این هورمون ها معمولاً پیش از تضعیف دستگاه ایمنی و بروز بیماریهای عفونی صورت می گیرد. بنابر این احتمال دارد که ما تنها به دلیل تحمل استرس شدید، به زکام مبتلا شویم، در واقع تحقیقات نشان می دهد که استرس به ضعف تدریجی دستگاه ایمنی  و آسیب پذیری از ویروس زکام کمک می کند. به نظر می رسد که استرس، خط مقدم دفاعی ارگانیسم از نفوذ ویروس به جریان خون جلوگیری می کند، در هم میکوبد. جای تردید ندارد که زکام اثر خستگی و کسل کنندگی دارد اما زندگی بیمار را به خطر نمی اندازد. با این همه، استرس شدید و ضعف روحیه می تواند زمینه را برای رشد بیماریهای خطرناک ، مثل سرطان یا بیماری قلبی مساعد کند.( ویبریو[3]،1992).

استرس و بیماریهای روان تنی

اهمیت مطالعه استرس از این نظر است که در کلیه اختلالات رفتاری روان جای پای این عامل کم و بیش وجود دارد. اگر این عامل تعیین کننده نباشد بی شک می تواند یکی از عوامل تشدید کننده اختلالات باشد به عقیده بسیاری از پژوهشگران افراد پس از رویارویی با استرس برای ابتلا به بیماری استعداد بیشتری پیدا می کنند گروهی هم معتقدند که استرس نه تنها بیماری زا بلکه مرگ زا است (سلیه ،1974).

تاثیر فشار روانی بر عملکرد بدن به صورت فشار خون بالا ، سردرد، تهوع و غیره ظاهر می گردد. معمولاً تغییرات به وجود آمده ناشی از فشار روانی با از بین رفتن محرک تنش زا به حالت عادی برمیگردد. ولی اگر چنانچه این تغییرات ادامه یافته و برای مدت زیادی به طول انجامد امکان بروز یک اختلال روانی فیزیولوژیک وجود دارد (اولتمز، نیل، دیوسون،1372).

فشار روانی با ایجاد تغییرات فیزیولوژیکی و روان شناسی می تواند تاثیرات نامطلوبی بر رفتار تفکر و واکنش های بدنی فرد گذاشته و در ایجاد و رشد بیماری به طور مستقیم و غیر مستقیم نقش داشته باشد (ساراسون، ساراسون،پی یرلین[4] و اسکولر[5] ،1978).

محققان بر این امر تاکید دارند که هر واقعه ای که بر فرد فشار وارد کند احتمال بیماری را افزایش می دهد و معالجه طولانی با موقعیت های فشار زا اثرهای زیانباری بر سلامت فیزیکی و روانشناسی می گذارد(پی یرلین و اسکولر،1978).

بنا به تحقیقات انجام شده اکثر بیماریهای انسانی از جهاتی با استرس ارتباط دارند(شاملو،1366) و هر چه استرس شدیدتر باشد (ساراسون،ساراسون،1371) و طولانی تر(تیلور ،1991، فیو اشتاین،1987) باشد عوارض منفی روان شناسی و فیزیولوژیکی بیشتری دارد (احمدی،1390).

بررسی ارتباط مستقیم استرس بیماری مشکل است چرا که نمی توان آزمودنی ها را با استرسورها مواجه کرد و انتظار داشت پیامد جا افتاده آن مشاهده شود، لذا شواهد مربوط به ارتباط بیماری و استرس به طور غیر مستقیم به دست آمده اند.

عده ای از محققان معتقدند که استرس به طور تغییر الگویی رفتاری فرد باعث بیماری می شود و امکان دارد فقط در افرادی منجر به بیماری می شود که آسیب پذیری اولیه دارند، استرس یا آسیب پذیری  هیچکدام به تنهایی برای ایجاد بیماری کافی نمی باشد (تیلور، 1991).

به علاوه به نظر می رسد افرادی که می توانند شرایط زندگی را کنترل نمی کند. ایمنی بیشتری نسبت به بیماری نشان می دهند. تا آنجایی که قادر به کنترل موقعیت های فشار زای زندگی نیستند.

لوک[6]، هارتز[7] و ویلیامز[8] 1979 به نقل از ایندلر دریافتند که کسانی که فشار روانی زیادی در زندگی دارند کارکرد سیستم ایمنی آنها کاهش می یابد.

بلوم[9]،آشر[10] و وایت[11] 1987،کوهن و ویلهیمسون[12]،1988 همه به نقل از تیلور 1991، در مطالعاتشان دریافتند افرادی که تحت استرس بیشتری بودند، کمتر به خواب می رفتند کمتر صبحانه می خوردند و بیشتر الکل مصرف می کردند. هلمز در پژوهشی نشان داد که بین 88 دکتر جوان که نمرات بالاتر از 300 در مقیاس حوادث زندگی به دست آورده بودند هفتاد درصد احتمال بروز زخم معده و اختلالات روانی و سایر مشکلات مربوط به سلامت، حداقل دو سال بعد از وقوع یک حادثه ناگوار وجود داشت اما در کسانی که مجموع نمرات آنها به 200 نمی رسید فقط 37 درصد احتمال ابتلا به ناهنجاریهای مذکور وجود داشت.

اصطلاح روان تنی، بیان کننده آن دسته از بیماریهای مربوط به آ؛سیب شناسی عمومی است که جزء یا در کل ، عوامل روان شناختی خود آگاه یا نا خود آگاه در ارتباطند. این بیماری ها پیامد زیست شناختی استرس هیجانی هستند که در آن مکانیسم های عصبی هورمونی مشخص شده است.

سلیه می گوید : « امروزه ما دریافته ایم که بسیاری از بیماری های رایج، بیشتر به نبود سازگاری در برابر استرس مربوط می شود تا به حوادث ناشی از میکروب ها، ویروس ها ، مواد زیان بخش یا هر گونه عوامل خارجی دیگر» در زندگی جدید که هیجان ها عفیفانه محبوس می شوند، بیماری هیستری کاهش یافته، اما اختلال روان تنی رو به افزایش است.

این مطلب مشابه را هم بخوانید :   استرس و تاثیرات مخرب ان بر زندگی و سلامت انسان

هالیدی[13] معتقد است که اختلالات عضوی روان تنی ممکن است همراه با بیماری های نوروتیکی و سایکوزی ظاهر شود و یا به طور متناوب و یا به عنوان اختلال بعدی بعد از بهبود بیماری نوروز و یا سایکوز ظاهر می گردد. یعنی چنانچه یک علامت روانی بهبود یابد ، تظاهر بدنی جایگزین آن می شود. تحقیقات نشان می دهد که ایجاد یک سایکوز ( اسکیزوفرنیا، مانیک دپرسیو، پارانویا) یک بیان ضروری روان تنی خواهد داشت. تحقیقات موتر[14] و همکارانش در مورد خانواده های کودکان مبتلا به اختلالات روان تنی نشان می دهد که حوادثی نظیر از دست دادن یکی از عزیزان از راه مرگ یا جدایی درست قبل از بروز اختلال برای آنها روی داده است. بنابراین مرگ نزدیکان در میان استرس های روانی اجتماعی از اهمیت بیشتری برخوردار است.(هنری لو، ترجمه قریب 1372).

یکی از دلایلی که استرس سر انجام ما را فرسوده می کند این است که موجب تولید استروئیدها می شود. استروئیدها دستگاه ایمنی را مختل می کنند . وقتی استروئیدها به طور نا مرتب ترشح می شوند، فعالیت دستگاه ایمنی مختل می شود و متعاقب آن اندکی آثار منفی به دنبال می آید.

اما ترشح منفی مداوم استروئیدها موجب کاهش التهاب می شود و از تشکیل آنتی بادیها جلوگیری می کند در نتیجه بدن در برابر عفونتها از جمله سرما خوردگی آسیب پذیر می شود (بارنارد[15] و همکاران 2005؛ کوهن و همکاران ،2001 و 2003).

سردردهای عصبی و میگرنی: سردردها از شایع ترین بیماری جسمی ناشی از استرس به شمار می آید در ایالات متحده تقریباً 20 درصد مردم سردردهای شدید دارند. سردردهای عصبی و میگرنی شایع ترین علائم این نوع سردردهاست.

در دو مرحله اول نشانگان کلی سازگاری، احتمالاً به انقباض ماهیچه ها در ناحیه سر شانه ها، گردن، پیشانی و پوست دچار می شویم. تداوم استرس موجب انقباض دائمی ماهیچه ها می شود و متعاقب آن سردردهای عصبی ناشی از انقباض ماهیچه بروز می کند. عوامل روان شناسی نظیر گرایش به رویدادهای منفی فاجعه آمیز یعنی کنترل آنها با روش نادرست موجب سردرهای عصبی می شود (یوکستاد[16] و همکاران 1996). ترکیب استرس و اضطراب نیز موجب بروز سردرد می شود (هابر[17] و هنریک[18] ،2003؛ جنک و همکاران 2004). زنان مبتلا به میگرن در برابر درد حساسیت بالا و خود انتقادی بالا نشان می دهند. استرس و درد را فاجعه آمیز تلقی می کنند و هنگامی که تحت استرس قرار می گیرند کمتر به دنبال حمایت اجتماعی می روند (هاسینکو و همکاران،1999) سر درد یک عامل استرس زا است که باعث می شود به جای شل کردن ماهیچه گردن، شانه ها پوست سر و صورت آنها را منقبض کنیم. از آنجا که مقدار زیادی از سردردها در اثر استرس به وجود می آید یکی از راه های جلوگیری از بروز آنها کاهش استرس است.( راتوس،2007؛ ترجمه ابراهیمی مقدم و همکاران،1386).

بیماری کرونری قلب: کاته کولامین ها در اثر استرس ترشح می شوند و دارای اثراتی برقلب و متابولیسم بدن هستنند و منجر به ایجاد موادی سرشار از انرژی می شوند. در گذشته مواد سرشار از انرژی که در خلال استرس ساخته می شدند به هنگام فرار یا مبارزه مصرف می شدند. امروزه این مواد بی فایده و حتی زیان بخش هستند، چرا که  در زندگی جدید که پاسخ در برابر استرس روانی هیجانی فقط یک پاسخ فیزیکی نیست این مواد دیگر مورد استفاده نیستند(هنری لو، 1372).

اثرات فیزیولوژیکی استرس زا های مزمن ، نظیر شغل فشار زا  روابط میان فردی ضعیف یا نگرانی های مالی، نیز سهم خود را در نظام قلبی عروقی انسان به عهده دارند. شواهد حاکی از آن است که در بیماریهای قلبی ناشی از فشارهای روانی تفاوت نژادی و جنسیتی وجود دارد. به عنوان مثال شیوه پرتنشی و بیماریهای قلبی عروقی در بین سیاه پوستان بیشتر از سفید پوستان است. یک تحقیق اخیر درباره زنان سیاه پوست و زنان اروپایی تبار نشان داد که زنان سیاه پوست سطوح بالاتری از فشار روانی مزمن را به خاطر رویدادهای نا گوار زندگی، تبعیض و دشواریهای مالی تجربه می کنند(تراکسل[19] و همکاران 2003).

یافته های پژوهشی درباره تاثیر عوامل خطر نشان می دهد، افرادی که برای ابراز خشم بیشتر متمایل هستند،  سه برابر بیشتر از سایر افراد در معرض خطر حمله های قلبی قرار دارند( ویلیامز و همکاران،2000). هورمونهای استرس مرتبط با خشم می توانند ؛ عروق خونی را منقبض کنند و حمله های قلبی پدید آورند( راتوس ،2007؛ ترجمه ابراهیمی مقدم و همکاران،1386).

سرطان: در ایالات متحده سرطان قاتل شماره یک زنان و قاتل شماره دو مردان به حساب می آید(جامعه سرطان آمریکا،2005). مشخصه سرطان عبارت است، از رشد نابهنجار یا سریع سلول ها که ممکن است در هر نقطه از بدن رخ دهد به نظر می رسد، که بدن به طور دائم سلولهای سرطانی را رشد می دهد، با این حال این سلول ها در مقابل دستگاه ایمنی بدن تخریب می شوند، افرادی که دستگاه ایمنی انها به دلیل عوامل جسمانی یا روان شناختی آسیب می بیند، به احتمال زیاد دچار تومور می شوند (آنتونی، 2003).

ریچل یهودا[20] اظهار می دارد که گاهی استرس می تواند سطح کورتیزول را پایی بیاورد و توانایی دستگاه ایمنی را برای از بین بردن سلولهای سرطانی کاهش دهد.

ولی یافته های پژوهشی پالی نیو کامب[21] (2005) و باربارا اندرسون[22] (2005) حاکی از آن است استرس نمی تواند علت سرطان باشد (راتوس،2007 ترجمه ابراهیمی مقدم ، 1386).

زخم معده: زخم های معده تقریباً یک دهم  اشخاص را نا توان می کنند و هر سال بیش 10000 آمریکایی را به کام مرگ می سپارند. اشخاصی که در دوران استرس زخم معده پیدا می کنند کسانی هستند که مقدار پیسی نوژن معده آنها نسبت به دیگران بیشتر است (وینر و دیگران،1957) و توارث می تواند در میزان پپسی نوزن موثر باشد. تحقیقی که روی موشهای آزمایشگاهی انجام گرفت نشان داده است که تعارض جاذب – دافع شدید نیز می تواند زخم معده ایجاد کند(راتوس،1995؛گنجی،1381).

[1] Psycho- immunology

[2] lymphocyte

[3] weybrew

[4] Pearlin

[5] Schooler

[6] lock

[7] Hurts

[8] Williams

[9] Bloom

[10] Asher

[11] White

[12] Wilhiamson

[13] Halidy

[14] Moter

[15] Barnard

[16] Ukestad

[17] Huber

[18] Henrich

[19] Troxel

[20] Reachel Yehuda

[21] Polly Newcomb

[22] Barbara Andersen